یک مرتبه سر غارتیان که پیدا شد، عموم معلمین و کارمندان فرار کرده بودند.رشديه به دار الفنون پناه برد…
انتشار: 2026/07/26 12:32 UTCدریافت: 2026/08/14 22:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 22:20 UTC
یک مرتبه سر غارتیان که پیدا شد، عموم معلمین و کارمندان فرار کرده بودند.رشديه به دار الفنون پناه برده، با دارالفنویان از پشت بام ناظر جریانات بودند. حضرات با بیل و کلنگ وارد شده، دست خرابیشان قوی بود، درها را در آورده می بردند.ضمنا نارنجکی که از باروت و زرنیخ و غیره ساخته بودند، در سوراخ زیر شیرآب انبار گذاشته فتیله اش را بیرون برده، آتش زدند. چیزی نگذشت که این قسمت عمارت بعرش رفته واژگون به زمین آمد. رشدیه قاه قاه می خندید، مفخم الملک پیشکار ولیعهد می گوید: «خانه خراب! همه به حال تو گریه می کنند، تو قاه قاه میخندی؟» رشدیه می گوید:«هر یک از این آجر پاره ها یک مدرسه خواهد شد. من به آن روز میخندم. کاش زنده باشم و ببینم.» ۱۸ آذر ماهسالروز درگذشت میرزا حسن رشدیهیادش گرامی باد🌺🌺📖 سوانح عمر📝 شمس الدین رشدیه.



