#بهترین_متنهایی_که_خوانده_ام بچه که بودیم ثانیه به ثانیه، لحظهها را زندگی می کردیم.خوشی تنها هدفما…
انتشار: 2026/08/13 17:51 UTCدریافت: 2026/08/14 22:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 22:01 UTC
#بهترین_متنهایی_که_خوانده_ام بچه که بودیم ثانیه به ثانیه، لحظهها را زندگی می کردیم.خوشی تنها هدفمان بود. انگار خدا سفت در آغوشمان گرفته بود.تنها زمانی از آغوشش بیرون بودیم، و سخت می گذشت که مشق شبمان از دو خط به ده خط می رسید.لذت هایمان را با تغییر فصل ها منطبق میکردیم.بزرگتر که شدیم لحظه ها و ثانیه ها و ساعت ها همانقدر بی ارزش شدن که زندگی کردن.یادمان رفت، دست هایمان بلندتر شدند تا آغوشمان بزرگتر باشد. یادمان رفت آغوش مادر عطری نایاب دارد که ریه هایمان را تازه میکند. یادمان رفت روزی می رسد که دست هایمان بهانهی دستهای پینه بستهی مردی را می گیرند که جوانیش را سختی ها دزدیدند. یادمان رفت خیس شدن زیر باران همان لذت بچگی را دارد. یادمان رفت هیچ چیز و هیچ کس روزهای رفته را برایمان هدیه نمی آورد.👤ناهید آقاطبا💟@dialecticofsolitude

