«موسی علیهالسلام؛ زندگیای بر مدار معجزه»شاید کسی بپرسد: چرا موسی علیهالسلام؟پاسخ روشن است؛ زیرا…
انتشار: 2026/08/11 12:26 UTCویرایش: 2026/08/12 11:25 UTCدریافت: 2026/08/12 11:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 11:25 UTC
«موسی علیهالسلام؛ زندگیای بر مدار معجزه»شاید کسی بپرسد: چرا موسی علیهالسلام؟پاسخ روشن است؛ زیرا تقریباً هر لحظه از زندگی او، فراتر از محاسبات معمول بشر بود.کودکی که پیش از تولد، محکوم به مرگ شد؛ تنها به این دلیل که فرعون خوابی دید و تعبیرکنندگان به او گفتند کودکی از بنیاسرائیل متولد خواهد شد که پایان حکومتش به دست او رقم میخورد.خوابی گذرا در شبِ یک ستمگر، به فرمانی برای قتل تبدیل شد!فرعون وقتی از خواب برخاست، آن رؤیا را کابوسی زودگذر ندید؛ بلکه آن را خطری برای تاج و تخت خود دانست. ترس در کاخ پخش شد، و ترس به تصمیم تبدیل شد؛ تصمیمی که نتیجهاش خون و کشتار بود.ناگهان کودکانی که هنوز چیزی از دنیا نمیدانستند، دشمنانِ حکومت به شمار آمدند. گهوارهها به میدان جستوجوی سربازان تبدیل شد و شمشیرها به دنبال نوزادانی گشتند که گفته میشد روزی پایههای آن تخت را خواهند لرزاند.چشمها در کوچهها مراقب بودند، و حتی تولد کودکان به موضوعی امنیتی تبدیل شده بود؛ اما تقدیر الهی در پشت پرده، مسیر خود را میپیمود؛ زیرا آنچه خداوند در آسمان مقدر کرده باشد، هیچ قدرتی در زمین نمیتواند مانع آن شود.در یکی از حساسترین لحظههای تاریخ، خداوند قلب مادری را آرام کرد؛ مادری که تازه فرزندش را به دنیا آورده بود.به او الهام شد که کودک را در صندوقی بگذارد و او را به آب بسپارد؛ تا همان نوزاد به خانهی دشمنش، به کاخ فرعون، برسد.اینجا منطق انسانی در برابر حکمت الهی حیران میماند.مادران، کودکانشان را در آغوش میگیرند و از کوچکترین آسیبی برای آنان میترسند؛ پس چگونه مادری میتواند فرزند شیرخوارش را در صندوقی بگذارد و به رودخانه بسپارد، آن هم در حالی که شمشیرها در جستوجوی او هستند؟او میان دو ترس ایستاده بود:اگر کودک را نزد خود نگه میداشت، خطر سربازان فرعون او را تهدید میکرد؛ و اگر او را به آب میسپرد، نمیدانست چه سرنوشتی در انتظارش است.اما ایمان، هنگامی که در قلب جای گیرد، ترس را به آرامش تبدیل میکند.دستانش شاید هنگام بستن درِ صندوق میلرزید، و قلبش شاید هنگام رها کردن آن در آب میتپید؛ اما یقین داشت که وعدهی خدا از هر خطری بزرگتر است.صندوق بر روی نیل حرکت کرد؛ بیآنکه بداند حامل داستانی است که تا پایان تاریخ زنده خواهد ماند.آب او را سرگردان نکرد؛ زیرا دستی نادیدنی مسیرش را هدایت میکرد.به سوی کاخ...به سوی خانهی همان کسی که فرمان قتل کودکان را صادر کرده بود.خداوند کودک را از میان شمشیرهای طغیان نجات داد و او را در قلب قصرِ طغیان پرورش داد.زندگی موسی علیهالسلام، داستان انسانی نیست که حوادث معمولی را پشت سر گذاشت؛ بلکه داستان تقدیری است که در هر پیچ آن، نشانههای لطف و تدبیر الهی آشکار بود.موسی علیهالسلام گویی زندگیای بود که بر مرز معجزه حرکت میکرد؛ تا خداوند از طریق داستان او به انسانها بیاموزد:آنچه در حساب زمین غیرممکن است، در تدبیر آسمان آسانترین کارهاست.در روزگاری که مادیگرایی تلاش میکند ریشههای ایمان را تضعیف کند، چه نیازمندیم که در کنار داستان موسی علیهالسلام بنشینیم؛ نه فقط برای شنیدن یک روایت تاریخی، بلکه برای یافتن نوری برای زندگی امروز.تا یاد بگیریم:وقتی راهها بسته میشوند، تدبیر خدا آغاز میشود.وقتی اسباب ظاهری پایان مییابند، قدرت پروردگار آشکار میگردد.(پروردگارا! با تو آغاز میکنیم، با تو حرکت میکنیم و با تو تلاش مینماییم.)کانال داعیان اسلام @dahyain_isalam