تازگی گردآوری
قدیمی- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-08 00:18 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
🆔 @abdolba ️ کانال تلاوتهای آرامش بخش استاد عبدالباسط ☝️ 🆔 @mahmodkarimi ️ کانال بزرگ مداحی ☝
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 5 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
📀 تلاش حاکمیت بعد از رحلت رسول اکرم(ص) برای پایین آوردن شأن امیرالمؤمنین علی علیه السلامحجت الاسلام کاشانی🆔 @doaykomeil
🌑 علت وفات پیامبر اکرم (ص)دلایل بسیاری وجود دارد که رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ناشی از خوراندن سم به ان حضرت بوده است. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. از جمله امام صادق (ع) می فرمایند: چون پیامبر اسلام (ص)، ذراع (یا سر دست) گوسفند، را دوست می داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند[۴]در جای دیگری آن حضرت فرمودند: "پیامبر اکرم (ص) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود".[۵] در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن رسول خدا (ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می نماید.علاوه بر روایات شیعه روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتب اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأیید می نماید که به عنوان نمونه، به سه مورد آن اشاره می نماییم:روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده که پیامبر (ص) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عائشه فرمودند: "من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده ام، در بدنم احساس می کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد".[۶]همین موضوع در سنن دارمی نیز بیان شده است. علاوه بر این که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر (ص)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.[۷]روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر (ص)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر (ص) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد.[۸] مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی؛ تقریبا مشابه با این روایت بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوت که به پیامبر (ص) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده اند.[۹]روایت سوم: محمد بن سعد؛ از قدیمی ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم (ص) را این گونه نقل می نماید: هنگامی که پیامبر (ص)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زاده مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می نمود که پیامبر (ص) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح کرده و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر (ص) نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر (ص) دلیل آن را پرسیدند و او جواب داد که هدیه ای برایتان آوردم! پیامبر (ص) با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند ... بعد از مدتی، پیامبر (ص) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می گیرد که شهادت پیامبر (ص) به همین دلیل بوده است.[۱۰]بدین ترتیب، از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می توان نظریه شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر (ص) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق این روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.پی نوشت:۴_ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ش، ج 6، ص 315، ح 3۵_ محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج 1، ص 503، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.۶_ صحیح بخاری، ج 5، ص 137، دار الفکر، بیروت، 1401 ق.۷_سنن دارمی، ج 1، ص 33، مطبعة الاعتدال، دمشق.۸_ مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 18، دار صادر، بیروت.۹_بحار الانوار، ج 21، ص 7.۱۰_ محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج 2، ص 202 – 201، دار صادر، بیروت.🆔 @doaykomeil ⇦
👇👇👇♨️سوال:🔰ماجرای گریه حضرت زهرا (س) بعد از رحلت پیامبر (ص) و آزار مردم توسط آن چه بود؟✍️پاسخ:✅حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام میفرماید: فاطمه زهراء بقدرى براى پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله گریه كرد كه اهل مدینه متأذى شدند و به وى گفتند: تو ما را بعلت كثرت گریه ناراحت كردى، یا شب گریه كن یا روز! لذا فاطمه از مدینه خارج میشد و روى قبر شهداء گریه میكرد.[۱]دقت در ماهیت گریه حضرت زهرا (س) نشان می دهد که چرا عده ای به گریه ایشان اعتراض می کردند. در روایتی، قسمتی از گفتار حضرت زهرا (س) در هنگام عزاداری بر سر مزار پدر این گونه بیان شده است: «پدر جان! آن مجالسى كه تو داشتى (با رفتن تو) دچار ظلمت بزرگى شدهاند. ... ابو الحسن تو را از دست داد، همان ابو الحسنى كه: مؤتمن، پدر دو فرزند تو حسن و حسین، برادر تو دوست تو و محبوب تو مىباشد. همان على كه تو او را از زمان كودكى پرورش دادى در زمان بزرگسالى او با وى برادر شدى، همان على كه محبوبترین دوستان و اصحاب تو بود، همان على كه در اسلام آوردن و هجرت نمودن و یارى كردن تو بر همه سبقت گرفت، ما تو را از دست دادیم، گریه قاتل ما خواهد بود، تأسف همراه و مونس ما گردید. سپس آن بانو فریادى زد و نالهاى كرد كه نزدیك بود روح از بدنش مفارقت نماید، آنگاه این اشعار را قرائت كرد:... دین اسلام كه در میان مردم یكى از غربا به شمار مىرود در مصیبت تو گریان شد. - كاش آن منبرى را كه بر فراز آن مىرفتى مىدیدى كه چگونه بعد از نور وجودت، اكنون ظلمت آن را فرا گرفته و ... .سپس به جانب منزل خود بازگشت و شب و روز شروع به گریه و ناله كرد، اشك وى خشك نمى شد و ناله و ضجّه اش آرام نمىگرفت. بزرگان اهل مدینه اجتماع كردند و به حضور امیر المؤمنین على علیه السّلام آمدند و گفتند: اى ابو الحسن! فاطمه شب و روز گریه مىكند، هیچ كدام از ما شب در رختخواب به خواب نمى رویم، در حالى كه روزها به علّت مشغله و طلب معاش قرار و آرام نداریم، ما از تو تقاضا مىكنیم كه فاطمه یا شب گریه كند و یا روز.»[۲]طبیعتا این گفتار در خانه ای که کنار مسجد قرار داشت و به نوعی مقر حکومتی محسوب می شد و اجتماع زنان در کنار حضرت زهرا (س) که مطالب را به شوهرانشان منتقل می کردند، پایه های حکومت غاصبان را می لرزاند و آنها را دچار استیصال می کرد. و باید هر گونه که شده به نوعی مانع ادامه این روند می شدند که ممکن بود سبب بیداری مردم شود.و الا اگر بحث صدای گریه باشد، طبیعتا گریه ای که صدای آن مانع استراحت شود، نباید در شب واقع شود. در حالی که مخالفان گریه پیشنهاد می دهند که شب به تنهایی زمان گریه باشد!حضرت فاطمه(ع) بعد از رحلت پیامبر به فاصله كوتاهی به پدرش ملحق شدند در این فاصله اندك گریه و حزن آن حضرت بر پدرش كه نظیرش در دو عالم نیست و افضل پیامبران است چیزی طبیعی به نظر میرسد و از طرف دیگر مردم نیز خود را در آن مصیبت عظمای بشری صاحب عزا میدانستند پس چطور اعتراض میكردند؟ جز اینكه بگوییم گریه آن حضرت بیشتر بر مصائب وارده بر وصی آن حضرت بود و به نوعی سیاسی و افشاگرانه بود، و نهی دستگاه حاكم از گریه فاطمه(س) (مستقیم یا غیرمستقیم و توسط شیوخ مدینه) سیاستی برای تثبیت حكومت خودشان بود.علامه سید جعفر مرتضی عاملی در این باره میگوید: «ما تصور نمیكنیم كه گریه زهرا(س) در فراق پدرش آسایش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد بلكه آنچه آنان را ناراحت كرد و به واكنش واداشت چیزی است كه وجود زهرا(س) در كنار قبر پدرش با حالتی از حزن و اندوه و دلتنگی و دل شكستگی برمیانگیخت (یعنی) مظلومیت زهرا كه بلافاصله پس از درگذشت پدرش به سراغ او آمده بود و نمایانگر حالت تحریك مداوم مردم پاك نهاد و مخلص و با ایمان و در نتیجه نابودی خطی بود كه از انجام هیچ عملی در راه رسیدن به خواستههایش فرو گذار نكرد. گریه زهرا در فراق شخص رسول خدا(ص) به اندازه گریه آن بانو در تجسم سرنوشت غمباری كه به مجرد وفات پیامبر اسلام، برخاندان پیامبر وارد شد نبود ( در واقع گریه اصلی برای اوضاع پس از رحلت پیامبر بود) »[۳]«باید اعتراف كنیم به این حقیقت كه گریه و ناله فاطمه آسایش مردم مدینه را به هم نزد بلكه آرامش حاكمان سقیفه را به هم میزد چون كه حاكمان جدید میبایست در مسجد پیامبر(ص) و در كنار منبر شریف آن حضرت جایی كه فقط چند متر از خانه فاطمه فاصله داشت حضور داشته باشند و این حضور با گریه و اندوه فاطمه به مخاطره میافتد لابد باید آن حضرت را از گریه منع كنند.»[۴] 👇👇👇
مداحی روضه کمیاب ویژه رحلت حضرت رسول (ص)