رها کردن کسی که خیلی وقته تو رو رها کرده شبیه لحظه آخر اسباب کشی میمونه؛یه دور توی تمام خونه میزنی و همه جا رو دقیق نگاه میکنی، وقتی مطمئن میشی چیزی نیست که بخاطرش بمونی در رو میبندی و واسه همیشه از اونجا میری.
آلن دوباتن چه حرف جالبی زده! میگه:وقتی خودمان را به اندازه کافی دوست داشته باشیم؛ میتوانیم به راحتی به درخواست غیرمنطقی دیگران بگوییم: نه. آنوقت دیوانهوار سعی نخواهیم کرد همه را راضی نگه داریم.
هرکیم ندیده باشه من دیدم چقدر تلاش کردی؛دیدم چطور تو دل سختی ادامه دادی،دیدم وقتی جز جا زدن راهی نبود تو خودت راه جدید ساختی،دیدم وقتی همه رها کردن تو چطور محکم تر از قبل به مسیر چسبیدی،دیدم گریه هایی رو که فرداش بیشتر درخشیدی؛ و بدون که اینم دیدم که تو واقعا لایق بهترین ها هستی
قدیمیها میگفتند: اولین چیزی که یک نابینا با باز کردن چشمانش میشکند عصای راه رفتن اوست.وقتی نقش ناجی زندگی کسی رو دارید اولین کسی هستید که زمان قویشدنش ترک میشوید. چون وقتی شما را ببیند، ضعف قدیمیاش را به یاد میآورد.تلخ، اما واقعی…