👨 پرسشعرض سلام 🌷🌷خانم دکتر من بر اثر عصبیت های جاهلانه، نسبت به فردی از نزدیکان حساس شدم و میدانم ک…
انتشار: 2026/07/29 01:21 UTCدریافت: 2026/08/01 06:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 06:15 UTC
👨 پرسشعرض سلام 🌷🌷خانم دکتر من بر اثر عصبیت های جاهلانه، نسبت به فردی از نزدیکان حساس شدم و میدانم که دلایلم هیچ وجهه ایی ندارد نه میتوانم از زندگی ام حذفش کنم(که البته میدانم خیلی فکر بدی هست اما از فرط استیصال این را هم یک راه حل میبینم) نه میتوانم دلم را آرام کنم که حضورش مثل یه نفر عادی باشد . ذهنم مدام درگیر است یا خودم را باهاش مقایسه میکنم (بیشتر اونجایی که کم میارم ) یا حرفها و اعمالش را توی ذهنم قضاوت میکنم در کل وقتی منزل ما می آید ذهنم دائما معطوف به ایشان هست و راحت نیستم از اینها بدتر وقتی حرفی میزند که میدانم خوب است و به نفع من است توی ذهنم جبهه گیری میکنم که اصلا نمیخواهم از ایشان چیزی یاد بگیرم همیشه دوست دارم برتر از او باشم و و اگر نباشم حسادت میکنم به معایبی مثل غرور و خود برتر بینی و حسد - و شایدم موارد دیگری که درکشون نکردم - گرفتار شدم برای بهتر شدن تلاشهایی هم انجام دادم ، متوجه شدم اگر چند روز پشت سرهم صبح ها بخوابم حالم بدتر میشود انگار تقویت کننده وسوسه های ذهنی است در طول روز نشخوار ذهنی ام بیشتر میشود و تلاشهای قبلی ام بی اثر میشود. از طرفی اگر یک مشغله مهم داشته باشم حالم بهتر میشود و نگاهم به ایشان کمتر میشود اما حالم را کامل خوب نمیکند.و هر لحظه امکان برگشت دارم شما لطف کنید بفرمایید من به چه بیماری روحی مبتلا شدم؟ و چه راهکاری پیشنهاد میدهیددکتر جان یک سوال دیگر هم دارم من کلا کمتر تمرکز دارم و خیلی دچار هیجانات و پراکندگی. ذهن هستم برای انجام یک کار فکری خیلی باید تمرکز کنم و خودم رو مجبور کنم ، کارای عقب افتاده زیاد دارم از طرفی اوقات را بیشتر هدر میدهم و به گپ و گفت میگذرانم و هنگام انجام کار شخصی یاد لیست کارای تلنبار شده میافتم و هنگام انجام کار الف ذهنم درگیر کار ب است که سریع تر انجام شود و سراغ آن یکی برم که بیکار شدم سراغ بعدی نمیرم راستی ۴ ، ۵ طال از قرص دورسبلین مصرف میکنم آیا در پراکندگی ذهنم موثر است ؟میشه تاثیر قرص دورسبلین و مجسترول ۴۰ روی مغز و روان رو بفرمایید.✏ پاسخسلام. وقت به خیر. توضیحاتی که دادهاید نشان نمیدهد بیماری روحی روانی خاصی داشته باشید. علت بیشترین مشکلات جدی که افراد در رابطه با دیگران دارند ناشی از چگونگی رابطه آنها با خود است و میزان احساس ارزشمندی و دوستداشتنی بودن. به نظر میرسد نارضایتی زیادی دارید از خود و شرایطی که دارید. احتمالا به آنچه میخواستهلید نرسیدهاید که ممکن است به دلایل مختلف باشد. شاید در ذهن خود با خود دائم در جنگید و سرزنشگری برای اشتباهاتی که در گذشته کردهاید.پیشنهاد میکنم به جای این که تمرکز کنید بر احساساتی که در مورد فرد مورد نظرتان دارید یا مشغولیت ذهنی مفرط نسبت به او، انرژی روانی خود را صرف برنامهریزی و حرکت در جهت خواستههای خود کنید.به یاد داشته باشید هر چقدر بخواهید با اصرار مانع فکر کردن به او ( یا هر چیز دیگر) شوید، هجوم فکرها بیشتر خواهد شد. بنا براین وقتی به یاد او میافتید، نه با این فکر بجنگید و نه ذهن خود را در اختیار او قرار دهید، این فکر را شناسایی کنید و بگویید "فکر.... آمد" اما به آن نپردازید و ذهنتان را مشغول کاری کنید که در حال انجامش هستید.با بررسی و مانیتورینگ فکرهایتان وقتی حال خوبی ندارید محتوای فکرهای خود رادشناسایی کنید. این فکرها چه هستند و چه احساسی در شما نسبت به خودتان برمیانگیزند؟ باید یاد بگیرید که در صلح با خود باشید و خود را با همه جنبههای مثبت و منفی بپذیرید( احتمالا برای این کار به کمک نیاز خواهید داشت)در جهت رشد و پیشرفت برنامهریزی کنید و حرکت را شروع کنید. اگر حرکت کنید نمیتوانید دائم به راه رفتن کسی که در کنار شماست دقت و فکر کنید!برای داشتن تمرکز بیشتر به فایل شنیداری " ذهن ناآرام" که در این کانال هست گوش کنید و تمرینهایش را انجام دهید. چون من روانپزشک نیستم، اجازه اظهار نظر در مورد داروها را ندارم. لطفا با پزشک متخصص مشورت کنید. @dr_robab_hamedi

