یه دختر بچهای داشت از پل طبیعت عکس میگرفت گوشی از دستش افتاد گلسش یا صفحهش شکست.با یه ترس و ناراحتی گوشیو بلند کردپدرش کنارش وایساده بود، خیلی خونسرد و با لحن آروم بهش گفت مهم نیست، عکستو بگیر باباچقدر این حرکت و حرفت خفن بود مَرررررد
برخی قلبها نیازی به نجات یافتن از تاریکی ندارند...آنها تنها به کسی نیاز دارند که هرگز رهایشان نکند. 🤍داستانی از محافظت، وفاداری و عشقی بیهیاهوعشقی که گویی از دلِ صفحاتِ یک رمانِ عاشقانه-فانتزی بیرون آمده است.