دو تا از همکارام یک ساله با هم ازدواج کردن، گویا دیروز تو خونه بحثشون شده بود و ادامش اومده بود محل…
انتشار: 2026/08/15 13:47 UTCدریافت: 2026/08/16 21:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 21:00 UTC
دو تا از همکارام یک ساله با هم ازدواج کردن، گویا دیروز تو خونه بحثشون شده بود و ادامش اومده بود محل کار، خانم هر بار همسرشو با حرص جناب آقای دکتر خطاب میکرد و لطفا این کارو انجام بدین سریعتر و فلان دستوری طور میگفت، دکتره هم بنده خدا میخواست آشتی کنه باهاش و از دلش دربیارهبرگشت آروم گفت اصلا من اون آقای دکتر گفتنتو بخورم که خانم دکتر بلند گفت به هیچ عنوان هیچ چیزمو نمیتونی بخوری شوهره که در لحظه از خلق این دیالوگ دارک ناپدید شد سکوت بدی حاکم شد و بعدش همه ریز ریز کبود شدیم و آخرشم سر همین آشتی کردن😂✍گل نبات @civil_arch 🔹


