#چند_دقیقه_مطالعه 🌾 بعضی شبها در حیاطِ روبهروی حرم مینشستیم و باهم درسهای کلاس اخلاق را مباحثه…
انتشار: 2026/07/29 09:14 UTCدریافت: 2026/08/02 20:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 20:02 UTC
#چند_دقیقه_مطالعه 🌾 بعضی شبها در حیاطِ روبهروی حرم مینشستیم و باهم درسهای کلاس اخلاق را مباحثه میکردیم.به من میگفت: «از امام چیزهای دنیایی نخواه! کم هم نخواه! بگو آقاجان، معرفت خودِت رو به من بده» !آنقدر دوستش داشتم که هرچه میگفت برایم حجت بود. چشمانم را بستم و همینها را تکرار کردم. یک دفعه یاد چیزی افتادم و گفتم: «راستی محمد! همه از اینجا برای خودشون کفن خریدن. ما هم بگیریم و بیاریم حرم برای طواف!»طفره رفت و گفت: «ای بابا! بالاخره وقتی مُردیم، یه کفن پیدا میشه ما رو بذارن توش»...اصرار کردم که این کار را بکنیم. غمی روی صورتش نشست. چشمانش را از من گرفت و به حرم دوخت. گفت: «دو تا کفن ببریم، پیش یه بیکفن؟»در قسمتی از وصیتنامهی شهید نسبت به فرزندان آمده که:آخرت خود را به دنیای فانی نفروشید، کمک به مستمندان و محرومان را فراموش نکنید، در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حضور فعال داشته باشید، گوش به فرمان ولی فقیه زمان خود باشید، ادامهدهندهی راه شهدا باشید. این شهید بزرگ شدن سه فرزند خود را دید، اما فرزند چهارم، زینب، بعد از شهادتش دیده به جهان گشود.گزیدهی کتاب «برای زین اب»/ زندگی نامه شهید بلباسی/ سمیه اسلامی#کتاب 🧕کانال دخترونه حرم رضوی┏━ 🕊 ━┓@dokhtar_razavi┗━ 🖤 ━┛


