❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💫🌟🌙#داستــــــــــان شـــــــــب🌙🌟💫⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃…
انتشار: 2026/08/23 20:10 UTCدریافت: 2026/08/24 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 00:35 UTC
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💫🌟🌙#داستــــــــــان شـــــــــب🌙🌟💫⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃گویند: پوریای ولی را جوانی پر از زور و بازو به شاگردی در زورخانه آمد. پوریا به او گفت: تو را نصیحتی میکنم مرا گوش کن! روزی در کوچهای میرفتم پسرکی بر من سنگی زد و ناسزا گفت و فرار کرد. چون به دنبال او رفتم تا علت ناراحتیاش را از خودم بدانم به منزلشان رسیدم. درب را زدم مادرش بیرون آمد. علت را جویا شدم، پسرک گفت: از روزی که تو با پدرم کشتی گرفته و زمیناش زدهای پدرم دیگر در معرکهگیری، کسی به او انعامی نمیدهد. بسیار ناراحت شدم چون من از راه کارگری تأمین معاش میکردم ولی پدر او از راه معرکهگیری و میدانداری روزی اهل و عیال خود تأمین میکرد. پدرش را صدا کردم و عذر خواستم. با پدرش برنامهای ریختیم. دو روز بعد پدرش معرکه گرفت و زنجیری به مردم نشان داد و شرط کرد بر دور بازوهای من بپیچد ولی من نتوانم آن را پاره کنم و من قبول کردم و زنجیر دور بازوان من پیچید و من فشاری زدم سبک، ولی چنان نشان دادم که هر چه در توانم بود فشار زدم که ردّ زنجیر بر بازوهای من ماند و تسلیم شدم که پاره نشد. مرد خوشحال شد و زنجیر در بازوی خود کرد و پاره نمود و من از شرم سرم به زیر انداخته از میدان دور شدم؛ تا مردم بدانند زور بازوی او از من بیشتر است و چنین شد که آبروی مرد به او برگشت و این به بهای رفتن آبروی من بود. مدتها گذشت مردم از راز این کار من باخبر شدند و مرا دو چندان احترام نمودند. این گفتم که بدانی ای جوان! زور بازوی تو چون شمشیر توست، پس آن را در نیام خداترسی و معرفت و ایمان اگر پنهان کنی تو را سود خواهد داد ولی اگر از نیام خود خارج کنی بدان شمشیر بازوی تو اول تو را زخمی خواهد کرد و هیچ مبارزی شمشیر بدون نیام بر کمر خود نمیبندد چون نزدیکترین کس که به شمشیر برنده او، خود اوست.🍃🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂🍃🍁✍🏻📚 هر شب یک داستان جذاب و خواندنی در کانال شهر من دورود📚✍🏻🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱 🌱تلگرام شهر من دورود 👇t.me/dorudcity%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8… شهرمن دورود👇instagram.com/my_city_dorud
