ابومسلم خولانی رحمه الله میگوید:هرگز چیزی از دنیا نخواستم که برایم میسر شود، تا جایی که یک بار بر الاغی سوار شدم اما راه نرفت؛ پس از آن پیاده شدم و دیگری بر آن سوار شد و شتافت. پس در خواب به من نشان داده شد که گویا گویندهای به من میگوید: آنچه از دنیا از تو گرفته شده تو را غمگین نسازد، چرا که با اولیا و دوستان و اهل طاعتش چنین میکند. گفت: پس اندوه از من برطرف شد.(صفة الصفوة)