#پارت۸۳۹حالا من از جام بلند شده بودم و پرواز هم به تبعیت از من بلند شد... تا چشمش به اونا افتاد قیا…
انتشار: 2026/07/31 10:30 UTCدریافت: 2026/08/12 12:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 12:46 UTC
#پارت۸۳۹حالا من از جام بلند شده بودم و پرواز هم به تبعیت از من بلند شد... تا چشمش به اونا افتاد قیافش یه ذره تو هم رفت...حقم داشت رسما به مهمونیه دونفرمون گند میخوام بزنم.... یعنی زدم رفت.... اما زود خودشو جمع و جور کرد و رفت توکف محسن.. بی شرف ِ هیز.... یه لبخند روي لبم جا گرفت و رو به محسن گفتم: ـ سلام ..منم خوشحالم.. رو به پویان هم گفتم: ـ سلام.. پویان تا اون موقع میخ من بود و ساکت.... البته با یه اخم خیلی زیاد روي پیشونیش جوابمو با تکون دادن سرش داد......