🔴🖇 امروز دیدن پیرمردی که برای پیدا کردن چیزی قابل فروش میان زبالهها میگشت، فقط یک صحنه تلخ و گذرا نیست؛ تصویری است از زندگی مردمی که سالهاست زیر فشار فقر، گرانی و بیتوجهی له میشوند.پیرمردی که باید سالهای پایانی عمرش را در آرامش و کنار خانوادهاش بگذراند، حالا مجبور است برای چند لقمه نان، در میان زبالهها دنبال چیزی بگردد که شاید بتواند با فروشش شب را سر کند. شاید امیدش به همان کیسههای زبالهای باشد که دیگران بدون فکر دور میاندازند.تلختر از خود این صحنه، حکومتی است که سالهاست شعار حمایت از «مستضعفان» میدهد، اما نتیجه سیاستهایش برای بخشی از مردم چیزی جز فقر، بیکاری، تورم و فروپاشی قدرت خرید نبوده است.مردمی که یک عمر کار کردهاند، امروز باید برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگیشان دست به زبالهگردی بزنند.این تناقض را نمیشود پنهان کرد؛ نمیشود با شعار و تبلیغات روی آن سرپوش گذاشت.وقتی یک بازنشسته یا یک کارگر برای زنده ماندن مجبور میشود میان زبالهها دنبال لقمه نان بگردد، یعنی یک جای کار بهشدت خراب است.حکومتی که منابع کشور را صرف سیاستهای پرهزینه و ماجراجوییهای خود میکند، اما در برابر فقر مردمش درمانده یا بیاعتناست، باید پاسخگوی این وضعیت باشد.این پیرمرد فقط یک نفر نیست؛ پشت این تصویر، زندگی هزاران خانوادهای قرار دارد که هر روز با شرمندگیِ سفره خالی، اجارهخانه، هزینه درمان و گرانی دستوپنجه نرم میکنند.شرم بر حکومتی که قرار بود پناه مردم باشد، اما مردمانش را به جایی رسانده که برای پیدا کردن امید، باید میان زبالهها بگردند.