دنیای سینما:*🔺لالهزار تهران؛ از خیابان رؤیاها تا حافظهای فراموششده🖋فاطمه خدادادی آققلعه، معمار…
انتشار: 2026/08/02 09:31 UTCدریافت: 2026/08/03 03:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 03:52 UTC
دنیای سینما:*🔺لالهزار تهران؛ از خیابان رؤیاها تا حافظهای فراموششده🖋فاطمه خدادادی آققلعه، معمار و پژوهشگر (دانشآموخته دکتری تخصصی معماری در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران)*🔸خیابان لالهزار تهران را نمیتوان صرفاً یک معبر شهری یا بخشی از بافت تاریخی پایتخت دانست؛ این خیابان نمادی از نخستین تجربههای مدرنیته در ایران و بستری برای شکلگیری تحولات فرهنگی، هنری در دوره معاصر است. لالهزار که در اواخر دوره قاجار و همزمان با گسترش اندیشههای نوگرایانه شکل گرفت، بهتدریج از یک باغ سلطنتی به خیابانی تبدیل شد که در آن مظاهر تمدن جدید، از تئاتر و سینما گرفته تا هتل، کافه، کتابفروشی و فروشگاههای مدرن، حضوری پررنگ یافتند. به همین دلیل، این خیابان در حافظه تاریخی تهران همواره با مفاهیمی همچون نوگرایی، هنر، روشنفکری و پویایی فرهنگی پیوند خورده است. بااینحال، آنچه امروز از لالهزار باقی مانده، فاصلهای چشمگیر با گذشته پرافتخار آن دارد؛ فاصلهای که آن را از «خیابان رؤیاها» به «حافظهای فراموششده» تبدیل کرده است.🔸شکوفایی لالهزار را میتوان حاصل همنشینی هنر و معماری دانست. سالنهای نمایش، سینماها، کافهها و مراکز فرهنگی، خیابان را به بستری برای شکلگیری جریانهای هنری و روشنفکری تبدیل کرده بودند. در چنین فضایی، معماری تنها نقش یک کالبد فیزیکی را ایفا نمیکرد، بلکه به بخشی از تجربه فرهنگی شهروندان بدل میشد. حرکت در امتداد خیابان، مشاهده ویترینها، حضور در تماشاخانهها و تعامل با فضای عمومی، تجربهای جمعی را رقم میزد که در آن، زیباشناسی، فرهنگ و زندگی روزمره درهم تنیده بودند. به همین دلیل، لالهزار را میتوان یکی از نخستین نمونههای فضای عمومی فرهنگی در تهران دانست که کیفیت آن فراتر از عملکرد اقتصادی یا کالبدی تعریف میشد.🔸بااینحال، روند تحولات چند دهه اخیر نشان میدهد که این پیوند میان معماری و فرهنگ، بهتدریج از هم گسسته است. تغییر کاربری بسیاری از بناهای تاریخی، تعطیلی یا تخریب سینماها و تماشاخانهها، الحاقات نامتناسب، آشفتگی بصری ناشی از تابلوهای تجاری و غلبه فعالیتهای صرفاً اقتصادی، سبب شده است که لالهزار بخش عمدهای از هویت تاریخی خود را از دست بدهد. اگرچه هنوز برخی از ساختمانهای ارزشمند در این خیابان پابرجا هستند، اما حذف کارکردهای فرهنگی موجب شده است که این بناها نیز نقش گذشته خود را ایفا نکنند. در چنین شرایطی، معماری از یک عنصر زنده و معنادار به پوستهای کالبدی تقلیل یافته است.🔸یکی از مهمترین چالشهای لالهزار، کاهش کیفیت منظر شهری است. منظر شهری صرفاً مجموعهای از ساختمانها و خیابانها نیست، بلکه بازتابی از فضای فرهنگی، بصری، هویت و فرهنگ یک شهر محسوب میشود. حضور تابلوهای نامتناسب، تغییر بیضابطه عناصر معماری، فرسودگی کالبدی و ناهماهنگیهای بصری، سیمای خیابان را بهشدت کاهش داده است. این آشفتگی نهتنها کیفیت زیباییشناختی فضا را تحت تأثیر قرار داده، بلکه موجب شده است که شهروندان ارتباط عاطفی و ذهنی خود را با این خیابان از دست بدهند. هنگامی که نشانههای هویتبخش یک فضای شهری حذف میشوند، حافظه جمعی نیز بهتدریج دچار فرسایش خواهد شد.🔸وضعیت کنونی لالهزار، بیش از آنکه حاصل فرسودگی کالبدی باشد، پیامد سیاستگذاریهای شهری و غلبه رویکردهای اقتصادی بر ملاحظات فرهنگی است. در سالهای اخیر، حفاظت از این محور تاریخی عمدتاً به مرمت محدود برخی بناها تقلیل یافته، درحالیکه هویت لالهزار تنها در کالبد آن خلاصه نمیشود. تداوم حیات این خیابان مستلزم بازگرداندن فعالیتهای فرهنگی، حمایت از تئاترها و گالریهای هنری، ساماندهی منظر شهری، کنترل مداخلات کالبدی و تقویت حضور شهروندان در فضای عمومی است. ارزش واقعی این محور شهری زمانی حفظ خواهد شد که میان معماری، فرهنگ و عناصر آن تعادل برقرار باشد؛ تعادلی که در آن، گذشته نه بهعنوان یک شیء موزهای، بلکه بهعنوان بخشی از زندگی روزمره شهروندان تداوم یابد.🔸در نهایت؛ لالهزار را باید روایتی از فراز و فرود مدرنیته ایرانی دانست؛ خیابانی که روزگاری نماد شکوفایی هنر، معماری و فرهنگ شهری بود، اما امروز بخشی از هویت خود را در میان مداخلات نامناسب و بیتوجهی به ارزشهای تاریخی از دست داده است. تداوم این روند، نهتنها به فرسایش کالبدی بناها، بلکه به فراموشی حافظه فرهنگی تهران خواهد انجامید. ازاینرو، بازآفرینی لالهزار ضرورتی صرفاً کالبدی یا اقتصادی نیست، بلکه اقدامی فرهنگی برای حفظ هویت شهری و انتقال میراث هنری و معماری آن به نسلهای آینده محسوب میشود./ میراث باشیt.me/donyayecinema

