بعضی چیزها تا وقتی هر روز کنارمون هستن، به چشممون نمیان.از پیامهای «رسیدی؟» کلافه میشیم...تا روزی…
انتشار: 2026/08/14 13:47 UTCدریافت: 2026/08/15 05:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:09 UTC
بعضی چیزها تا وقتی هر روز کنارمون هستن، به چشممون نمیان.از پیامهای «رسیدی؟» کلافه میشیم...تا روزی که دیگه کسی منتظر رسیدنمون نباشه.از شلوغی خونه غر میزنیم...تا وقتی سکوتش از هر صدایی سنگینتر بشه.از خستگیِ آشپزی برای خانواده مینالیم...تا وقتی فقط برای یک نفر، آن هم خودمون، غذا بپزیم.از تماسهای پشتسرهم پدر و مادر گله میکنیم..تا وقتی گوشی دیگه هیچوقت با اسم اونها زنگ نخوره.از دورهمیهای تکراری فرار میکنیم...تا وقتی جای خندهها رو مراسم خداحافظی بگیره.واقعیت اینه که زندگی، بیشتر از اینکه از اتفاقهای بزرگ ساخته شده باشه، از همین لحظههای معمولیه.همین دلواپسیها، همین شلوغیها، همین تکرارهایی که گاهی حوصلهمون رو سر میبرن.ما معمولاً ارزش چیزی رو وقتی میفهمیم که دیگه بهش دسترسی نداریم.اما هنر زندگی اینه که قبل از رسیدن حسرت، قدر داشتههامون رو بدونیم.شاید لازم نباشه زندگیمون کامل و بینقص باشه...فقط کافیه گاهی وسط همین روزهای معمولی مکث کنیم و از خودمون بپرسیم:اگر این آدمها...اگر این صداها...اگر همین لحظههای ساده، فردا دیگه نباشن...آیا امروز هم ازشون همینقدر بیتفاوت رد میشدم؟@caption_tel
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- کتابخانه دانشگاهی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۵۷
- 『 کـپـشـن 』 · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۵:۰۹
- خاطرات خانه ی پدری · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — زمان مشاهده در دسترس نیست
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

