امیر ذکریامشاور برند و کسب و کار در حوزه بیزینس و بازاریابی حرفهای خوبی می زند موضوع : گاهی باید از…
انتشار: 2026/08/17 07:29 UTCدریافت: 2026/08/17 22:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 22:10 UTC
امیر ذکریامشاور برند و کسب و کار در حوزه بیزینس و بازاریابی حرفهای خوبی می زند موضوع : گاهی باید از مشتری عمدا گول خوردشماره ۱۷
پستهای تلگرام — تحلیل ، هنر و سیاست
امیر ذکریامشاور برند و کسب و کار در حوزه بیزینس و بازاریابی حرفهای خوبی می زند موضوع : برند از تو دل کسب و کار بیرون میاد شماره ۱۶
تولد علی حاتمی بزرگ
ایرج بزرگ را که خاطره ها برای ما ساخت بدرقه کردیم به خانه ابدیت آوازه خوانی که با صدایش بزرگ شدم و سبک و سیاق اش به دلم نشست و با علاقه گوش دادم و می دهم و خواهم داد موسیقی ، هنری است مانا و زنده که هر زمانی می توان از ان لذت برد . چه بسا در راستای سلیقه ات باشد خوانشی که روی کلیپ دارم از شنیدنی ترین های استاد ایرج است . سطح پایین است ولی به سرعت اجرا و آماده اش کردم که به ادیت این کلیپ برسد ادای دین است و یک کار دلی است تقدیم به قله خوانندگی که سالهای سال مثالش زاده نخواهد شد ولی سبک و سیاقش ادامه پیدا خواهد کردخوانش و کلیپ : حمید لازمی
روایت خیلی جالبی در مورد فیلم گنج قارون هست که از زبان مرحوم فردین گفته شد اینکه : فیلم گنج قارون در دو هفته اول اصلا کار نکرد و کم کم در حال پایین کشیده شدن از پرده بود . بین عوامل اصلی فردین بازیگر . سیامک یاسمی کارگردان . ایرج خواننده . عباس شباویز تهیه کننده جرو بحث هم ایجاد شده که همدیگر را محکوم به کم کاری هم می کردند ولی وقتی فیلم به ناگه فروش عجیب و غریبی کرد و به اندازه نصف جمعیت تهران با بلیط های دو تومانی از فیلم استقبال کردند حالا همین عوامل خود را منجی فیلم می دانستند و بر سر اینکه عامل موفقیت فیلم هستند جرو بحث می کردند
⭕️خاطره احمد زیدآبادی درباره مرحوم ایرج!ایرج و فردین! تحریرهای طولانی ایرج از او پدیدهای در آواز ایرانی ساخت.زندهیاد محمدعلی فردین در اشتهار مرحوم ایرج نقش بسیار مؤثری ایفا کرد به طوری که بسیاری از عوام با دیدن فیلمهای فارسی گمان میکردند که ایرج همان فردین است. در زندان گوهردشت کرج، همبندی بسیار بانمکی از اهالی دوگنبدان بود که به زندگی خود در زندان پایان داد.نام فامیلش کرمی خیرآبادی بود. او در همین باره نقل میکرد که یک روز رانندهای در مسیر خود ایرج را که در کنار جاده منتظر ماشين بوده سوار کامیون میکند و بعد به او میگوید؛ بگذار نوار ایرج را برایت پخش کنم تا حظ ببری!ایرج به او میگوید اجازه بده به جای ایرج من خودم برایت بخوانم و بعد میزند زیر آواز.راننده از تحریر او به وجد میآید و میگوید؛ فلانِ....ایرج! ناز نفسِ خودت! بخوان که بهتر از ایرج میخوانی!ایرج پس از اتمام آواز به راننده میگوید؛ راستش را بخواهی من خودم ایرج هستم!راننده از این سخن رو در هم میکشد و با اعتراض به او میگوید؛ تو ایرجی؟ مرا احمق گیر آوردهای؟ من خودم تو فیلمها ایرج را ديدهام آدم حظ میکند نگاهش کند بعد تو با این قیافه....ایرج هستی؟خدا همه را بیامرزد.🀄️احمد زیدآبادی