✅️ Freeتلفظ: /friː/نقش دستوری: صفت (adjective)، قید (adverb)، فعل (verb)معنی: آزاد (به عنوان صفت)،…
انتشار: 2026/07/29 11:03 UTCدریافت: 2026/08/04 01:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 01:17 UTC
✅️ Freeتلفظ: /friː/نقش دستوری: صفت (adjective)، قید (adverb)، فعل (verb)معنی: آزاد (به عنوان صفت)، رایگان (به عنوان قید)، آزاد کردن (به عنوان فعل) مثال:✔️I have no ambitions other than to have a happy life and be free. (Adjective)من هیچ آرزویی به جز اینکه بتوانم زندگی شادی داشته باشم و آزاد باشم، ندارم. (در نقش دستوری صفت)✔️The elderly travel free on public transport. (Adverb)افراد مسن، میتوانند به صورت رایگان از حمل و نقل عمومی استفاده کنند. (در نقش دستوری قید)✔️They were freed from jail. (Verb)آنها از زندان آزاد شدند. (در نقش دستوری فعل)🎈نکته: قید دیگهای هم با کلمهی free وجود داره که همون freely هست. تفاوت Free و Freely در معنیشونه:▫️Free: رایگان▫️Freely: آزادانه






