
مطالعات فمینیستی در سینماسردبیر: نزهت بادیWebsite: cahiersdufeminisme.comInstagram:https://instagram.com/cahiers_du_feminisme
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 10 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/21 تا 2026/08/09
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 10 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
«چطور احساسات در طول زمان ناپدید میشوند؟» پرسشی که سیندی در طول فیلم مطرح میکند، ما را با یکی از چالشهای اساسی در رابطه طولانیمدت یک زوج روبرو میسازد. فیلم از طریق رفت و برگشت میان گذشته و حال نشان میدهد چطور شناخت عمیقتر افراد از خود و یارشان در طول زمان، نگاه آنها به عشق و انتظاراتشان از یکدیگر را تغییر میدهد.سیندی و دین مثل هزاران زوج عاشقی هستند که به عشق ابدی باور داشتند و به هم قول دادند که در سختیها و خوشیها کنار هم بمانند، اما حالا بعد از گذر چند سال از زندگی مشترک، به بنبست عاطفی رسیدهاند و هر دو مجبور شدند برای حفظ خانواده از رویاهایشان دست بکشند.دین با اینکه کل زندگیش به کارگری و همسری و پدری خلاصه شده، کنار آمده و به خاطر عشقش به سیندی و دخترشان میتواند وضعیت موجود را تحمل کند اما سیندی احساس میکند شغل و پیشرفت و آیندهاش به خاطر ازدواج زودهنگام و بارداری ناخواسته نابود شده است.همواره با ابن کلیشه روبرو هستیم که زنان در رابطه و ازدواج به چیزی جز عشق نیاز ندارند اما در فیلم میبینیم که عشق به تنهایی برای سیندی کافی نیست و نمیتواند حس دلسردی و سرخوردگی او را از بین ببرد.آیا زنها بیشتر از مردها به رشد فردی و پیشرفت اجتماعی و مستقل و آزاد بودن اهمیت میدهند؟چرا ازدواج و زندگی مشترک و خانواده برای زنان بیشتر از مردان، سویههای محدودکننده و خفقانآور دارد؟در صد و سی و سومین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم ولنتاین غمگین ساخته درک سیانفرنس میپردازیم و پیرامون «شکاف انگیزشی» میان زنان و مردان با تمرکز بر کتاب پایان مردان و صعود زنان نوشته هانا روزین بحث و گفتوگو میکنیم.سهشنبه ۲۰ مرداد/ ۱۱ اوتاز ساعت ۱۸ تا ۲۰ به وقت ایرانبرای شرکت در جلسه لطفا از طریق شماره زیر در واتساپ یا تلگرام با ما در ارتباط باشید+33624783228@cahiersdufeminisme
داستان از یک فانتزی جنسی شروع میشود: ویولت که به عنوان یک نومادر درگیر افسردگی و بیمیلی جنسی است، صداهای مربوط به رابطه جنسی پرهیجانی را از خانه همسایه میشنود که او را به حسادت و حسرت وامیدارد. او سراغ فلورانس در همسایگی خود میرود تا ببیند این زن خوشبخت که مدام رابطه جنسی پرشوری دارد، کیست!اما بر خلاف انتظارش، با زن شاغل و افسردهای روبرو میشود که او هم مدتها تجربه عشقبازی و لذت جنسی را نداشته است. دو زن تصمیم میگیرند برای گریز از ملالت زندگی زناشویی، شیردهی و مصرف قرصهای ضدافسردگی را قطع کنند تا دوباره میل جنسیشان فعال شود. آنها برای احیای شور جنسی در زندگیشان دست به کار عجیبی میزنند...فیلم از طریق تصمیم عجیب زنان، با واسازی انقلاب جنسی در موج دوم فمینیسم به سراغ فمینیسم روزمره در موج چهارم فمینیسم میرود. زنان فیلم، خانهداری و مشکلات هر روزه را که زندان زنان به تعبیر بتی فریدان بود، به عامل رهاییبخش میل جنسی خود بدل میکنند. اما شوهرانشان به جای همراهی، دچار نگرانی میشوند و به آنها یادآوری میکنند که «بچه دارند!» و بهتر است مثل یک بزرگسال نرمال رفتار کنند. چرا مردان فیلم، زنانی خسته و افسرده با میل جنسی سرکوبشده را ترجیح میدهند و عاملیت جنسی زنان را یک تهدید تلقی میکنند؟در صد و سی و دومین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم دو زن طلایی ساخته کلوئه روبیشو میپردازیم و پیرامون شورش زنانه و فمینیسم روزمره در موج چهارم فمینیسم بحث و گفتوگو میکنیم.چهارشنبه ۱۴ مرداد/ ۵ اوتاز ساعت ۱۸ تا ۲۰ به وقت ایرانبرای شرکت در جلسه لطفا از طریق شماره زیر در واتساپ یا تلگرام با ما در ارتباط باشید+33624783228@cahiersdufeminisme
آدا توسط پدرش به یک ارباب در جزیره نیوزلند تحت استعمار فروخته میشود تا با او ازدواج کند. آدا زنی با سکوتی خودخواسته است که فقط از طریق پیانویش، احساساتش را بیان میکند و کسی را به خلوت خود راه میدهد که بتواند با موسیقیاش به مثابه صدای درونیاش ارتباط برقرار کند و آن را بفهمد.شوهرش که به آدا نیز به عنوان بخشی از مستعمرهاش نگاه میکند، پیانوی محبوب او را به مرد همسایه میفروشد تا بدن مردانه خود را جایگزین پیانو کند و تن آدا را به تصاحب خود درآورد و روح عصیانگر و رهای او را رام و مطیع کند. مرد همسایه نیز که خواهان رابطه جنسی با آداست، با سوءاستفاده از علاقه آدا به پیانویش، با او معامله میکند که در هر دیدارشان با لمس بخشی از تن زن، یکی از کلاویههای پیانو را به او بدهد و آدا بتواند پیانوی محبوبش را پس بگیرد. هر دو مرد از قدرت خود برای استثمار بدن زن بهره میبرند: شوهر با سلطهگری و مرد همسایه با باجگیری جنسی.پس چرا شوهر نمیتواند به قلب آدا راه بیابد اما مرد همسایه موفق میشود شور عشق را در آدا به وجود بیاورد؟در صد و سی و یکمین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم پیانو ساخته جین کمپیون میپردازیم و پیرامون بازپسگیری عاملیت جنسی از طریق زبان زنانه با تمرکز بر نظریات لوس ایریگاری بحث و گفتوگو میکنیم.چهارشنبه ۷ مرداد/ ۲۹ ژوییهاز ساعت ۱۸ تا ۲۰ به وقت ایرانبرای شرکت در جلسه لطفا از طریق شماره زیر در واتساپ یا تلگرام با ما در ارتباط باشید+33624783228@cahiersdufeminisme
مارگوی جوان با رویای نویسنده شدن وارد دانشگاه شده است، اما پس از رابطه با استاد دانشگاهش باردار میشود و بر سر دوراهی سختی قرار میگیرد: اینکه دانشگاه را رها کند، از رویایش دست بکشد و بدون حمایت مالی و عاطفی پارتنرش به بارداریاش ادامه دهد؛ یا پایان خودخواستهٔ بارداری را انتخاب کند، تحصیلش را ادامه دهد، شغل مناسبی بیابد و برای رسیدن به رویایش تلاش کند.مارگو با وجود اینکه خودش توسط مادری مجرد بزرگ شده و میداند چه مشکلاتی در انتظار اوست، فرزندش را به دنیا میآورد. اما برای تامین مخارج بچهاش، تصمیم میگیرد با تولید محتوای جنسی در یک سایت پورن سرگرمکننده کار کند. پارتنر مارگو وقتی این موضوع را میفهمد، شایستگی او را به عنوان یک مادر زیر سوال میبرد و از او شکایت میکند تا حضانت بچه را از او بگیرد.سریال با نمایش استانداردهای دوگانه پیرامون پدر/مادر بودن نشان میدهد که چطور برای مرد، پدر بودن یک «انتخاب» است، اما برای زن، مادر بودن یک «اجبار». جامعه و قانون معمولاً به مرد این حق غیررسمی را میدهند که در صورت عدم آمادگی، شانه خالی کند یا صرفاً یک «حامی مالی رفتوآمدی» باشد، بدون اینکه برچسب اخلاقی بخورد. اما زن از لحظهٔ بارداری در معرض قضاوت قرار میگیرد: اگر بچه را سقط کند، متهم به خودخواهی میشود و اگر بچه را نگه دارد، شیوهٔ مادر بودن او مدام زیر سوال میرود.جمعه ۲ مرداد/ ۲۴ ژوییه جلسه نقد و تحلیل سریال دردسرهای مالی مارگو را خواهیم داشت و پیرامون چالشهای پیش روی مادران مجرد بحث و گفتوگو میکنیمبرای شرکت در جلسه لطفا از طریق شماره زیر در واتساپ یا تلگرام با ما در ارتباط باشید+33624783228@cahiersdufeminisme
فیلم با کمک مولفههای ژانر وحشت نشان می دهد چطور عشق بدون رضایت میتواند به طلسمی نفرین شده بدل شود و فروپاشی روانی زن را به دنیال بیاورد. نیکی از دختری پرشور به زنی تسخیرشده بدل میشود که از دیدن احساسات و رفتارهای خود رنج میکشد و دچار ازخودبیگانگی میشود. چون ذهن و بدنش مجبورند به مردی پاسخ مثبت بدهند که در حالت عادی او را پس میزدند. اینجاست که مولفههای ژانر وحشت، سویههای فمینیستی می یابند: بدن زن به عنوان مستعمرهای برای تحقق فانتزی مردانه بدل میشود. دقیقا ار طریق چنین رویکردی، ایده جذاب فیلم ناشی از جابهجابی ظریف نقشهاست: در ظاهر مرد گرفتار زن کنترلگر و وسواسی شده که با عشق افراطی باعث آزار و اذیت او می شود اما در واقع قربانی اصلی زنی است که قدرت و اراده و انتخابش از او سلب شده و او به شکل ناخواسته مجبور شده مرد را دوست بدارد.زنان و مردان فکر میکنند عشق یعنی یافتن نیمه گمشده خود و یک روح در دو بدن اما این پیوند ابدی که مدام در رابطه عاشقانه مورد تاکید قرار میگیرد، میتواند سویههای ویرانگری داشته باشد. در این فضای خفقانآور، یکی از دو طرف باید توسط دیگری تصاحب و تسخیر شود تا آن تصویرِ خیالی «یک روح» به وجود آید. این فانتزی یکی شدن، حق انسان برای تغییر، خسته شدن، از دست دادن علاقه و ترک کردن را سلب میکند.فیلم هرچند از مولفههای ساب ژانر «بادیهارور» بهره میبرد اما وحشتِ اصلیِ خود را نه از طریق دگرگونیهای فیزیکی بدن، بلکه به واسطه تحول در مفاهیم فلسفی و روانکاوانه پیرامون روابطِ زوجها خلق میکند. در این بازتعریف از ژانر وحشت، امرِ هولناک دیگر از ریخت افتادگی بدن توسط یک هیولای بیرونی نیست؛ بلکه فروپاشی روانی در کنار کسی است که باید حس امنیت به آدمی بدهد. از این رو فیلم دلهره دراماتیک خود را از دلِ همین پرسشِ هولناک بیرون میکشد: کدامیک ترسناکتر است؟ طرد شدن و نه شنیدن از کسی که دوستش داریم یا کنترل شدن و حسادت توسط کسی که دوستمان دارد؟ تنها ماندن و دوستداشتنی نبودن یا وابستگی و از دست دادن آزادی؟در صد و سیامین جلسه سینماتک کایه دو فمینیسم به نقد و تحلیل فیلم وسواس ساخته کاری بارکر میپردازیم و پیرامون سویههای ویرانگر عشق بحث و گفتوگو میکنیم.چهارشنبه ۳۱ تیر/ ۲۲ ژوییهاز ساعت ۱۸ تا ۲۰ به وقت ایرانبرای شرکت در جلسه لطفا از طریق شماره زیر در واتساپ یا تلگرام با ما در ارتباط باشید+33624783228@cahiersdufeminisme