ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریستبی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیستاین سبزه که امروز تماشاگه ماستتا سبزهٔ خ…
انتشار: 2026/07/23 19:48 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریستبی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیستاین سبزه که امروز تماشاگه ماستتا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست!#خیام
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — عقل انتقادی
سخنی در باره توجیه ناموجهشیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخگویی مستدل، هجمه گستردهای را از سوی طرفداران وی بر انگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبکسرانه به افلاتون و سقراط بلک به نیچه و حتی خالهای در زیدآبادمتوسل شدند تاثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است.البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشتهای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادیخواهان تاکید میورزید. بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ میدانست! به هر حال، این دستپاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه میتوان توضیح داد؟به نظر میرسدپذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بودهاند آنچنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمرعزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر دادهاندو بازیچه مغالطههای یک شیاد بودهاند.موسی غنی نژاد
دهها هزار مسافر، به دلیل فراهم نبودن زیرساختهای لازم، ساعتهای طولانی در ترافیک قفل شده جاده های منتهی به شهرهای شمالی کشور، از آواره ترین انسانها هم، آواره تر رها شده اند که هیچ فریاد رسی هم وجود ندارد.دود شدن میلیونها لیتر بنزین و وارد شدن میلیونها متر مکعب دی اکسید کربن به چرخه هوا، آلودگی رودخانه ها و تخریب محیط زیست و.... از جمله تبعات تلخ این رهاشدگی است.ملتی هستیم که برای یک تفریح ساده، باید اینجوری تنبیه بشیم.
عبدالکریم سروش هنوز خود را وامدار شریعتی میداند | سروش به عنوان نخستین فردی که از شریعتی عبور کرد بر اقتصاددانی نجیب که برای توصیف تقلب علمی شریعتی کلمهای بهتر نیافته توهین میکندمحمد قوچانی، سردبیر آگاهی نو و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی:دکتر عبدالکریم سروش در دهه ۷۰ با نظریه «فربهتر از ایدئولوژی» اولین منتقد علی شریعتی شد و با ستایشآمیزترین تعاریف از درون تهی از علی شریعتی آن هم در مراسم تجلیل از «معلم شهید(؟!) انقلاب» عبور کرد و متهم به لیبرالیسم شد. لیبرالیسمی که در سطح فلسفه علم باقی میماند و حتی به فلسفه سیاسی نمیرسید. اینک او بازگشته است. در قامت شیخ روشنفکری دینی و پیر طریقت سروشیه که از یاد برده است که نخستین فردی که به این پیکر ایدئولوژی تبر زد خود او بود که از علی شریعتی عبور کرد. اما اکنون نهتنها از علی شریعتی دفاع میکند و میگوید، «تا امروز هم آن بدگمانیها را نسبت به شریعتی ندارم... شریعتی کار بزرگی در کشور ما کرد و دین را از انزوا بیرون آورد و مارکسیسم را که مذهب جوانان شده بود به انزوا برد و به وقوع انقلاب کمک کرد که حادثه میمونی در تاریخ کشور ما بود»، بلکه در پاسخ منتقدان علی شریعتی که همین نقش او را در آمیختن اسلام و مارکسیسم نقد میکنند برمیآشوبد و بر اقتصاددانی نجیب که برای توصیف تقلب علمی شریعتی کلمهای بهتر نیافته است بدتر از آن کلمه توهین میکند و بیخبر از جنبش فکری آزادیخواهانهای که روشنفکران ملی و اقتصاددانان آزادیخواه همچون موسی غنینژاد، محمد طبیبیان، سید جواد طباطبایی، مسعود نیلی و... با همه تمایزات در این سالهای دور از خانه سروش و دیگر روشنفکران دینی ساختهاند، باز باب تحقیر و توهین را باز میکند. سروش هنوز خود را وامدار شریعتی میداند، درحالیکه دیگر هیچ نسبتی در اندیشه میان آن دو نیست، جز اینکه شریعتی هم فیلسوفان را پفیوزان تاریخ میخواند. جز اینکه عبدالکریم سروش (که از طرح نامسلمانی شریعتی بهدرستی ناراحت است) خود درباره سید احمد فردید (که خود استاد علی شریعتی و استاد احسان شریعتی در غربستیزی بود) از دیگران با میل و رضا نقل میکند که «این آدم دیو خبیثی است» و از آن فراتر وارد حوزه خصوصیاش میشود و از «اینکه ناگهان بعد از انقلاب چگونه دست و روی او را که به اصناف منکرات و مسکرات آلوده بود شستند و بر کرسی تقدس نشاندند» استفاده میکند. سید احمد فردید البته همچون علی شریعتی بود که هر یک را جناحی از انقلابیون ایدئولوگ ساختند، اما اگر شیادی و نامسلمانی شریعتی را در رسانه گفتن حرام است، چرا باید حتی در حق سید احمد فردید پرونده منکرات و مسکرات او را گشود؟!
کارشناس بازار کار:🔹 «برآوردهای کارشناسی نشان میدهد بین یکونیم تا دو و نیم میلیون فرصت شغلی در یک سال گذشته از بین رفته است؛ در حالی که تنها حدود ۳۰۰ هزار نفر برای دریافت بیمه بیکاری مراجعه کردهاند.»🔹«دادههای آماری کشور از دقت و انسجام کافی برخوردار نیستند.»🔹 «در سیاستگذاریهای اقتصادی و اجتماعی، کمتر شاهد آن بودهایم که مصلحت عمومی و حمایت از بازار کار در اولویت قرار گیرد.»🔹 «۴۹ ساعت کار در هفته نشانه رونق نیست؛ مردم به دلیل پایین بودن دستمزدها ناچارند فقط برای بقا بیشتر کار کنند.»🔹«شکاف میان دستمزد و هزینه واقعی زندگی بیش از ۱۰ برابر شده و بسیاری از مردم میگویند حقوقشان تنها هزینه سه روز اول ماه را تأمین میکند.»🔹 «پیشبینی میشود از هر دو نفر در ایران، یک نفر زیر خط فقر قرار گرفته باشد.»🔹 «بیش از ۷۰ درصد بحران بیکاری ریشه در ساختار بیمار اقتصاد ایران دارد.»/ فرارو

