📚هر روز یک داستان 💎فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت، استاد ب…
انتشار: 2026/08/10 22:14 UTCدریافت: 2026/08/12 18:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 18:52 UTC
📚هر روز یک داستان 💎فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت، استاد به او گفت دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم بتو بیاموزمشاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هر جایی ایرادی میبینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرداستاد به او گفت : آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید.غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند!استاد به شاگرد گفت : همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه ! ━━━━━━━━━━━━⇜لە خەڵکەوە بۆ خەڵک؛ شارەکەم دیواندەرە↬ @Divandare ⇜

