✔️ شرافت؛ معلمی که فیزیک را به ایمان پیوند زد!▪️نامش «شرافت شریفی» بود؛ دبیر فیزیکی که قرار بود ب…
انتشار: 2026/08/05 13:19 UTCدریافت: 2026/08/15 00:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:42 UTC
✔️ شرافت؛ معلمی که فیزیک را به ایمان پیوند زد!▪️نامش «شرافت شریفی» بود؛ دبیر فیزیکی که قرار بود به ما قانونهای سخت و خشک فیزیک را بیاموزد، اما به جای آن، فرمولهای زندگی شرافتمندانه را در جانمان حک کرد. اوفرشتهای با بالهای نامرئی نبود زنی بودکاملاً زمینی، با دستهایی که خسته میشدند، چشمهایی که خواب میخواستند و قلبی که برای دردهای کوچک و بزرگ آدمها میتپید.یادم هست روزی ما را به خانهاش دعوت کرد قرار بود دور هم باشیم اما او فیلمی از عیسی "ع"را در دستگاه گذاشت. آنجا، لابهلای تصاویری که از صفحه تلویزیون پخش میشد، ما نه جاذبه زمین را فهمیدیم و نه قانون ترمودینامیک را؛ ما قانون «ایمان» را یاد گرفتیم. وقتی عیسی به حواریاش گفت آن سبدِکوچک نان را میان آن جمعیت عظیم پخش کند و یار همراهش با تردیدی کاملاً انسانی پرسید: «آخر این سبد کوچک و این همه آدم؟»، عیسی فقط با چشمانی لبریز از یقین گفت: «سبد را بردار و برو...»آن روز، در تاریک وروشنِ اتاقِ خانهی یک معلمِ فیزیک، من به عنوان یک دختر محصل، عمیقاً فهمیدم گاهی قانونهای فیزیک در برابر وسعت ایمان کم میآورند. فهمیدم نانها با فرمولهای ریاضی تکثیر نمیشوند با یقینِ قلبِ آدمی زیاد میشوند.✔️ کوزهای از آب، دریایی از محبت! یک ظهر داغ و سوزان تابستان، خسته و عرقکرده تا دم خانهاش رفتم تا کتابی را پس بدهم. انتظار داشتم کتاب را بگیرد و خداحافظی کند. اما او با یک کوزه گلیِ شبنمزده پر از آب یخزده به درگاه آمد. کوزه را که سر کشیدم، فقط آب نبود که از گلویم پایین میرفت؛ انگار خنکای محبتی خالص، سلول به سلول تن خستهام را سیراب میکرد بعدها دانستم که کوزه های احسان وبخشش در حاشیه های شهر نیز خنکای دل کودکان بی بضاعت بودهاستاو همیشه همینگونه در حال تکثیرِ محبت بود، درست مثل همان سبد نانِ عیسی، مهربانی اش را تکثیر میکرد. ▪️روزی دیگر که به خانهاش رفتم، دیدم پای چرخ خیاطی نشسته است. پارچهها را با دقت برش میزد تا روسریهای قوارهبزرگ بدوزد. میگفت: «اینها را میدوزم تا هدیه دهم. اگر به دستشان رسید که اجرش را بردهام، اگر هم مرگم فرا برسد، باز هم اجر نیتم سر جایش است.» او نگران نتیجه نبود، نگران «رسیدن» نبود او فقط میخواست در این دنیای پر از حساب و کتاب، سهم خودش را از بخشندگی ادا کند. ▪️اما آنچه شرافت را در قلب من جاودانه کرد، بینقص بودنش نبود، اتفاقاً خستگیهای عمیقاً انسانیاش بود.یک بار برای کلاسی که گذاشته بود، پنج دقیقه دیر رسیدیم. با دستپاچگی شروع کردیم به عذرخواهی. او با همان لبخندِ آرامش نگاهمان کرد و گفت: «عزیزانم، دیشب مهمان داشتم، صبح هم مدرسه بودم قبل شما هم کلاس داشتم از خدا خواستم شما پنج دقیقه دیرتر برسید تا من بتوانم همینجا نشسته کمی چشمهایم را ببندم... پنج دقیقه خوابیدم و حالا انرژی گرفتم.»سالهاست که به آن پنج دقیقه فکر میکنم. به زنی که آنقدر خسته بود که برای پنج دقیقه خوابِ نشسته، دست به دامن خدا شد. او یک قدیسه دور از دسترس نبود معلم خستهای بود که حتی از خواب بریدهبریدهاش هم برای ما مایه میگذاشت. قانون بقای انرژی در فیزیک میگوید انرژی از بین نمیرود، بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. مهربانی شرافت هم از بین نمیرفت. او کسی را از هدایای ریز و درشتش بینصیب نمیگذاشت. اگر وقت نمیکرد به کسی سر بزند، هدیهاش را با پیک میفرستاد. محبت او، انرژی پایانناپذیری بود که مدام تغییر شکل میداد.▪️اما دست تقدیر، همیشه تابع قانونهای ما نیست. روزگار تلخ و تاریک کرونا از راه رسید و معلم فیزیک من، خستهتر از همیشه، در برابر این ویروس تسلیم شد. شرافتِ من از دنیا رفت، در حالی که تا آخرین نفسهایش داشت برای بچههای بیبضاعت شهرش تبلت میخرید تا از درس جا نمانند. ▪️هنوزم که هنوز است، وقتی به صفحه تلگرامش نگاه میکنم، بغض گلویم را میفشارد.جواب پیام درخواست کمکی که برای خرید تبلتها داده بود، هنوز آنجاست... و هرگز «سین» نشده است. دو تیکِ آبی که دیگر هیچگاه روشن نخواهند شد.شاید برای شما، یک فیلم، یک کوزه آب گلی و یک روسری ساده، اتفاقات پیشپاافتادهای باشند اما برای من، تمام داراییِ معنویِ روزهای نوجوانیام بودند. ✔️شرافتِ شریفی از این دنیا رفت؛ اما من با تمام وجودم و با تمام سلولهایی که روزی از آبِ کوزهی گلیِ او جان گرفتند، باور دارم که قانون بقای نیکی، معتبرترین قانون فیزیک است. او در زیر خاک خفته است، اما مؤسسه خیریهای که پس از رفتنش به نام او تأسیس شد تا تداومبخشِ راهش باشد، ثابت کرد که چشمهی مهربانیِ او هرگز نمیخشکد. فرمول ایمانی که او در جان ما جا گذاشت، هنوز دارد سبدهای خالی زندگیمان را پر از نانِ ایمان میکند.✍شایسته احمدی🆔 @eslahe🍃موسسه خیریه مرحومه شرافت شریفیحساب:1000266238137 کارت:6277-6071-0028-2842
