جای خالی دیپلماسی دیجیتال✍️🏻حامد بیدی/ مدیرعامل پلتفرم کارزار❇️در مورد تخلفی که اخیراً در استان لر…
انتشار: 2026/08/08 14:01 UTCدریافت: 2026/08/15 03:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:31 UTC
جای خالی دیپلماسی دیجیتال✍️🏻حامد بیدی/ مدیرعامل پلتفرم کارزار❇️در مورد تخلفی که اخیراً در استان لرستان رخ داده، باید تأکید کرد که مداخله در حریم خصوصی به معنای فنی و حقوقی آن مصداق پیدا نمیکند؛ چراکه تصاویر منتشرشده از پروفایلهای عمومی کاربران برداشت شدهاند. ❇️برای برونرفت از این شرایط، تنظیمگری از طریق دیپلماسی دیجیتال باید در دستورکار قرار گیرد. برای این منظور، ابتدا باید فضایی برای فعالیت پلتفرمهای بینالمللی در ایران ایجاد شود تا از منافع میزبانی کاربران ایرانی بهرهمند شوند. ❇️نخستین گام در این مسیر، نرمالسازی روابط با کشورهای جهان و رفع تحریمهاست؛ چراکه با منتفعشدن پلتفرمها از جامعۀ کاربران ایران، دولت یا سازمانهای مردمنهاد میتوانند بر آنها فشار بیاورند تا قوانین و هنجارهای کشور میزبان را رعایت کنند؛ چراکه پلتفرمها نیز برای حفظ منافع خود، تمایل بیشتری به احترام به قوانین محلی نشان میدهند. 🗞متن کامل این یادداشت در شماره ۱۹۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️@cm_magazine
پستهای تلگرام — ماهنامه مديريت ارتباطات
زنِ قربانی یا زنِ کنشگر؟✍️🏻صدف سرداری/ عضو هیئت تحریریه❇️دهههاست تصویر زنان افغانستان در رسانههای جهان با واژههایی چون سرکوب، محرومیت و رنج گره خورده است؛ تصویری که هرچند از واقعیتی انکارناپذیر خبر میدهد، اما اغلب بخش مهمی از حقیقت را در سایه نگه میدارد. ❇️رخدادهای اخیر هرات و اعتراض زنان با شعار «تحصیل، کار، آزادی» این پرسش را پیش کشید که چه کسانی امروز داستان زنان افغانستان را روایت میکنند و سهم خود این زنان از روایتگری چیست؟ آیا قابهای مسلط رسانهای توانستهاند پیچیدگی تجربۀ آنان را بازتاب دهند یا همچنان بر تصویری یکبُعدی از «زن قربانی» اصرار میورزند؟ ❇️با «سیمین کاظمی»، جامعهشناس، دربارۀ نسبت میان رسانه، قدرت و مقاومت و چگونگی عبور از مرز روایتهای رایج گفتوگو کردهایم.🗞متن کامل این گفتوگو با عنوان «مقاومت افغانستانی، یک اصالت تاریخی دارد» در شماره ۱۹۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️@cm_magazine
مختصری دربارۀ نسبت ما و دنیای امروز✍️🏻سید جواد موسوی/ شاعر و نویسنده❇️ما بعد از قریب به نیمقرن حکومت هنوز تکلیفمان با خیلی چیزها مشخص نیست. اینکه یک حکومت آن هم حکومتی که دعاوی جدید دارد، تکلیفش با بعضی چیزها روشن نباشد، چیز عجیبی نیست، اما مشکل ما این است که اولاً تعداد چیزهایی که در مقابل آنها بلاتکلیفیم یکی و دو تا نیست و دوم اینکه مشکل اساسیتر ما این است که هنوز نسبتمان را با خیلی از بدیهیات نیز روشن نکردهایم. ❇️فیالمثل ما هنوز تعریفمان از بنیادیترین شعار این انقلاب و نظام یعنی: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» گنگ و مبهم است. هنوز بر سر تعریف استقلال مشکل داریم و نمیدانیم منظورمان از شعار «نه غربی، نه شرقی» چیست؟ هنوز از آزادی تصویر روشنی ارائه ندادهایم و مهمتر از همه اینکه نمیدانیم با ترکیب پارادوکسیکال «جمهوری اسلامی» چه باید کنیم؟ ❇️بعد از برگزاری دهها انتخابات که خیلی هم به آن مینازیم، هنوز نمیدانیم مردم تا چه اندازه حق تعیین سرنوشتشان را دارند. جمهوریت را صرفاً به انتخابات محدود کردهایم، اما هنوز نمیدانیم با برگزیدۀ آرای مردمی چگونه برخورد کنیم و چه اندازه به او اجازۀ دخالت در مقدرات کشور را بدهیم. ❇️روزبهروز دایرۀ کسانی را که میتوانند در رقابت انتخاباتی شرکت کنند، تنگتر میکنیم؛ تا جایی که در دو، سه انتخابات اخیر مجلس و ریاستجمهوری کمترین میزان مشارکت را داشتهایم. تعریفمان از اسلام هم دستکمی از جمهوریت ندارد. با اینکه به نظر میرسد با توجه به ساختار سیاسی حکومت در این زمینه مشکل خاصی نداشته باشیم، اما داریم. خیلی هم داریم. ❇️در بعضی از موارد که دین صراحتاً احکام روشنی دارد، چنان خودرأی و سکولار رفتار میکنیم که موجب حیرت کفار حربی است و در بعضی موارد که به نظر میرسد در صدر اسلام هم موضوع چندان مهمی بهشمار نمیآمده، سختگیرانهترین مجازاتها را اعمال میکنیم؛ تا جایی که گاهی صدای برادران طالب هم درمیآید. خلاصه که پدیدۀ غریبی هستیم برای خودمان. و ایکاش فقط برای خودمان. برای همۀ عالم. اگر صرفاً خودمان بودیم و خودمان طوری نبود.🗞متن کامل این یادداشت با عنوان «برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی» در شماره ۱۹۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️@cm_magazine
چرا انیمیشنهای میوهای ساختهشده با هوش مصنوعی دیده میشوند؟ ✍️🏻محسن محمودی/ عضو هیئت تحریریه❇️انیمیشنهای میوهای تولیدشده با هوش مصنوعی که در ادبیات اینترنتی نوپدید از آنها بهعنوان «محتوای آبکی هوش مصنوعی» (AI Slop) یاد میشود، بههیچوجه صرفاً یک خطای تصادفی در سیستم یا یک شوخی زودگذر نیستند. دلیل نفوذ عمیق و ویروسگونۀ این پدیده در روان مخاطب، در مفهوم هنری و روانشناختی «تضاد بصری ـ مفهومی» یا کنارهمگذاری عناصر متناقض ریشه دارد. ❇️از یک سو، ظاهر کودکانه، معصومانه و رنگارنگ این میوهها قرار دارد که یادآور زیباییشناسی انیمیشنهای دوران کودکی، معصومیت ازدسترفته و فضاهای ایمن است و از سوی دیگر، مضامین بهشدت تاریک، زهرآگین و بزرگسالانهای مطرح میشود که این شخصیتها درگیر آن هستند. این تضاد بنیادین، یک «دیسونانس شناختی» قدرتمند در ذهن بیننده ایجاد میکند. ❇️این ترکیب متناقض، بهشدت توانایی جلب توجه مخاطب را در آنچه «اقتصاد توجه» نامیده میشود، داراست. زیباییشناسی پیکسارگونه، گاردهای دفاعی روان مخاطب را پایین میآورد و سپس مضمون تاریک داستان، ضربۀ نهایی را به روان خلعسلاحشدۀ او وارد میکند.❇️«آلبر کامو»، فیلسوف برجستۀ مکتب اگزیستانسیالیسم، در تشریح مفهوم «امر پوچ» (The Absurd)، آن را ناشی از تقابل و برخورد اجتنابناپذیر میان میل ذاتی انسان به یافتن معنا و نظم، با سکوت بیتفاوت و بینظم کیهان میداند. ❇️در عصر دیجیتال، این ویدئوها تجلی کامل و بینقص همان پوچگرایی هستند. ما همانند سیزیف که محکوم به غلتاندن ابدی یک تختهسنگ به بالای کوه بود، محکوم به پیمایش (اسکرول) ابدی در فیدهای بیپایان اینترنت هستیم. تماشای درامهای میوهای، در واقع تلاشی ناامیدانه و همزمان کمدی برای یافتن نوعی حسِ آشنایی در جهانی است که ارزشهای بنیادین آن به واسطۀ مصرفگرایی، ازخودبیگانگی و سرعت سرسامآور تولید داده، دچار فروپاشی شده است.🗞متن کامل این یادداشت در شماره ۱۹۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️@cm_magazine
رسانه عادت دارد همۀ زنان جنوب جهانی را یکدست بازنمایی کند✍️🏻قمر تکاوران / پژوهشگر اجتماعی❇️عاملیت زنان افغانستانی بیش از واقعۀ جبرئیل هرات و آمدن به خیابان است. انواع مقاومتهای روزمرۀ زنان افغانستانی وجود دارد که رسانهها تاکنون توجه درخور ملاحظهای به آن نشان ندادهاند. لازم است تأکید کنم که این فقط مختص زنان افغانستان هم نیست. رسانه عادت دارد همۀ زنان جنوب جهانی را اینطور بازنمایی کند. چنین بازنماییای اگر هم نگوییم برای زنان این بخش از جغرافیا یکپارچه است، حتماً میتوانیم بگوییم تصویر غالب است. عاملیت زنان جنوب جهانی چیزی است که کمتر در رسانهها دیده میشود. ❇️باید دقت کنیم که عاملیت زنان هم فقط آنجایی که معطوف به اعتراض و تغییر است، خود را نشان نمیدهد؛ گاهی این عاملیت تلاشی است برای خلق امکانی برای ادامۀ زندگی به شکلی بهتر. این امکانها در بسیاری مواقع شامل فعالیتهای خرد میشود، اما اهمیتشان کلان است؛ آنجایی که تلاش میشود همین ساختار موجود را به مکانی تبدیل کرد که بتوان زندگی بهتری در آن داشت. نمونۀ این تلاشها را میتوان آموزشهای غیررسمی و مجازی برای دختران افغانستانی دانست. ❇️میدانیم از زمان به قدرت رسیدن طالبان، یعنی حدود بیش از چهار سال پیش، دیگر دختران نمیتوانند بالاتر از کلاس ششم درس بخوانند و چهار سال است که کنکور بدون دختران برگزار میشود. ششم که تمام شد، دیگر دختر نباید در جامعه حضور فعال داشته باشد و راهی که این نظام پیش پای او میگذارد، ازدواج و فرزندآوری است. ❇️اما دختران بسیاری مایل به ادامۀ تحصیل هستند و در این چهار سال هم بیکار ننشستهاند و با حضور در مدارس غیررسمی و مجازی تحصیل را ادامه دادهاند. این یک نمونۀ برجستۀ مقاومت فرهنگی زنان افغانستان در برابر شرایط موجود است و بیشک تنها نمونه نیست، ولی بهدلیل خلاء اطلاعاتی و نامرئیبودن عاملیت زنان افغانستانی، نمونههای بیشتری را نمیتوانیم نام ببریم. آنچه مسلم است اینکه باید برای دیدهشدن عاملیت زنان افغانستانی تلاش کرد، نه بازتولید انفعالشان. 🗞مطلبی که خواندید بخشهایی از یادداشتی با عنوان «بازنمایی یکدست» است که در شماره ۱۹۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️@cm_magazine
برادران طالب و اینترنت*✍🏻 سیدعبدالجواد موسوی/ روزنامهنگار❇️ باور بفرمایید اگر نبود تجربۀ اخیر قطعی اینترنت، هنوز هم بودند کسانی که میگفتند اینترنت یک پدیدۀ تجملاتی و بیهوده است و جز آدمهای لاابالی و غربگرا هیچکس دیگری طرفدار آزادی آن نیست. شاید هنوز هم باشند کسانی که اینترنت را چیزی زائد و لوکس میدانند، ایرادی هم ندارد. در همه جای دنیا چنین آدمهایی یافت میشوند، اما قطعاً و حتماً چنین موجوداتی برای مردم تصمیمگیری نمیکنند و در مقام مدیر و مشاور و نماینده مقدرات مردم را رقم نمیزنند. ❇️ من نمیگویم زندگی بدون اینترنت ممکن نیست. همین الان حکومت دلخواهِ بعضی از دوستان، کنار گوش ما یعنی در فراموشخانۀ آسیا (افغانستان) داشتن گوشی هوشمند را ذیل حکومت اسلامی طالبان ممنوع و جرم اعلام کرده است. احتمالاً موفق هم میشود، اما نه ما مردمی هستیم که به چنین حکومتی تن بدهیم، نه حاکمان ما حاضرند چنین ستمی را بر ما روا دارند. البته به گمان من دوستانِ طالب تکلیفشان با خودشان روشنتر است. آنها این را خوب فهمیدهاند که گوشی هوشمند صرفاً یک ابزار نیست. گوشی هوشمند و اینترنت با خودش اقتضائاتی را میآورد که تندادن به آن در حد تحمل و طاقت برادرانِ طالب نیست. این نکته را بسیاری از دشمنان اینترنت در سرزمین ما نمیفهمند. ❇️ جدای از کاسبان تحریم و تهدید و تحدید و فیلتر و جنگ و مابقی قضایا، عدهای جدیجدی نمیفهمند که اینترنت نهفقط پدیدهای لوکس و تجملاتی نیست، بلکه در جهان امروز حکم آبوهوا و نان را برای زیستن دارد. برادران طالب فهم عمیقتری از فناوری دارند و اگر چاره داشتند، به همین تلفن ثابت هم اجازۀ گسترش نمیدادند. برادران تنی یا ناتنی آنها در ایران اما فکر میکنند فناوری چیزی است مثل چاقوی جراحی؛ مثالی که مورد علاقۀ آنهاست و بسیار از آن استفاده میکنند. آنها میگویند چاقوی جراحی چیز بدی نیست، اما وای از آن روزی که به دست زنگیِ مست بیفتد. ❇️ تا اینجایش هم اگرچه غلط است، اما مشکل خاصی نیست، مشکل آنجایی پیش میآید که این بزرگواران جز اندکی که خود و خانواده و دوستان نزدیکشان باشند، مابقی مردم را مصداق تاموتمام همان زنگیان مست میدانند که نباید چاقو را دمدست آنها گذاشت. و ایکاش کلاً چاقو را دور از دست مردم نگه میداشتند. مصیبت بزرگ آنجاست که فکر میکنند هر وقت آنها تشخیص دادند، باید چاقو را از دست مردم گرفت و هر وقت آنها لازم دیدند، باید چاقو را در اختیار مردم گذاشت. اینکه چه کسی چنین صلاحیتی را به این بزرگواران بخشیده است، خود حکایت دیگری است که مجال و مقال دیگری را میطلبد. ❇️ از این میگفتیم که زندگی بیاینترنت ممکن است در افغانستان ممکن شده باشد، اما در جایی که مردمان و حاکمیتش تصمیم گرفتهاند خیلی هم دور از مناسبات جهان امروز زندگی نکنند، چنین چیزی ممکن نیست. ما اما وضعیت دیگری داریم. از یک طرف میخواهیم دور از جهان جدید نباشیم و از طرفی میخواهیم به تبعات زیستن در جهان جدید تن ندهیم. درست مثل آدمی که میخواهد تن به آب بزند، اما خیس نشود. چنین چیزی محال اندر محال اندر محال است. همین قطعی چندماهۀ اینترنت نشان داد ما بدون اینترنت نمیتوانیم روزگارمان را سپری کنیم.———🗞مطلبی که خواندید بخشهایی از یادداشتی با عنوان حالا فهمیدید اینترنت دیگر پدیدهای لوکس نیست؟ که در شماره ۱۹۳ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️@cm_magazine
نگاهی به مفهوم جنگ و راهبردهای تاریخی در گذراندن ترومای جمعی✍️🏻مریم بهریان/ روانشناس و نویسنده❇️اگرچه جنگ در نگاه اول، پدیدهای ویرانگر و رعبآور به نظر میرسد که با ظهور یکباره و غیرمنتظرهاش، نظم نمادین یا خیالی سوژه و اجتماعی را که در آن زیست میکند، بر هم میزند، اما از نگاه روانکاوی، جنگ از یک سو یک موقعیت اجتنابناپذیر و حقیقی در تعامل موجود زنده با فضای بیرونی است که از بابتی سازنده و افشاگر نیز عمل میکند.❇️یک نمونه از مدیریت ترومای جمعی در دوران پساجنگ را میتوان در آفریقا مشاهده کرد. این کشور بر اساس اجرای سیاستهای مبتنی بر جلوگیری از تکرار چرخۀ خشونت و تمرکز بر کاهش رنج از طریق بازسازی هویت ملی، اقدام به مستندسازی واقعیت و ایجاد حس مسئولیت در جامعه کرد. در نتیجه تلاش برای آشنایی بیشتر افراد جامعه با تاریخ و قانون پس از پایان آپارتاید در رأس سیاستهای اجرایی قرار گرفت. ❇️همچنین بستری فراهم شد تا صدای افراد در رسانههای ملی شنیده شود و افراد به هر نحوی که درگیر خشونت بودند، بتوانند رنج خود را روایت کنند. همچنین عاملان خشونت از طریق مستندسازی معرفی شدند و حتی اعطای عفو در صورت اعتراف به افشای حقیقت و پذیرفتن مسئولیت کاری که انجام دادند، در رأس سیاستهای دولت قرار گرفت.❇️مطالعات نشان میدهد که یک فرد یا ملت، وقتی توان رویارویی یا ورود امر غیرمنتظره و غیرقابل پیشبینی یا تروما را ندارد، از سازوکارهایی استفاده میکند که بیشتر جنبۀ دفاعی آنها خیالی و کوتاهمدت است. برای نمونه دولت آلمان پس از جنگ جهانی دوم، روند نظامیافتهای را برای مواجهه با آنچه در جنگ تجربه کرده بود، در پیش گرفت. جامعۀ آلمان در دهۀ ۱۹۵۰، سیاستهایی را اتخاذ کرد که مردم را به کار زیاد یا تشکیل خانواده و حفظ آن تشویق میکرد. ❇️در آن دوران مردم سیاست، تاریخ و حقیقتی را که با آن مواجه شده بودند، کنار گذاشتند و به خانواده پناه بردند. چنین سازوکار دفاعیای به ایجاد سیاستهای اقتصادی جدید و هدایت جنونآمیز مردم به سمت کار افراطی و توسعۀ اقتصادی منجر شد. بهطوریکه تحولی که در نظم نمادین آنها اتفاق افتاد، آلمان غربی جنگزده و مملو از تجربۀ ویرانگری را به غول اقتصادی اروپا تبدیل کرد.🗞مطلبی که خواندید بخشهایی از یادداشتی است که در شماره ۱۹۴ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. میتوانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. ▫️▫️▫️@cm_magazine

