تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:14 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
بهترین کانال در زمینه داستانهای کوتاه و آموزنده و اخلاقی بدون تبلیغات و تبادلات آزار دهنده
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 24 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
🔷دعای خروج از ماه صفر فراموش نشود همه دوستان محمد آل محمد را دعا کنید🔹بسم الله الرحمن الرحیمیا سَیّدُ یا سَیّدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَهُ الْمُسْتَنَدُ اِجْعَلْ لی فَرَجاً وَ مَخْرَجاً مَمّا اَنا فیهِ وَاکْفِنی فِیهِ وَ اَعُوذُ بِکَ بِسْمِ اللهِ التّامّاتِ یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ یا رَحْمنُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارِیُ یا اَوَّلُ یا آخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ یا وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بَصیرُ یا غَفورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکُورُ یا عالِمُ یا عادِلُ یا کَریمُ یا رَحیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤفُ یا وِتْرُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا حَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ یا مَعیدُ یا حافِظُ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وَکیلُ یا دَلیلُ یا حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّارُ یا غَفّارُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفْرانُ یا بُرْهانُ یا سُبْحانُ یا مُسْتَعانُ یا سُلْطانُ یا اَمینُ یا مُؤمِنُ یا مُتَکَبِّرُ یا شَکُورُ یا عَزیزُ یا عَلیُّ یا وَفِیُّ یا قَویُّ یا غَنیُّ یا مُحِقُّ یا اَمینُ.آمین یا رب العالمين 🔷دعای آخر ماه صفر: 🔷سُبحانَ اللّه یا فارِجَ الهَمِّ وَ یا کاشِفَ الغَمِّ فَرِّجْ هَمِّی وَ یَسِّرْ أمرِی وَ أرحَمْ ضَعفِی وَ قِلَّةَ حِیلَتِی وَ أُرزُقنِی مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِب یا رَبَّ العَالَمِینَ 🔷پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم می فرمایند: هر کس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا کند@Dastane_k
✅ روز جهانی چپدستها🔸در مغز افراد راست دست نیمکره سمت چپ مسئول احساسات و نیمکره سمت راست مسئول منطق و پردازش کردن داده ها و محاسبه است، در مغز افراد چپ دست این مورد وارونه است و پیوند بیشترو تنگاتنگ تری میان این دو نیمکره بر قرار است و همین باعث می شود که افراد چپ دست :🔸کمتر گول بخورند.🔸سخت تر قانع بشوند.🔸بیشتر عصبانی بشوند.🔸زود وابسته شوند و سخت دل بکنند.🔸توانایی مدیریت بهتری داشته باشند.🔸درک موسیقی و علاقه بیشتری به موسیقی داشته باشند.🔸روابط دوستانهتر و گرمتری داشته باشند.🔸آسانتر و عمیقتر مطالب تازه را یاد بگیرند.🔸برای یادگیری نیاز کمتری به تکرار داشته باشند.🌺روز چپدستها مبارک🌺@Dastane_k
🔴 روزی پادشاهی به وزیرش گفت:«ای وزیر! برای اینکه شایستگی و لیاقت تو برایم ثابت شود، باید به سه سؤال من پاسخ بدهی:❓ خداوند چه میپوشد؟ ❓ چه میخورد؟ ❓ و چه کاری انجام میدهد؟»وزیر درمانده و نگران شد؛ زیرا پادشاه گفته بود اگر پاسخ را پیدا نکند، اعدام خواهد شد!روزها گذشت و وزیر همچنان پاسخی نیافت. تا اینکه غلامش حال او را پرسید. وزیر ماجرا را برای او تعریف کرد.غلام گفت: 🔹 خداوند گناهان بندگانش را میپوشاند. 🔹 غصه و رنج بندگانش را میخورد.وزیر با تعجب گفت: «پس جواب سؤال سوم چیست؟»غلام پاسخ داد: «برای نجات جانت، همین دو پاسخ کافی است!»فردای آن روز، وزیر نزد پادشاه رفت و دو پاسخ را گفت. پادشاه پرسید: «پس جواب سؤال سوم چه میشود؟»وزیر گفت: «قربان، هنوز پاسخ آن را نیافتهام؛ این دو پاسخ را هم غلامم به من گفت.»پادشاه دستور داد غلام را نزد او بیاورند. سپس گفت: «بهخاطر این دانش و دانایی، تو را وزیر میکنم!»به این ترتیب، غلام وزیر شد و وزیر، غلام او گردید!مدتی بعد، پادشاه از وزیر جدید پرسید: «خب، حالا بگو خداوند چه کاری انجام میدهد؟»وزیر گفت:✨ کار خدا این است که در یک لحظه، وزیری را غلام میکند و غلامی را وزیر! ✨🔴 نتیجهگیری: هیچکس به جایگاه و موقعیت امروز خود مغرور نشود؛ چراکه قدرت، ثروت و مقام، همه در دست خداست. او میتواند در یک لحظه، حال انسان را دگرگون کند؛ پس با مردم مهربان باشیم و هیچکس را کوچک نشماریم.📖 خداوند میفرماید:«وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» «و ما این روزها را میان مردم میگردانیم.» 📚 سوره آلعمران، آیه ۱۴۰🤲 خدایا ما را در روزهای قدرت، مغرور و در روزهای سختی، ناامید مگردان.#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج»@Dastane_k
داستانی واقعی و تکاندهنده از کشور یمن 👞زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل بگیرد، یک جفت کفش نو جایزه بدهد، همه با نمرات عالی موفق شدند. اما تکه کاغذ کوچکی درون جعبه، رازی را فاش کرد که باعث شد آن معلم تمام شب را در برابر همسرش گریه کند.استاد «نوال» در یک مدرسه ابتدایی کوچک در روستایی فقیر تدریس میکرد. شاگردانش هر صبح با لباسهایی ساده، دفترهایی قدیمی و رؤیایی بزرگتر از خانههایشان به مدرسه میآمدند. او آنها را مانند فرزندان خودش دوست داشت و از چهره هر کودک میفهمید که آیا شب سیر خوابیده است یا گرسنگیاش را از خانوادهاش پنهان کرده است.روزی خواست تا روحیه آنها را بالا ببرد، پس با لبخندی به آنها گفت: «هر کس در امتحان نمره کامل بگیرد، به او یک هدیه کوچک میدهم.»یکی از کودکان با هیجان پرسید: «خانم، هدیه چیست؟»معلم پاسخ داد: «یک جفت کفش نو.»کفش برای آنها یک شیء معمولی نبود، بلکه رؤیای کوچکی بود که روی دو پا راه میرفت. کودکان بسیار خوشحال شدند و با جدیت شروع به درس خواندن کردند و هر کدام آرزو داشتند که این هدیه نصیب او شود. در میان آنها دختری به نام «وفاء عبدالکریم» بود که انتهای کلاس مینشست؛ او بسیار آرام بود و همیشه پاهایش را زیر نیمکت پنهان میکرد.وفاء کفشی قدیمی و پاره داشت که نوک آن باز شده بود و بندش چندین بار گره خورده بود، اما هرگز شکایتی نمیکرد. روز امتحان فرا رسید و کودکان با پشتکاری عجیب نوشتند؛ تا جایی که معلم احساس کرد تمام این قلبهای کوچک میخواهند پیروز شوند.بعد از تصحیح اوراق، غافلگیری این بود که تمام دانشآموزان نمره کامل گرفته بودند!استاد نوال خوشحال شد اما درماند ماند؛ کفش را به چه کسی بدهد در حالی که همه شایستگی آن را داشتند؟ او به آنها گفت: «شما همه عالی هستید، اما هدیه فقط یکی است؛ راه حلی پیشنهاد بدهید که همه راضی باشند.»کودکان کمی با هم مشورت کردند و سپس گفتند: «نامهایمان را روی کاغذهای کوچک بنویسیم و در جعبه بیندازیم و شما یک ورق را به طور تصادفی بیرون بکشید.»معلم پذیرفت و هر کودک نامش را روی کاغذ نوشت، تا کرد و در جعبه انداخت.استاد نوال در مقابل دیدگان آنها یک کاغذ بیرون کشید، آن را به آرامی باز کرد و خواند: «وفاء عبدالکریم».وفاء با قدمهایی لرزان و در حالی که اشکهایش از شادی جاری بود، جلو آمد و در حالی که بقیه دانشآموزان صادقانه برایش دست میزدند، کفش نو را گرفت. او کفش را طوری در آغوش گرفت که انگار گنجینهای به دست آورده است و دست معلمش را بوسید و گفت: «به خدا قسم خانم، من واقعاً به آن نیاز داشتم.»نوال نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد، اما لبخند زد تا شادی آن دخترک خراب نشود. شب هنگام، در حالی که جعبه کوچک کاغذها را با خود داشت، به خانه برگشت.همسرش پرسید: «چرا در حالی که داستانی زیبا تعریف میکنی، گریه میکنی؟»او در حالی که جعبه را باز میکرد گفت: «من به خاطر اینکه وفاء برنده شد گریه نمیکنم.»همسرش تعجب کرد و پرسید: «پس چرا؟»او کاغذها را یکی پس از دیگری بیرون آورد و در مقابل همسرش باز کرد. روی تمام کاغذها، فقط یک نام نوشته شده بود: «وفاء عبدالکریم».همسرش خشکش زد، اما نوال بیشتر گریه کرد و گفت: «تمام بچهها نام او را نوشتند و هیچکدام نام خودشان را ننوشتند!»او در حالی که میلرزید ادامه داد: «همه آنها کفش میخواستند، اما دیدند که نیاز او بیشتر از نیاز آنهاست.»روز بعد، نوال به مدرسه رفت در حالی که به تعداد تمام شاگردان کلاس، کفشهای نو به همراه داشت؛ چرا که همسرش تنها ساعتی را که داشت فروخت تا این کفشها را بخرد.وقتی وارد کلاس شد به کودکان گفت: «دیروز شما درسی به من دادید که در هیچ کتابی نیست.»وفاء گریه کرد، کودکان گریه کردند و آن روز در مدرسه به نام «روز قلبهای سفید» شناخته شد.اما زیباترین اتفاق زمانی رخ داد که پیامی از یک خیرخواه رسید که داستان را شنیده بود و متعهد شد لباس و کفش تمام دانشآموزان مدرسه را تا پایان سال تهیه کند.در پایان پیام نوشته بود: « کودکی که شادی خود را به خاطر دیگری کنار میگذارد، سزاوار است که دنیا تمام درهایش را به رویش باز کند...»پیام داستان:اطرافیان خود را نادیده نگیرید و به احساسات دیگران توجه کنید. هر کس که نعمت و برکتی دارد، باید آن را با کسانی که ندارند تقسیم کند.@Dastane_k
🌕 با سلام برای تهیه و گردآوری متن زیر زحمت زیادی کشیده شده، لطفا جهت مطالعه آن ۲ دقیقه وقت بزارید.دانستنیهاوقتی در رختخواب خوابتان نمیبرد به مدت یک دقیقه پشت سر هم پلک بزنید، اینکار باعث خستگی چشم میشود و در نتیجه راحت به خواب می روید.دانستنیهااگرمی خواهید برنج سفید و زیباتر برای مهمانتان درست کنید ، هنگام جوشیدن ، چند قاشق غذاخوری ماست به آن اضافه کنید.دانستنیهاوحشتناک ترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع میشود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. دانستنیهاافرادی که سریع راه میروند از کسانی که معمولی راه میروند بیشتر عمر میکنند !دانستنیهاچطوری میتونیم چای اصل رو از تقلبی تشخیص بدیم ؟ برای تشخیص چای اصل از تقلبی مقداری چای خشک را در آب سرد بریزید اگر چای رنگ داد، تقلبی است. دانستنیها10 عدد بادام به اندازه 5 پرس چلوکباب ارزش غذایی دارد. دانستنیهاوقتی سردرد دارید فقط کافیه لیمو ترش رو نصف کنین و به پیشونیتون بمالین دیگه خبری از سر درد نیست. دانستنیهادوش آب سرد، متابولیسم بدن را افزایش میدهد سیستم ایمنی بدن را هم فعال میکند. سرما میتواند به کاهش استرس و تسکین علائم افسردگی کمک کند. دانستنیهابطریهای پلاستیکی آب را هرگز در فریزر قرار ندهید. این کار باعث آزاد سازی سم دیوکسین از پلاستیک شده که سمی قوی برای بدن است. دانستنیهابرای بریدگی های خفیف از زرد چوبه استفاده کنید. زردچوبه دارای نوعی خاصیت تنگ کنندگی است که باعث بهبود سریعتر زخم میشود. دانستنیهاروش تشخیص اصل یا تقلبی بودن عسل، عسل را داخل لیوان محتوی آب سرد بریزید اگر بصورت عمودی و بدون حل شدن ته لیوان جمع شد عسل مرغوبی است. دانستنیهابیشتر محتوای روغنهای مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزایش میدهد. دانستنیهاترس باعث از کار افتادن «کلیه ها» میشود، از ترساندن همدیگر حتی بعنوان شوخی بپرهیزید !دانستنیهابیشترین مقدار انسولین در پاشنه پاست، کسانی که دچار دیابت یا قند خون بالا هستند اگر روزانه به مدت 10دقیقه سنگ پا بزنند باعث تنظیم انسولین خواهد شد !دانستنیهاماساژ شصت به مدت یک دقیقه آن هم بطور آرام ضربان قلب را منظم، تنفس را آرام و احساس خفگی را از بین میبرد. سلامتیبلعیدن یک یا دو حبه سیر قطعه قطعه شده به همراه آب ، می تواند از ناراحتی های قلبی جلوگیری کند ، کلسترول خون را کاهش دهد و سیستم ایمنی بدن را به طور شگفت انگیزی تقویت کند. سلامتیزنجبیل قوی تر از شیمی درمانی است، زنجبیل در کنار زرد چوبه و فلفل خاصیت ضد سرطانی دارد. یکی از دلایل شهرت زنجبیل به عنوان یک ماده غذایی مفید، کوچک کردن تومورها است.سلامتیمصرف چند بادام در روز سبب تندرستی بیشتر بدن میشود خوردن بادام از گرسنگی شدید جلوگیری میکند تاثیر مثبتی بر قلب میگذارد و از بروز بیماری دیابت نوع دوم و آلزایمر جلوگیری میکند. سلامتیخواص معجزه آسای کُنْدُر : دشمن فراموشی و نابود کننده آلزایمر است گرمازدگی را از قلب میزداید. دیده را جلا میدهد.@Dastane_K
هر ۳ ثانیه، یک نفر در جایی از این دنیا برای همیشه از زندگی خداحافظی میکند…شاید عجیب باشد، اما یکی از همین «۳ ثانیهها»، روزی نوبت من و تو خواهد بوددر همین مدتی که این متن را خواندی، چند نفر آخرین نفسهایشان را کشیدند؛کسانی که شاید هزاران آرزو، حرفِ نگفته و کارِ ناتمام داشتندپس تا فرصت هست…بیشتر دوست بدار،بیشتر ببخش،کمتر دل بشکن،و قدر لحظهلحظهی زندگیات را بدانزندگی کوتاهتر از آن است که آن را با کینه، حسرت و امروز و فردا کردن هدر بدهیم@dastane_k
🚨 حکایت بهترین کلاممردی صبح از خواب بیدار شدو با همسرش صبحانه خورد و لباسش را پوشید و برای رفتنبه کار آماده شدهنگامی که وارد اتاقش شد تا کلیدهایش را بردارد گردو غباری زیاد روی میز وصفحه تلویزیون دید.به آرامی خارج شد وبه همسرش گفت: دلبندم ،کلیدهایم را از روی میز بیاورزن وارد شد تا کلید ها را بیاورد دید همسرش با انگشتانش وسط غبارهای روی میز نوشته " یادت باشه دوستت دارم "وخواست از اتاق خارج شود صفحه تلویزیون را دید که میان غبار نوشته شده بود " امشب شام مهمون من "زن از اتاق خارج شد و کلید را به همسرش داد و به رویش لبخند زد انگار خبر می داد که نامه اش به او رسیدهاین همان همسر عاقلیست که اگر در زندگی مشکلی هم بود، مشکل را از ناراحتی و عصبانیت به خوشحالی و لبخند تبدیل می کندگاهی میتوان نظرات و درخواست هایمان را بطور غیر مستقیم و با زیباترین لحن بیان کنیم طوری که طرف مقابلمان بجای رنجیدن خشنود شود.@dastane_k
🚨 حکایت غذای رایگانمردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی بدین سوی و آن سوی انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاهپوست)، در گوشهای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، "برای همه کسانی که اینجا هستند غذا میخرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!"گارسون پول را گرفته و به همه کسانی که در آنجا بودند غذای رایگان داد، جز زن آفریقایی. زن سیاهپوست به جای آن که مکدّر شود و چین بر جبین آشکار نماید، سرش را بالا گرفت و نگاهی به مرد کرده با لبخندی گفت، "تشکّر میکنم."مرد ثروتمند خشمگین شد. دیگربار نزد گارسون رفت و کیف پولش را در آورد و به صدای بلند گفت، "این دفعه یک پرس غذا به اضافۀ غذای مجّانی برای همه کسانی که اینجا هستند غیر از آن آفریقایی که در آن گوشه نشسته است." دوباره گارسون پول را گرفت و شروع به دادن غذا و پرس اضافی به افراد حاضر در رستوران کرد و آن زن آفریقایی را مستثنی نمود. وقتی کارش تمام شد و غذا به همه داده شد، زن آفریقایی لبخندی دیگر زد و آرام به مرد گفت، "سپاسگزارم."مرد از شدّت خشم دیوانه شد. به سوی گارسون خم شد و از او پرسید، "این زن سیاهپوست دیوانه است؟ من برای همه غذا و نوشیدنی خریدم غیر از او و او به جای آن که عصبّانی شود از من تشکّر میکند و لبخند میزند و از جای خود تکان نمیخورد."گارسون لبخندی به مرد ثروتمند زد و گفت، خیر قربان. او دیوانه نیست. او صاحب این رستوران است.شاید کارهایی که دشمنان ما در حق ما میکنند گاهی وقت ها نادانسته به نفع ما باشد.@dastane_k
🌸برگی از زندگیامروز بوی کباب، تمام کوچه رو پر کرده بود.یکی از کنار خانه رد شد، لبخندی زد و گفت: «خوش به حالشون. توی این گرونی هم کباب میخورن.»کسی چه می داند.شاید آن خانواده، بعد از ماهها توانسته بودند چند سیخ کباب درست کنند.شاید برای تولد یکی از بچههایش بود.شاید مهمانی عزیزی از راه رسیده بود.شایدنسیه خریده باشدو شاید هم، آخرین پولی بود که برای دل خانواده، خرج کرده بودند.ما گاهی فقط بوی کباب را حس میکنیم، اما قصهای را که پشت آن است، نمیدانیم.پس چه خوب است قبل از قضاوت کردن خوشبختی دیگران، یادمان باشد از هیچ خانهای، تمام زندگی به بیرون دیده نمیشود.✍#مژگان_نیازی@dastane_k
۱۱:۴۰ حقوق واریز شد.۱۲:۱۹ بحثی در ارتباط با کم بودن حقوق ها با همکاران شکل گرفت.۱۴:۲۵ مبلغ اقساط موجود بررسی شد.۱۴:۲۸ اقساط پرداخت گردید.۱۷:۱۶ خرید برای خانه انجام گرفت.۱۸:۲۷ قرض گرفته شده از ماه پیش تسویه شد.۱۸:۴۱ پول شارژ ساختمان و قبض ها پرداخت شد.۱۸:۴۲ حقوق تمام شد.@dastane_k
منبع آگاه : نبردی بسیار بزرگ و تعیین کننده به وسعت کل منطقه و فرا منطقه با تأثیر جهانی در راه است.فقط در دو ساعت!در ساعت اول جنگ،وسعت عظیمی از خاورمیانه به خاموشی مطلق فرو خواهد رفت.در ساعت دوم، چیزی به نام تأسیسات نفت و گازی در کل منطقه و کشور های میزبان ارتش تروریستی آمریکا وجود نخواهد داشت.برای این کار بزرگ،برنامه ریزی شده است؛صدها موشک و پهپاد با مشارکت نیروهای مختلف اختصاص داده شده است و هرکدام با مأموریت خاص خود آماده شلیک هستندحمله به زیر ساخت های ایران،یعنی زمین سوخته!ایران بسوزد،کل منطقه خواهد سوخت،فرامنطقه درگیر خواهد شد و کل جهان متأثر خواهد شد.@dastane_k
انرژی هم صدا داره هم تصویر. فقر هم صدا داره هم تصویر. بی کفایتی هم صدا داره هم تصویر. اما خیانت نه صدا داره و نه تصویر. @dastane_k
⭕️طرز فکر شما در مورد رابطه بر اساس سن:۲۰ سالگی: دنبال احساسات میری.۲۱ سالگی: از، از دست دادن آدما میترسی.۲۲ سالگی: خط قرمزهات رو نادیده میگیری.۲۳ سالگی: درسهای سختی یاد میگیری.۲۴ سالگی: دیگر، کمتر از خودت رو نمیپذیری.۲۵ سالگی: با دقت انتخاب میکنی.۲۶ سالگی: از خودت محافظت میکنی.۲۷ سالگی: برای احترام، ارزش قائلی.۲۸ سالگی: از جنجال دوری میکنی.۲۹ سالگی: میدونی چی میخوای.۳۰ سالگی: دیگه دنبال کسی نمیدویی.۳۱ سالگی: آرامش اولویتت میشه.۳۲ سالگی: به کسی نیاز نداری.۳۳ سالگی: برای ارتباطات سالم ارزش قائلی.۳۴ سالگی: به راحتی فاصله میگیری.۳۵ سالگی: آدما رو به وضوح میبینی.۳۶ سالگی: احساسی واکنش نشون نمیدی.۳۷ سالگی: آرامش رو انتخاب میکنی.۳۸ سالگی: خودت رو الویت میدونی.۳۹ سالگی: بدون وابستگی عشق میورزی.@dastane_k
🔷🔹🔹🔹🔹🔹#اولین_ها در #ایرانمجموعه زیرخلاصه ای از افتخارات،پیشرفت ها،توانمندی ها و سایر دانستنیهایی است که برای اولین بار در میهن عزیزمان تحقق یافته است.· اولین کسی که #نقشه ایران را رسم کرد،سرتیپ بلغاری نام داشت.· اولین #کتابخانه در ایران ، سال 1267 شمسی در تبریز گشایش یافت.· اولین #رصد_خانه تعقیب ماهواره در ایران در شیراز توسط دکتر محمود حسابی تاسیس شد. · اولین #ایستگاه_هواشناسی در ایران ، سال 1310 شمسی توسط دکتر محمود حسابی ایجاد شد.· اولین دستگاه #رادیولوژی در ایران ، سال 1310 شمسی توسط دکتر محمود حسابی نصب و راه اندازی شد. · اولین #چاه_نفت در ایران درسال1287شمسی در مسجد سلیمان زده شد.· اولین #پالایشگاه_گاز در آذر ماه 1350 شمسی در بید بلند به بهره برداری رسید.· اولین کسی که بطور رسمی در ایران #چاپخانه تاسیس کرد ، امیر کبیر بود.· اولین #بانک ایرانی در سال 1305 شمسی افتتاح گردید.· اولین #روزنامه_فکاهی ایران (نامه طلوع) نام داشت.· ماهواره امید ، نخستین #ماهواره ساخت کشور ایران است که تمام تجهیزاتش در سازمان فضایی ایران طرّاحی و تولید شدهاست.· اولین #سکه_ایرانی (دریک) نام داشت ، این سکه در زمان داریوش هخامنشی ساخته شد. · اولین کشوری که در خاورمیانه #جرثقیل_ضد_آتش_سوزی ساخت ایران بود. · اولین #تریلر_فوق_سنگین_گاز_سوز_جهان ، در ایران ساخته شد.· اولین #پایتخت ایران اکباتان (همدان کنونی) بود.@dastane_k· اولین #نیروگاه_غرقابی_جهان ، در ایران ساخته شد.· اولین مردمانی که #مس را کشف کردند ، ایرانیان بودند.· اولین #دانشگاه ایران به دستور انوشیروان عادل ، در شهر اهواز ، با عنوان (دانشگاه #جندی_شاپور) ساخته شد. · اولین #تماس_تلفنی ایران ، در سال 1285شمسی در تهران برقرار شد.· اولین مردمانی که #نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.· اولین کشور اسلامی که اقدام به #چاپ_قرآن کرد ایران بود.· اولین #کامپیوتر_در_ایران ، در تیرماه 1341 شمسی مورد استفاده قرار گرفت· اولین #کتاب در ایران ، در کلیسای وانک جلفای اصفهان در سال 1741میلادی به #چاپ رسید.· اولین کسی که برای کشتی ایران #مدال_طلای_جهانی آورد ، مهندس جهانبخت بود که در سال 1952میلادی در وزن 67کیلوگرم قهرمان جهان شد. · اولین ورزشکار ایرانی که از ا#لمپیک_مدال گرفت ، جعفر سلماسی در المپیک 1948 لندن بود . · اولین #مدرسه_کر_و_لال ها در ایران توسط میرزا جبار باغچه بان تاسیس شد.· اولین #تمبر ایرانی در سال ، 1285شمسی در پاریس به چاپ رسید. · · اولین #بهداری در ایران در تهران و در سال 1348شمسی با عنوان (حفظ الصحه) گشایش یافت.@dastane_k· اولین #دادگستری در ایران در سال 1275قمری با عنوان (دیوان خانه) تاسیس شد.· اولین #پیوند_قلب در تهران در تیرماه 1372 شمسی انجام شد.· اولین بار #راه_آهن در ایران در سال 1317 شمسی تاسیس شد.· اولین کسی که در ایران #دیپلم_طب گرفت ، دکتر ابوالقاسم بهرامی بود.· اولین #میکروسکوپ_هوشمند خاور میانه ساخت ایران است.. اولین #گواهینامه در سال 1301 شمسی صادر شد.· اولین #مقررات_راهنمایی_و_رانندگی برای نظم بخشیدن به عبور و مرور و کنترل ترافیک ، در سال 1348شمسی در ایران تدوین شد.· اولین #خلبان ایران کلنل محمد تقی پسیان بود که فن خلبانی را در آلمان آموخت. · اولین #پرواز_داخلی در سال 1304 شمسی بین تهران و اصفهان انجام شد· . اولین #دانشمند ایرانی که برای اولین بار #گردش_زمین را محاسبه کرد ، ابوریحان بیرونی بود .· اولین شخصی که در #سانحه_تصادف با اتومبیل در ایران در گذشت ، مرحوم ( درویش خان ) نوازنده و موزیسین مشهور بود که در سال 1305 شمسی با اتومبیل تصاف کرد و جان باخت. @dastane_k
🌷📚🌷📚🌷⭕️چرا روابطو پیچیدش میکنید؟. اشتباه کردی؟ بپذیر و جبران کن و تکرار نکن. اشتباه کرده؟ مرز بندی کن و بابت خطاش حرف بزن. ازت ناراحته؟ سعی کن دلشو به دست بیاری. ازش ناراحتی؟ بهش بگو، قهر و سکوت نکن. چیزی اذیتت میکنه؟ بهش بگو. چیزی اذیتش میکنه؟ ازش بخواه تا باهات حرف بزنه. روی چیزی حساسی؟ از حساسیتت بهش بگو. روی چیزی حساسه؟ لطفا انجامش نده. بهش حرفی زدی؟ رو حرفت بمون و عمل کن. میدونی چی اذیتش میکنه؟ انجامش نده@dastane_k
✅ اعدامیهای میدان علیخانی اصفهان چند پلیس را سلاخی کردندحکایت جنایت شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان روایت نامردی و قساوت تروریستهای اغتشاشگری است که ۴ مامور پلیس را با انواع و اقسام روشهای داعشی وار از ضربات چاقو و قمه بر سر و گردن و بدن گرفته تا قطع دست و پا، میله کردن در چشمان، بستن طناب دور گردن و کشیدن روی زمین، سوزاندن پیکر نیمه جان و بریدن سر سلاخی کردند.🔞 تماشای این فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال و همچنین بیماران قلبی توصیه نمیشود.@dastane_k
🚨 حکایت حسنک چه شدحاكمي به مردمش گفت: صادقانه مشكلات را بگوييد.حسنك بلند شد و گفت: گندم و شير كه گفتی چه شد؟ مسكن چه شد؟كار چه شد؟ حاكم گفت: ممنونم كه مرا آگاه كردی. همه چيز درست ميشود. يكسال گذشت و دوباره حاكم گفت: صادقانه مشكلاتتان را بگوييد.كسی چيزی نگفت؛ كسی نگفت گندم و شير چه شد؛ كار و مسكن چه شد!از ميان جمع یک نفر زیر لب گفت: حسنك چه شد؟@dastane_k
🚨 حکایت عمل به وصیتمرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و دارایی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند؛ زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را وداع کرد.زن نیز قول داد که چنین کند. وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند،ناگهان همسرش گفت: صبر کنید. من باید به وصیت شوهر مرحومم عمل کنم.بگذارید من این صندوق را هم در تابوتش بگذارم .دوستان آن مرحوم که از کار همسرش متعجب شده بودند به او گفتند آیا واقعا حماقت کردی و به وصیت آن مرحوم عمل کردی؟زن گفت: من نمی توانستم بر خلاف قولم عمل کنم. همسرم از من خواسته بود که تمامی دارایی اش را در تابوتش بگذارم و من نیز چنین کردم.البته من تمامی دارایی هایش را جمع کردم و وجه آن را در حساب بانکی خودم ذخیره کردم.در مقابل چکی به همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آن را در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آن را وصول کرده و تمامی مبلغ آن را خرج کند@dastane_k
🚨 حکایت صداقت روباهيك ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ تعدادى ﻻﺷﻪ ﻣﺮﻍ ﺭا ﺩﺍﺧﻞ ﺗﻮﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩند ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ۱۰-۲۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺣﻔﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩند.ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ يك ﺭﻭﺑﺎﻩ آﻣﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ يك ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﻻﺷﻪ ﻯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ؛ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺗﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺍلآﻥ مى رود ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎنش را مى آورد...ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ يك ﺭوﺑﺎﺕ ﺟﺮﺛﻘﯿﻞ، ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩند ﻭ آﻭﺭﺩند در ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ مخفى اش ﮐﺮﺩند ﻭ ﺑﺎ ﻣﺎﯾﻌﯽ خاص ﺍﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ تا ﺍﺛﺮ ﺑﻮ ﺭا ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ببرند.* ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ همان ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ۷-۸ ﺗﺎ ﺭﻭﺑﺎﻩ ديگر آمدند ﺳﺮ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺍﻭﻝ، ﻫﺮچه ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻣﺮﻏﻬﺎ ﺭا ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩند؛ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺮﺩند ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ.آن ۷-۸ ﺗﺎ ﺭفتند ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺸﺘﻦ ﮐﺮﺩ.ﺟﺎلب ﺍین ﺑﻮﺩ ﮐﻪ مدام ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺳﺮش را ﺑﺎﻻ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﮐﻪ ﺩاشتند ﺩﻭﺭ مى شدند ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿد !محققين ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﯿﻢ ﮐﻤﯽ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺭا ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩند ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺩﻳﺪ.ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ؛ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺑﺎ ﺩﻧﺪاﻥ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ.* ﺍﯾﻦ ﺗﯿﻢ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ آمدند ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ هماﻥ ﮐﺎﺭ ﺭا ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩند ﻭ ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺳﻮﻡ ﺑﺮﺩﻧﺪ و بوى مرغها را با اسپرى پاك كردند. ﺭﻭﺑﺎه ها ﻭﻗﺘﯽ دوباره ﺭﺳﯿﺪند ﻫﺮچه ﮔﻮﺩﺍﻟﻬﺎ ﺭا گشتند ﻭ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪند، ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻓﺘﻨﺪ.ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺭا نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩیگر ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ماﻧﺪ.ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ای ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﮏ ﮐﺮﺩند، ﺩﯾﺪند ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺮﺩﻩ...ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻻﺷﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﮐﺰ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮑﯽ ﺑﺮﺩند ﻭ ﮐﻠﯽ آﺯﻣﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩند؛ ﺩﯾﺪند ﺩﻗﯿﻘﺎً ﻋﮑﺴﻬﺎ ﻭ آﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ نشاﻥ مى دهد ﺍﯾﻦ ﺣﯿﻮاﻥ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﯾﮏ ﺷﻮﮎ ﻋﺼﺒﯽ، ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ!ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺩﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ است ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ مى كند ﺻﺪﺍﻗﺘﺶ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﺰند ﻭ ﻣﯿﻤﯿﺮد؛ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﻤﯿﺮد...ﻭ ﭼﻘﺪﺭ زیادند کسانی كه می آیند ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻪ ﺯباﻥ مى آورند، ﺑﻌﺪ ﺟﺎلب اينكه ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻭغ هایشان آﺷﮑﺎﺭ مى شود، ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﻴﺮوند ﻭ ﺍﺻﻼً ﺧﻢ ﺑﻪ ابرﻭ نمى آورند ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺎک تر ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ، ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ...ﭼﻘﺪﺭ زشت است ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮسد ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺍﺯ او ﺩﺭ ﮐﺮﺍﻣﺖ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﭘﯿﺸﯽ ﺑﮕﯿﺮند.@dastane_k
توی فیلم فایت کلاب برد پیت یه دیالوگ معروف داره:میگه ماها عادت کردیم چیزای بی خاصیتی رو بخریم تا جاهای بی خاصیتی بزاریمشون تا به آدمای بی خاصیت تری نشون بدیم که ما این چیزای بی خاصیت رو داریم@dastane_k
🚨 حکایت نگهبانناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت.به شاه خبر دادند که چه نشستهای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را میدزدد.شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد.پس از مدتی آن دو با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران را میدزدیدند، دل و جگرش را هم میخوردند.شاه خبردار شد و یکی از درباریها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد.این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو برمیداشت!!!پس از مدتی به شاه خبر دادند: «جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد میمیرد.»جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساختهاند و همه اندامهای گوسفند را میبرند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش میماند. ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت:اشتباه کردم،یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود...@dastane_k
🚨 حکایت اشتباهمردی سگش را در خانه می گذارد تا از طفل شیر خوارش مواظبت کندو خودش برای شکار بیرون رفتو زمانی که برگشت، سگش را دید که در جلو خانه ایستاده و پارس میکندو پنجه هایش خون آلود است.مرد با تفنگش به سوی سگ شلیک کرد، او را کشت و با سرعت وارد خانه شد تا باقی مانده ی فرزندش را ببیند.زمانی که وارد شد دید که گرگی غرق در خون غلتیده و فرزندش بدون هیچ آسیبی سالم است. قبل از اینکه عکس العملی نشان دهید به حرف های طرف مقابل گوش كنيد،تا به دلیل قضاوت اشتباه تا آخر عمر رنج اشتباه جبران نشدنی را نکشیم@dastane_k
هی میگم سرمربی اسپانیا رو یه جایی دیدما…!@dastane_k
دو چشمت آبی دریای بوشهرنگاهت گرم چون گرمای بوشهرلبانت چون گشایی در شکر خندبه شیرینیست چون خرمای بوشهرپ ن : اختصاصی برای مردم قهرمان جنوب@dastane_k