📜 تحقیقی مستند در ردّ باور به نحوستِ «چهارشنبهی آخر صفر»بسم الله الرحمن الرحیممقدمهبا فرارسیدن پایان ماه صفر، باوری کهن در میان بخشی از عامهی مسلمانان دوباره رواج مییابد: پرهیز از سفر و ازدواج، خواندنِ نمازها و اورادِ خاص، و اعتقاد به اینکه آخرین چهارشنبهی این ماه، روزی شوم و نحس است. این نوشتار، با استناد به نصوصِ صریح نبوی و فتاوای معتبر فقه حنفی، این باور را از حیث سندی و فقهی مورد بررسی قرار میدهد.—بخش اول: نصّ نبوی در ابطال نحوستپیامبر ﷺ فرمودند:«لَا عَدْوَى وَلَا طِيَرَةَ وَلَا هَامَةَ وَلَا صَفَرَ»«نه واگیریِ خودبهخودیِ بیماری [بدون اذن الهی]، نه فال بد، نه شگون هامه (جغد)، و نه نحوستِ صفر [وجود دارد]»▪ راوی: ابوهریره رضیاللهعنه▪ تخریج: صحیح البخاری (ح ۵۷۵۷) | صحیح مسلم(ح ۲۲۲۱)حافظ ابن حجر عسقلانی در فتحالباری، دو تفسیر برای «صفر» در این حدیث نقل میکند: یا بیماریِ واگیردار شکمی که جاهلیت آن را نحس میشمرد، یا خودِ باور به نحوستِ ماه صفر — که همان تفسیرِ مورد اشارهی امام نووی در شرح صحیح مسلم است. در هر دو تفسیر، حکمِ نهایی یکسان است: ابطالِ کاملِ این باور از سوی شارع.حدیثِ مکمل در همین باب:«الطِّيَرَةُ شِرْكٌ» (سه بار) «وَمَا مِنَّا إِلَّا، وَلَكِنَّ اللَّهَ يُذْهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ»«فال بد، شرک است... و هیچکس از ما نیست [که گاه این وسوسه به دلش نیفتد]، اما خداوند آن را با توکل از میان میبرد»▪ راوی: عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه▪ تخریج: سنن ابیداود (ح ۳۹۱۰) | جامع ترمذی (ح ۱۶۱۴) | سنن ابنماجه (ح ۳۵۳۸)—بخش دوم: مستندات فقه حنفی۱) فتاوای عالمگیری (مرجعِ رسمیِ فقه حنفی، تدوینشده به دستور اورنگزیب):دربارهی کسانی که در ماه صفر از سفر و ازدواج پرهیز میکنند، سؤال شده و پاسخ آمده که این باور از میراث اهل نجوم است که آن را رواج دادهاند تا سخنی دروغین را که به پیامبر ﷺ نسبت میدهند، تثبیت کنند؛ و این «دروغی آشکار» است (۵/۴۶۱).۲) ملا علی قاری، شارح حنفیِ مشکاة المصابیح:روایتِ رایج «مَنْ بَشَّرَنِي بِخُرُوجِ صَفَرَ بَشَّرْتُهُ بِالْجَنَّةِ» را چنین حکم میدهد: «لَا أَصْلَ لَهُ» — هیچ ریشهای ندارد (الأسرار المرفوعة، ح ۴۳۷). این حکم را علامه عجلونی در کشفالخفاء (ح ۲۴۱۸)، امام شوکانی در الفوائد المجموعة (ح ۱۲۶۰)، و علامه طاهر پتنی در تذکرة الموضوعات (ص ۱۱۶) نیز تکرار کردهاند.۳) علامه عبدالحی لکنوی، از اکابر فقهای حنفیِ هند:در القول الفیصل (۵/۱۰۳-۱۰۴)، ضابطهای دقیق برای هرگونه نمازِ منسوب به مناسبتهای غیرمستند ارائه میدهد: چنین عملی تنها زمانی از حیطهی «مباح» خارج نمیشود که برخاسته از شریعت دانسته نشود، بدان اهتمامِ عبادات واجب داده نشود، و التزامِ آن بهگونهای نباشد که شریعت از آن نهی کرده است؛ در غیر این صورت، نتیجهاش به تعبیرِ فقهای متأخر «نیکیِ برباد، گناهِ لازم» خواهد بود.۴) اجماعِ مفتیان حنفیِ معاصر (شبهقاره):- مفتی محمد شفیع (بنیانگذار دارالعلوم کراچی)، در امداد المفتین، روزه و اعمالِ خاصِ این روز را «کاملاً غلط و بیاصل» و التزامِ آن را «بدعت و ناجایز» میداند (ص ۴۱۶).- فتاوای رشیدیه (ص ۱۷۱)، کفایة المفتی (۲/۳۰۲)، و احسن الفتاویٰ (۱/۳۶۰) هر یک با عباراتی مشابه، این رسوم را «بیاصل» و عمل بدان را «گناه» اعلام کردهاند.- فتاوای حقانیه (۲/۸۴) و فتاوای رحیمیه (۲/۶۸-۶۹)، با استناد به منابع سیره (شمسالتواریخ)، نشان میدهند در ۲۸ صفرِ سال ۱۱ هجری، بیماریِ پیامبر ﷺ نه بهبود یافت بلکه شدت گرفت — و همان شب، حضرت ابوبکر رضیاللهعنه مأمور امامتِ نماز شدند. جشنگرفتنِ این روز، بنابراین، وارونهکردنِ واقعیتِ تاریخی است.—بخش سوم: تنبیهی بر استنادِ نادرستِ قرآنیبرخی برای اثبات نحوستِ «چهارشنبه» به آیاتِ مربوط به هلاکتِ قومِ عاد استناد میکنند (سورهی قمر: ۱۹؛ سورهی فصلت: ۱۶). بررسیِ دقیقِ متنِ این آیات نشان میدهد که قرآن کریم هیچجا نامِ روزِ هفته را مشخص نکرده است؛ انتساب این رخداد به «چهارشنبه» تنها در برخی روایاتِ تفسیریِ متأخر و بدون سندِ معتبر آمده و نمیتواند مستندِ شرعی قرار گیرد.—نتیجهگیریاجماعی کمنظیر میان محدثان (بخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی، ابنماجه) و فقهای حنفی (از فتاوای عالمگیری تا مفتیان معاصر) بر یک نکته گواهی میدهد: نحوستِ چهارشنبهی آخر صفر نه در قرآن ریشه دارد، نه در سنتِ صحیح، و نه در فقه معتبر — بلکه میراثی از باورهای نجومیِ جاهلیت است که با احادیثِ جعلی به دین نسبت داده شده است. وظیفهی هر مسلمانی است که خود از این خرافه دوری کند و در حدّ توان، دیگران را نیز از آن آگاه سازد.والله أعلم بالصواب. کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam
🌴🕋🕌7⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۷﴾وفات ابوطالب و خدیجهؓ:«ابوطالب» و «خدیجهؓ» هر دو در یک سال یعنی سال دهم بعثت چشم از جهان فرو بستند ۔ آنها در حمایت و وفاداری به رسول خدا ﷺ «لحظهای فروگذار نکردند ۔ البته «ابوطالب» مشرف به اسلام نشد ۔ بعد از وفات او، مشکلات زیادی بر رسول اکرم ﷺ هجوم آورد»۔(¹)تأثیر قرآن بر دلهای پاک:«طفیل بن عمرو دوسیؓ» وارد «مکه» شد ۔ او مردی شریف و شاعری فهمیده بود ۔ «قریش» او را از ملاقات با رسول خداﷺ و گوش دادن به سخنانش برحذر میداشتند و میگفتند: ما میترسیم تو و قومت مانند ما مبتلای مصیبت گردید ۔ پیشنهاد میکنیم که با او سخن نگویی و حرفش را گوش نکنی ۔ «طفیلؓ» میگوید:«سوگند به خدا! آنها به قدری اصرار نمودند که من تصمیم گرفتم حرفی از او نشنوم و با وی سخن نگویم؛ حتی در گوشهایم پنبه گذاشتم و بعد به مسجد رفتم ۔ دیدم رسول خداﷺ «در کنار کعبه مشغول خواندن نماز است ۔ من نزدیک آنحضرت ﷺ ایستادم ۔ خواست خدا این بود که قسمتی از گفتارش به گوش من برسد ۔ واقعاً سخن دلنوازی بود ۔ با خود گفتم: مادرم به عزایم بنشیند(²) قسم بخدا! من که مردی خردمند و شاعر هستم و میتوانم خوب را از بد تشخیص بدهم، با این وصف چه مانعی دارد سخن این مرد را بشنوم ۔ اگر حرفهای او خوب باشد، میپذیرم و اگر بد باشد، رد میکنم» ۔ همین که رسول اکرم ﷺ«وارد خانه شد، «طفیلؓ» نیز به خدمت آنحضرت ﷺ» رسید و داستان خود را بازگو کرد ۔ حضرت رسول خداﷺ، آیین اسلام را بر او عرضه داشت و مقداری از قرآن مجید را برای او تلاوت نمود ۔ «طفیلؓ» مشرف به اسلام گردیده و به سوی قبیلهاش، به عنوان داعی اسلام برگشت و همه افراد خانواده خود را به اسلام دعوت کرد و گفت: تا زمانی که شما اسلام نیاورید من در میان شما سکونت نمیکنم که همگی به اسلام گرویدند ۔ بعد قبیله «دوس» را به اسلام دعوت کرد؛ در نتیجه فعالیت او اسلام در میان آن قبیله رواج یافت(³)۔حضرت «ابوبکرؓ» در خانه خود پروردگارش را عبادت میکرد ۔ بدین جهت نمازش آشکار نمیشد ۔ بعد به فکرش رسید که مسجدی در حیاط خانهاش بسازد ۔ لذا مسجدی ساخت و در آن به خواندن نماز و تلاوت قرآن میپرداخت ۔ زنان و فرزندان مشرکین نزد او جمع میشدند و ازدحام میکردند و به سوی او مینگریستند و متأثر میشدند، او مردی رقیق القلب بود و زیاد گریه میکرد ۔ هنگام خواندن قرآن از چشمانش اشک میبارید، دیدن این منظره، سران «قریش» را به وحشت انداخت ۔ به «ابن دغنه» که حضرت «ابوبکرؓ» را تأمین داده بود، پیام فرستادند و او را نزد خود فرا خوانده، و خطاب به وی چنین گفتند: ما «ابوبکرؓ» را به امان تو تأمین دادهایم مشروط بر این که در داخل خانهاش خدای خود را عبادت کند، اما «ابوبکرؓ» این شروط را رعایت نکرده و مسجدی در حیاط خانهاش ساخته و آشکارا به خواندن نماز و تلاوت قرآن میپردازد ۔ ما میترسیم که مبادا زنان و فرزندان ما را به سوی خود جلب کند ۔ از شما میخواهیم که او را از این کار باز دارید ۔ اگر دوست دارد که در خانهاش خدا را عبادت کند اجازه دارد ولی اگر اصرار ورزد که حتماً آشکارا عبادت کند و قرآن را با صدای بلند بخواند، شما امان خود را از وی پس بگیرید ۔ چرا که ما دوست نداریم عهد شما را بشکنیم و نیز حاضر نیستیم به «ابوبکرؓ» اجازه دهیم که در انظار مردم به طور علنی و آشکارا عبادت کند ۔وقتی «ابن دغنه» این سخنان تهدیدآمیز و متعرضانه «قریش» را به حضرت «ابوبکر صدّیقؓ» رسانید، حضرت در پاسخ گفت: «از امروز از حمایت و پناهندگی شما بیرون میروم و به پناه خداوند روی میآورم و راضی به پناهندگی خداوند (عزّوجل) هستم»(⁴) منابع: (¹) - سيرة ابن هشام: ج: ١ ص: ۴۱۵-۴۱۶ ۔(²) - وَاثُكْلَ أُمِّي ۔ عربها این تعبیر را هنگام سرزنش و تعجب میگفتند «مترجم» ۔(³) - همان منبع ص: ۳۸۲-۳۸۴ با تلخیص ۔(⁴) - رواه البخاري في الصحيح عن عائشة، في كِتَابُ الْكَفَالَةِ؛ بَابُ جُوَارِ أَبِيْ بَكْرٍ الصِّدِّيقِ فِيْ عَهْدِ النَّبيِّ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَعَقْدِهِ، برقم: (٢٢٩٧)، وعبد الرزاق في المصنف برقم: (٩٧٤٣) ، وأحمد في المسند (۳۴۶/۶) ۔
حکایت: ابوطلحه رضیاللهعنه و باغ محبوبش ابوطلحه انصاری رضیاللهعنه در مدینه باغی بسیار زیبا داشت که به آن بَیرُحاء میگفتند. این باغ برایش بسیار ارزشمند بود و آب گوارایی نیز داشت.روزی این آیه نازل شد:📖 «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»ترجمه:«هرگز به نیکی واقعی نمیرسید تا زمانی که از آنچه دوست دارید، انفاق کنید.»📚 سوره آلعمران، آیه ۹۲وقتی ابوطلحه رضیاللهعنه این آیه را شنید، نزد پیامبر ﷺ رفت و گفت:«ای رسول الله! محبوبترین مال من همین باغ است و آن را در راه الله صدقه میکنم؛ به امید اینکه نزد الله برایم ذخیره شود.»پیامبر ﷺ از این کار خوشحال شدند و فرمودند که این مالی سودمند است و پیشنهاد کردند آن را میان خویشاوندانش تقسیم کند.ابوطلحه رضیاللهعنه نیز چنین کرد و باغ محبوبش را برای رضای الله و کمک به نزدیکانش بخشید.📚 منبع حکایت: صحیح بخاری، حدیث ۱۴۶۱؛ صحیح مسلم، حدیث ۹۹۸.✨ پیام حکایت:محبت واقعی به الله فقط با حرف ثابت نمیشود؛ گاهی انسان باید از چیزی که بسیار دوست دارد، برای رضای الله بگذرد.🌸 «ارزش بخشش فقط به مقدار چیزی نیست که میبخشی؛ گاهی ارزشمندترین بخشش، چیزی است که خودت بیشتر از همه دوستش داری.»
*شب، وقتی که خواب را از خود میرانیم*✍️ عبیدالله شکریشب، آرام و بیصدا از راه میرسد؛ چراغها یکییکی خاموش میشوند و جهان، خسته از هیاهوی روز، آغوشش را به روی خواب میگشاید. اما گاهی ما در برابر این دعوت دلنشین مقاومت میکنیم؛ ساعتها در گوشی میچرخیم، فیلم میبینیم، درس میخوانیم یا در فکرهای بیپایان خود غرق میشویم و خواب را به فردایی نامعلوم موکول میکنیم. غافل از اینکه شببیداری، فقط بیدار ماندن چند ساعت اضافه نیست؛ آرامآرام بهایش را از جسم و جان ما میگیرد.خواب، استراحت سادهی بدن نیست؛ فرصتی است برای بازسازی. مغز در هنگام خواب، اطلاعات و خاطرات روز را سامان میدهد، بدن فرصت ترمیم پیدا میکند و انرژی لازم برای روز بعد فراهم میشود. وقتی این فرصت را از خود میگیریم، صبح ممکن است با چشمانی سنگین، ذهنی خسته و حوصلهای کم از خواب برخیزیم؛ گویی بخشی از توانمان را در تاریکی شب جا گذاشتهایم.شببیداری مداوم میتواند تمرکز و حافظه را ضعیف کند و توانایی یادگیری و تصمیمگیری را کاهش دهد. کسی که شبها دیر میخوابد، ممکن است روز بعد در کلاس، محل کار یا هنگام مطالعه احساس کند ذهنش با او همراه نیست. حتی سادهترین کارها گاهی دشوار و خستهکننده به نظر میرسند.زیان شببیداری تنها به ذهن محدود نمیشود. کمبود خواب میتواند بر سلامت جسم نیز اثر بگذارد و با افزایش خطر برخی مشکلات مانند افزایش وزن، اختلالات متابولیک و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط داشته باشد. از سوی دیگر، کمخوابی میتواند خلقوخو را تغییر دهد؛ آدمی که خواب کافی ندارد، ممکن است زودتر عصبانی، بیحوصله یا غمگین شود.شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که شببیداری گاهی به عادتی خاموش تبدیل میشود. شب اول میگوییم «فقط امشب»، شب دوم «کار دارم»، و پس از مدتی، دیر خوابیدن بخشی از سبک زندگیمان میشود. در حالی که بدن، هر شب بیصدا پیام میدهد: برای ادامه دادن، به استراحت نیاز دارم.البته گاهی بیدار ماندن تا دیروقت اجتنابناپذیر است؛ اما آنچه اهمیت دارد، تبدیل نشدن آن به یک عادت همیشگی است. کنار گذاشتن تلفن همراه پیش از خواب، داشتن ساعت خواب منظم، کاهش مصرف کافئین در ساعات پایانی روز و فراهم کردن محیطی آرام و تاریک میتواند به بهتر شدن خواب کمک کند.شب برای بیداری بیپایان آفریده نشده است. شب، فرصتی است برای آرام گرفتن، برای آنکه ذهن از هیاهوی روز فاصله بگیرد و بدن دوباره توان خود را به دست آورد. شاید گاهی تصور کنیم با نخوابیدن، ساعتهای بیشتری به دست میآوریم؛ اما اگر این ساعتها فردای ما را خستهتر و کمتوانتر کنند، واقعاً چیزی به دست آوردهایم؟خواب، دزدی از وقت نیست؛ سرمایهگذاری برای فرداست. پس بهتر است پیش از آنکه خستگی، تمرکز، سلامتی و شادابیمان را آرامآرام از ما بگیرد، به صدای خاموش شب گوش دهیم و اجازه دهیم خواب، مهمان همیشگی خانهی شبهای ما باشد.
گاهی جهان، در چشمهای ما خاکستری و مبهم میشود طوری که مرز میان راه و بیراهه گم میشود و افق در مه تردید ناپدید میشود. گاهی آنقدر در تاریکی گرفتار میشویم که حتی نشانی از نور در دوردستترین نقطهٔ نگاهمان پیدا نیست.گاهی زندگی از ما نمیخواهد تمام مسیر را بدانیم فقط میخواهد قدم بعدی را برداریم.حرکت کنیم، حتی با دلی لرزان ادامه دهیم حتی با چشمانی خسته و ایمان داشته باشیم که هر قدم اندکی از تاریکی را پشت سر میگذارد.شب، هرچقدر هم طولانی باشد، سرانجام تسلیم سپیده میشود. ابرها هرچقدر آسمان را بپوشانند، نمیتوانند خورشید را برای همیشه پنهان کنند.و هیچ زمستانی آنقدر قدرتمند نیست که آمدن بهار را برای همیشه به تأخیر بیندازد.شاید امروز رنگهای زندگی را نبینی اما این به معنای نبودنشان نیست گاهی رنگها فقط در انتظار نخستین شعاع نورند تا دوباره خودشان را آشکار کنند. پس اگر در میانهٔ یک راه خاکستری ایستادهای، اگر نمیدانی فردا چه چیزی در انتظارت است، اگر نور امید برایت کمسو شده است،باز هم قدم بردار. لازم نیست همیشه قوی باشی گاهی همین که تسلیم نشوی، خودش بزرگترین شکل شجاعت است.{أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ}آیا صبح نزدیک نیست؟
✵#تفسیر_سوره_نازعات✵✺آیه: ❻﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ ٦﴾.روزی که دمیدن نخستین صورت میگیرد و از اثرش زمین در اضطراب میآید، اهلش را میلرزاند، با همه موجوداتی که بر روی آن است به سختی تکان میخورد و به طور ناگهانی و طرز دهشتآوری به جنبش میآید.
✵#تفسیر_سوره_نازعات✵✺آیه:❺﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا ٥﴾.و به فرشتگانی سوگند یاد کرده که فرمان خداوند (عزوجل) را در زمنیۀ باران و بادها، نوشتن اعمال، نگهبانی مردم و انجام هر دستوری در زمینۀ رحمت و عذاب به اجرا میگذارند.