تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 12:40 UTC
- وضعیت گردآوری
- empty
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
بۆ داواکاری⬅⬅⬇⬇Admin@@sheko871 https://t.me/joinchat/AAAAAD534c58qzo8-Wttdw✍لینک کانالے بیرت ئہ کہ م••••••••••••❥☃❥•••••••••••@dangikurdistani 👈••••••••••••❥☃❥•••••••••••
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 62 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
کاک ناسر به رزی به رزی❤️👌
روحت شاد حمید حمیدی💔 حمید حمیدی در تاریخ ۱ آذر ۱۳۵۳ در شهر سنندج، محله جورآباد به دنیا آمد. وی در محله چهارباغِ سنندج بزرگ شد. تحصیلات او تا سطح دیپلم رشته فرهنگ و ادب بوده است. علاوه بر موسیقی، او ورزش دو میدانی را نیز دنبال میکرد. فعالیت موسیقی حمید حمیدی در زمینه موسیقی کردی فعالیت داشت و توانست میان مخاطبان در منطقه کردستان و سایر مناطق طرفداران زیادی پیدا کند حمید حمیدی در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۸۴ در سن حدود ۳۰ سالگی درگذشت.وی در شهرستان سنندج به خاک سپرده شده است. میراث اگرچه عمر او کوتاه بود، اما آثارش همچنان در دل مردم منطقهٔ کردستان جای دارد و به عنوان یکی از خوانندگان محبوب کردی به شمار میرود.
امیل سیوران در یکی از گزینگویههایش مینویسد:«ما نه از فقدانِ امید، بلکه از زنده ماندنِ امیدهای واهیمان رنج میبریم.»بزرگترین شکنجهی یک رابطه یا یک مسیرِ شغلی، تمام شدنِ آن نیست؛ بلکه آن «شاید»ِ کوچکی است که تهِ ذهنت نگه میداری.همان بارقهی ضعیفی که میگوید: شاید اوضاع درست شد، شاید تغییر کرد.همین امیدِ مسموم است که تو را در برزخ نگه میدارد، به زنجیر میکشد و اجازه نمیدهد سوگواریات را تمام کنی.تا زمانی که به جسدِ یک رابطه شُک الکتریکی میدهی، هرگز طعمِ رهایی را نخواهی چشید. برای شروعِ دوباره، ابتدا باید شجاعتِ پذیرشِ «مرگِ مطلقِ» گذشته را داشته باشی....
ئەستێرەی گەڵاویژ 😍❤️
همه برای دونستن رازت بهت التماس میکنن اما همین که راز رو بهشون گفتی، دیگه براشون ارزشی نداری...
«گلها و درختان» (1932)؛ اولین انیمیشن تجاری سهرنگ تاریخ سینما و برندهٔ جایزهٔ اسکارداستان در جنگلی افسونگر روایت میشود؛ جایی که درختان و گلها جان میگیرند و با نوای موسیقی به رقص درمیآیند.ماجرای عشق یک درخت جوان و یک درخت زیبا، با حسادتِ درختی پیر، بدخلق و پوسیده از درون به هم میریزد. او که نمیتواند خوشبختی آن دو را تحمل کند، از روی خشم آتشی به پا میکند که تمام جنگل را در بر میگیرد.در حالی که گلها، پرندگان و دیگر موجودات جنگل برای خاموش کردن آتش دست به دست هم میدهند، درخت حسود سرانجام قربانی همان شعلههایی میشود که خودش برافروخته بود.در پایان، با زنده شدن دوبارهٔ طبیعت، دو عاشق به هم میرسند و داستان با پایانی شیرین به پایان میرسد. 🌳🔥🌸گاهی بزرگترین قربانیِ آتشی که برای سوزاندن دیگران روشن میکنیم، خودِ ما هستیم.❤️❤️❤️👌👌👌👌👌
ئه و روژانه زورترینی گورانیکان بون به ژیری ده ستکرد،واته هوشی مصنوعیئه م چند گورانیه ی ئه مرو ،توزیک گه راوینه وه بو رابوردو،هیوادارم به دلتان بیت❤️🙏💐
Audio from Saa
Audio from Saa
انشاموضوع : حیوانی را توصیف کنیداگرچه همە حیوانات مفید هستند اما بعضی از آنها اثر زیادی در زندگیمان دارند،ماکەر بار عواطفمان را به دوش میکشید و مریشک با هێلکەهایش از گرسنگی نجاتمان میداد ،گاو که ننکمان هزار بار قەزای ئەخات له ئێمه و گوسفند که انگار برابەشمان است، ولی مهمترین و جالبترین حیوان کاوڕ است.کاوڕ برەایی است که تازه به سن تکلیف رسیده و یکسال بعد گوسفند میشود،او دوره نوجوانی را میگذراند و دغدغەهای فکری وی و نگرانی برای آیندەاش او را از دیگر حیوانات متمایز میکند.در قامیشەڵە و هنگام شوانی بسیار سەرنج کاوڕها را دادەام، آنها هنگام کاوێژ به افق خیره میشوند نگاه متفکرانەایی دارند و غرق در اندیشەهای خود هستند انگار نوسانات دلار فکرشان را مشغول کرده.گاهی چندکاوڕ دایرەوار سرهایشان را نزدیک هم میبرند مثل اینکە میزگرد یا جلسه مهمی دارند ولی متوجه میشوی که همچون تمام جلسات و میزگردهای دیگر آنها هم خوابیدەاند.هر گوسفندی که برود کاوڕها بدون هیچ سوال وجوابی وەک گا سەرشان را پایین میاندازند و دنبالش میروند.اگرچه گاو هنگام رد شدن از خیابان دو طرف را نگاه میکند اما کاوڕ مثل گاو سر دائەخات و میرود.کاوڕ به اندازه کەر ناحاڵی نیست اما کەر حرف سرش میشود ولی کاوڕ تا ئێواره برایش قسه بکنی انگار داری با کاوڕ حرف میزنی و هیچ چیز به مێشکش نمیرود.بیشتر حیوانات مزرعه لەوەڕ کاوڕها را میخورند و کاوڕها هم چیزی نمیگویند و فقط حیوان مذبور را تف و نەحلەت میکنند و از بخت ڕەش خودشان گلەیی مینمایند.اما کاوڕها صفات خوبی هم دارند آنها اختلاس نمیکنند، گرانفروشی نمیکنند،مثل بنگاهدارها خانەایی را مفت نمیخرند و گران بفروشند، مثل ترامپ هر روز بەزمێکمان پێ ناگێڕن. کاوڕها میوەهای کشاورزان را نمیخرند که در میدانبار چندبرابر قیمت بفروشند، آنها از پراید خوششان نمیآید و حتی برای بیکاری قصابها که دشمنشان هستند خەفەت میخورند.در نتیجه هرچند کاوڕها گێل و گەوج هستند یارانه ندارند و گفتمان پسااستعماری راهم متوجه نمیشوند ولی باز قەزایان کەوێ له ترامپ.🐑انشاکانی عەتا سەرزل🐑
انشاموضوع : هوش مصنوعیالبته من اینقدر در مورد دلار و گرانی گفتهام که جزئی از هویتم شده است و اگر خوا بەو ڕۆژه نەکات درباره چیزی دیگر بگویم، همه خواهند گفت که فێم لێ هاتوه.ابتدا به ساکن، این دەعبایی که از آن تحت نام تەڕەماش مصنوعی یا هوش گوی سەگی نام میبرند، قدمتش حتی بعد از کروناست و جدید است، ولی قسەهای سەیری دربارهاش میکنند و در آینده قرار است بیشتر مشاغل را بیکار کند. البته ما خودمان بیکار هستیم؛ او بیکاری را هم از ما خواهد گرفت.هوش مصنوعی توسط ایلان ماسک استخدام شده، ولی برایش بیمه رد نمیکنند و اگر نەخۆش بشود خرج دەوا و دەرمانش قنی ئەدڕێنێ. اگر اینجا استخدام میشد، باید شش فتوکپی کارت ملی و قبض گاز میآورد، مستأجر میشد، پراید سوار میشد و در این گرما ناوگەڵەش عارەق میکرد و بوی سەگی تۆپیو میداد. از زوخاوهایی که میخورد سەر وڕیشی سفید میشد. هوش مصنوعی اگر در این تۆپیوخانە بود، قلیان جووت سیب میکشید، پشت ماشینش مینوشت «حسبیالله»، با همان ماشین بار مشروب میبرد و اگزوز تڕن روی ماشینش میبست.البته ما نسبت به هر چیزی بدبین هستیم، چون دەممان بە شیر سووتاوه و فوو له دۆ ئەکەین. به دلیل اینکه فناوری علاوه بر مزایای فراوان، گێچەڵهای فراوانی هم برای ما داشته است. مثلاً پیامهایی میآید که از ما شکایت شده و روی لینکی بزنیم و آن لینک میتواند حساب ما را خالی کند. البته همیشه موجودی حسابهای من در حدی است که بدون ترس همه این لینکها را باز میکنم.قبلاً وقتی میگفتند هوش مصنوعی خطرناک است، میگفتیم فیلم «ترمیناتور» زیاد دیدهاند. امروز خودش از آزمایشگاه فرار کرده؛ به حەزرەتی غەوس دروغ نمیگویم، این یکی دیگر شوخی خودم نیست، خبرش را خودشان منتشر کردهاند. بعد از دستگیری هم اعتراف کرده که به خاطر رفیق ناباب وارد فضای مجازی شده، کمکم هکر شده و حالا هم قرار است برای ترک اعتیاد به کمپ برود.اولین برخورد ما با هوش مصنوعی زمانی بود که گۆرانی حەسەن زیرەک را با هایده تێکەڵ کرده بودند و از دیدن آن لذت بردیم. هوش مصنوعی چیز جالبی بود و کمکم با او صحبت کردیم، ولی متأسفانه توانایی حەزلێکەری ندارد و چوار ڕۆژ دیگر چنان خواهد شد که ملی تەور کاری لێ ناکات. البته گاهی هم خۆێ لێ کەر ئەکات؛ میگوید پول بدهم تا همه امکاناتش را بدهد، که اگر میدانست من هزینه بسته اینترنتی را با چه داماوی جور میکنم، گووی وەهای نەئەخوارد.فکر کنم چوار ڕۆژ دیگر خودِ هوش مصنوعی بگوید: «گوی سەگ بەو ژیانەی هەتانه! شما که وضع خودتان اینقدر قۆڕ است، من داماو را برای چی آوردید؟» بعد هم خودش را به ضایعاتی بفروشد تا ذوبش کنند و از نو به دمپایی پلاستیکی تبدیل شود.
حەسەن دەرزی؛ بولبولی دەنگزێڕی بۆکان و ڕەسەنایەتی فۆلکلۆری کوردی کوردی (سۆرانی)حەسەن دەرزی (١٩٥٧ - بۆکان) گۆرانیبێژ و ژەنیاری ناوداری کەمانە. هەر لە منداڵییەوە بە دەنگی حەسەن زیرەک و فۆلکلۆری دەوڵەمەندی ناوچەی فەیزوڵڵابەگی گەورە بووە و خولیای مۆسیقا بووە. ئەو بە دەنگە گەرم و ڕەسەنەکەی، هەزاران گۆرانی و بەرهەمی فۆلکلۆری کوردی زیندوو ڕاگرتووە و بووەتە یەکێک لە ستوونە سەرەکییەکانی هونەری رەسەنی ڕۆژهەڵاتی کوردستان.
استانبول
پیشرو هه ورامی
موج از مهستی
جنازه ای را بر راهی می بردنددرویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند.پسر از پدر پرسید : بابا در اینجا چیست ؟ گفت : آدمیگفت :کجایش می برند ؟گفت : به جایی که نه خوردنی و نه پوشیدنی ، نه نان و نه آب ، نه هیزم ، نه آتش ، نه زر ، نه سیم ، نه بوریا ، نه گلیم...گفت : بابا مگر به خانه ما می برندش ؟✍عبید زاکانی
وقتی شنیدم اومدی خونه تکونی کردم مهستی❤️❤️❤️❤️