#شاعرانههر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر استعشقبازی دگر و نفسپرستی دگر استنه هر آن چشم که بینند سیا…
انتشار: 2026/08/12 21:28 UTCدریافت: 2026/08/16 09:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 09:10 UTC
#شاعرانههر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر استعشقبازی دگر و نفسپرستی دگر استنه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپیدیا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر استهر که در آتش عشقش نبود طاقتِ سوزگو به نزدیک مرو کآفت پروانه پَر استگر من از دوست بنالم نفسم صادق نیستخبر از دوست ندارد که ز خود باخبر استمن از این بند نخواهم بهدرآمد همه عُمربند پایی که بهدستِ تو بود تاجِ سر استدستِ سعدی به جفا نگسلد از دامنِ دوستترکِ لؤلؤ نتوانگفت که دریا خطر است👤#سعدی@DeyrBook