
دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به صورت حضوری ومجازیتلفن تماس0212264152302188851250ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇@Alihallajzadeh اینستاگرام👇👇👇👇👇👇 book_free_conversationhttps://www.instagram.co
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 36 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/09
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 36 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
Sulk /sʌlk/یعنی با ناراحتی و دلخوری گوشهگیر شدن و عمداً کمحرف یا بیحرف بودن؛ معمولاً حالت کودکانه یا لوسگونه هم میتواند داشته باشد.He’s sulking. قهر کرده و توی خودش رفته.Stop sulking! بس کن دیگه، قهر نکن!She’s been sulking all day. تمام روز قهر کرده و اخمو بوده.Why are you sulking? چرا قهر کردی؟📌 Sulk هم فعل است و هم اسم:He’s in a sulk.قهر کرده / توی حالت قهره.Don’t sulk.قهر نکن.@bookfc
عبارت be off to یعنی «راهیِ جایی شدن» یا «رفتن به سمت جایی».مثالها:Are you off to work? داری میری سر کار؟Are you off to school? داری میری مدرسه؟Are you off to the gym? داری میری باشگاه؟Are you off to London? راهی لندن هستی؟I’m off to bed. دارم میرم بخوابم. / من دیگه میرم بخوابم.We’re off to the airport. داریم میریم فرودگاه.🔹 where Are you off to…?@bookfc
1. Prank caller 📞= کسی که برای شوخی و اذیت تلفن میکندمعمولاً هدفش خنداندن خودش یا دیگران است؛ مثلاً با هویت جعلی تماس میگیرد یا حرف عجیب میزند.He was a prank caller.او کسی بود که برای شوخی و اذیت تلفن میکرد.Someone keeps prank-calling me.یکی مدام برای شوخی و اذیت به من زنگ میزند.⸻2. Crank caller 📞= مزاحم تلفنی / کسی که تماسهای آزاردهنده یا عجیب میگیردتأکید بیشتر روی آزاردهنده، عجیب یا بیدلیل بودن تماس است، نه لزوماً شوخی.I keep getting calls from a crank caller.مدام از یک مزاحم تلفنی تماس دریافت میکنم.@bookfc
Nude color یعنی:رنگ نود، رنگ پوست یا رنگی نزدیک به رنگ طبیعی پوست (بسته به رنگ پوست هر فرد میتواند بژ، کرم، قهوهای روشن و… باشد)@bookfc She wore a nude dress. او یک لباس به رنگ نود پوشیده بود.I like nude lipstick. من رژ لب نود را دوست دارم.She bought nude high heels. او کفش پاشنهبلند به رنگ نود خرید.Nude colors go with almost everything. رنگهای نود تقریباً با همه چیز ست میشوند.نکتهدر دنیای مد و آرایش، nude معمولاً به معنی رنگی شبیه رنگ طبیعی پوست است، نه برهنه.اما اگر nude بدون کلمه color به کار برود، ممکن است معنی برهنه یا عریان بدهد.مثال:She is wearing a nude-colored shirt. او یک پیراهن به رنگ نود پوشیده است.He was nude. او برهنه بو
مثال مقایسهایفرض کنید دوستتان در مهمانی نیامده است:He should have come. باید میآمد. (اما نیامد.)He could have come. میتوانست بیاید. (امکانش را داشت.)He must have forgotten. حتماً فراموش کرده است. (حدس قوی)He may have forgotten. شاید فراموش کرده باشد. (فقط احتمال@bookfc
بله، Must have + V3 را میتوان اینطور ترجمه کرد:«احتمال خیلی زیاد دارد که …»یا«به احتمال قوی …»یا در بعضی موقعیتها: «حتماً … کرده است»اما دقت کنید: این قطعیت ۱۰۰٪ نیست؛ بلکه گوینده بر اساس شواهد یک حدس خیلی قوی میزند.مثال:He must have forgotten my name.= به احتمال خیلی زیاد اسم من را فراموش کرده است.= حتماً اسم من را فراموش کرده است. (ترجمه محاورهای)@BOOKFCShe must have been tired.= به احتمال زیاد خسته بوده است.They must have left early.= به احتمال زیاد زود رفتهاند.@BOOKFC
3. May have + V3معنی: شاید… (احتمال درباره گذشته، اما مطمئن نیستیم)ساختار:@BOOKFCSubject + may have + V3مثالها:She may have missed the bus. شاید اتوبوس را از دست داده باشد.He may have forgotten my name. شاید اسمم را فراموش کرده باشد.They may have gone home. شاید به خانه رفته باشند.I may have left my keys at work. شاید کلیدهایم را سر کار جا گذاشته باشم.We may have made a mistake. شاید اشتباه کرده باشیم.@BOOKFC
2. Could have + V3معنی: میتوانستی، اما انجام ندادی. (فرصت یا امکان از دست رفته)ساختار:Subject + could have + V3مثالها:@BOOKFCI could have won the game. میتوانستم بازی را ببرم.You could have asked me. میتوانستی از من بپرسی.She could have become a doctor. میتوانست دکتر شود.We could have taken a taxi. میتوانستیم تاکسی بگیریم.They could have helped us. میتوانستند به ما کمک کنند.@BOOKFC
@BOOKFCاین ساختارها برای صحبت درباره گذشته به کار میروند؛ اما هر کدام معنی متفاوتی دارند.1. Should have + V3معنی: باید کاری را انجام میدادی، اما انجام ندادی. (پشیمانی، انتقاد یا توصیه)ساختار:Subject + should have + Past Participle (V3)مثالها:You should have called me. باید به من زنگ میزدی.I should have studied harder. باید بیشتر درس میخواندم.She should have told the truth. باید حقیقت را میگفت.We should have left earlier. باید زودتر راه میافتادیم.They should have listened to you. باید به حرفت گوش میدادند.
🌐 مرکز مکالمه زبان بدون کتابBook Free Conversation | BFC Novin Talk✨ NovinTalk | مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک ✨🌐 Website: novintalkbfc.ir📸 Instagram: @book_free_conversation▶️ YouTube: youtube.com/shorts/Pt-NWld93Sc?si=5iIPD8A… Telegram: @BOOKFC🟢 WhatsApp: whatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… Rubika: @bookfreeconversation🟡 Eitaa: eitaa.com/bookfc%E2%B8%BB%F0%9F%93%9E تماس و مشاوره ثبتنام:0212264152302188951250📍 مناطق برگزاری کلاسها:شمال تهران | غرب تهران | شرق تهران⸻🔥 یادگیری واقعی زمانی شروع میشود که جرأت صحبت کردن داشته باشی.
ماشین روشن نمیشود. The car won’t start. (رایجترین حالت در مکالمه)ماشین خراب است. The car is broken. یا The car is not working.ماشین استارت نمیخورد. The car won’t crank. یا سادهتر: The engine won’t turn over. (یعنی موتور نمیچرخد و استارت نمیزند)ماشین آب و روغن قاطی کرده. The coolant and oil have mixed together. یا در اصطلاح مکانیکی: The engine has a blown head gasket. (احتمالاً واشر سرسیلندر زده است)چند جمله کاربردی:My car won’t start. I think the battery is dead. ماشینم روشن نمیشود. فکر کنم باتری خوابیده.My car broke down on the road. ماشینم وسط راه خراب شد.I need to take my car to the mechanic. باید ماشینم را پیش مکانیک ببرt.me/BOOKFC
Came to عبارت فعلی (phrasal verb) است.come to = به هوش آمدن / دوباره آگاه شدنگذشتهاش میشود:come → came → comeمثال:I fainted, but I came to a few minutes later. غش کردم، اما چند دقیقه بعد به هوش آمدم.When she came to, she was in the hospital. وقتی به هوش آمد، در بیمارستان بود.نکته:come to چند معنی دیگر هم دارد:به هوش آمدن He came to after the accident. او بعد از تصادف به هوش آمد.به یک نتیجه رسیدن / متوجه شدن I came to understand the problem. متوجه مشکل شدمt.me/BOOKFC
مکالمههای طبیعیA: I won the lottery!B: Oh my gosh! Congratulations!A: My car was stolen.B: Oh my God! I’m so sorry.A: Look at this view!B: Wow! It’s incredible!نکته مهم:در مکالمه روزمره آمریکایی، Oh my gosh و حتی OMG (Oh my God) بسیار رایج هستند. اگر میخواهید مؤدبانهتر یا خنثیتر صحبت کنید، Oh my gosh انتخاب بهتری است
Exchange currency یعنی تبدیل یا تعویض ارز.مثالها:I need to exchange some currency before my trip. من باید قبل از سفر مقداری ارز تبدیل کنم.Where can I exchange currency in this city? کجا میتوانم در این شهر ارز تبدیل کنم؟You can exchange dollars for euros at the airport. میتوانید دلار را در فرودگاه به یورو تبدیل کنید.The bank offers a good exchange rate for foreign currency. بانک نرخ تبدیل خوبی برای ارز خارجی ارائه میدهد.I exchanged 500 dollars into Japanese yen. من ۵۰۰ دلار را به ین ژاپن تبدیل کردم.واژگان مرتبط:exchange currency = ارز را تبدیل کردنexchange rate = نرخ ارز / نرخ تبدیلforeign currency = ارز خارجیcurrency exchange = صرافی / خدمات تبدیل ا@bookfc
رنگم پرید در انگلیسی:I went pale. ✅ (رایجترین؛ رنگ صورتم پرید)I turned pale. ✅ (ناگهان رنگم پرید)My face went pale. ✅ (صورتم رنگپریده شد)مثالها:I went pale when I heard the news.وقتی خبر را شنیدم، رنگم پرید.She turned pale because she was scared.او از ترس رنگش پرید.His face went pale after the accident.بعد از حادثه، صورتش رنگپریده شد.🌐 Website: novintalkbfc.ir💬 Telegram: t.me/BOOKF
😴 Sleep (خواب)I feel sleepy.من خوابم میآید / احساس خوابآلودگی میکنم.I feel sleepy because I didn’t sleep well last night.من خوابم میآید چون دیشب خوب نخوابیدم.I feel sleepy after lunch.بعد از ناهار خوابم میآید.I was sleepy, so I went to bed early.خوابم میآمد، بنابراین زود به رختخواب رفتم.⸻💤 Fall asleep (خوابم برد)I fell asleep.خوابم برد.I fell asleep while watching TV.وقتی تلویزیون تماشا میکردم خوابم برد.I fell asleep on the sofa.روی مبل خوابم برد.I was so tired that I fell asleep quickly.آنقدر خسته بودم که سریع خوابم برد.⸻🌟 Remember:I feel sleepy = خوابم میآید (قبل از خواب)I fell asleep = خوابم برد (خواب اتفاق افتاده)💬 Telegram: t.me/BOOKFC%F0%9F%8C%90 Website: novintalkbfc.ir
�✨ خدایا شکرت ✨🤲🌅 هر روز یک فرصت تازه است برای رشد، یادگیری و ساختن آیندهای بهتر.💚 با شکرگزاری، آرامش وارد قلبم میشود و امید در زندگیام بیشتر میگردد.🌟 Thank you, God, for every new day.🌱 Every day is a new opportunity to grow, learn, and create a better future.💫 Gratitude fills my heart with peace and my life with hope.💬 Telegram: @BOOKFC
hoity-toityPronunciation: /ˌhɔɪti ˈtɔɪti/English definitionHoity-toity (adjective) means acting as if you are more important, richer, or better than other people; snobbish and arrogant.Persian meaningمتکبر، ازخودراضی، اشرافیمآب، خودبرتربینExamplesShe is too hoity-toity to talk to ordinary people. او آنقدر متکبر است که با مردم عادی صحبت نمیکند.Don’t be so hoity-toity. اینقدر ازخودراضی نباش.He has a hoity-toity attitude. او رفتار متکبرانهای دارد.Some rich people can be hoity-toity, but not all of them. بعضی افراد ثروتمند ممکن است متکبر باشند، اما همه اینطور نیستند.I don’t like hoity-toity people. من آدمهای متکبر را دوست ندارم.Common collocationshoity-toity attitude = رفتار متکبرانهhoity-toity people = آدمهای ازخودراضیhoity-toity restaurant = رستوران اشرافی و متظاهرhoity-toity neighborhood = محلهٔ اشرافی 📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
تحت تأثیر قرار دادن، شگفتزده کردنImpression (اسم) = برداشت، تأثیر اولیهImpressions (جمع) = برداشتها، تأثیراتمثالهای impressShe impressed everyone with her speech. او با سخنرانیاش همه را تحت تأثیر قرار داد.Your English really impresses me. انگلیسی تو واقعاً مرا تحت تأثیر قرار میدهد.He wants to impress his boss. او میخواهد رئیسش را تحت تأثیر قرار دهد.The movie didn’t impress me. آن فیلم مرا تحت تأثیر قرار نداد.Try to impress people with your kindness, not your money. سعی کن مردم را با مهربانیات تحت تأثیر قرار بدهی، نه با پولت.📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
«سخنرانی کردن» در انگلیسی چند معادل دارد که بسته به موقعیت استفاده میشوند:give a speech ⭐ (رایجترین)make a speech (کاملاً درست و رایج)deliver a speech (رسمیتر)give a presentation (اگر ارائهٔ آموزشی یا کاری باشد، نه سخنرانی عمومی)speak in public (سخنرانی یا صحبت کردن در جمع)مثالهاShe gave a speech at the conference. او در کنفرانس سخنرانی کرد.He made a speech about beauty. او درباره زیبایی سخنرانی کرد.The president delivered a speech yesterday. رئیسجمهور دیروز سخنرانی کرد.I have to give a speech tomorrow. من باید فردا سخنرانی کنم.I’m nervous about speaking in public. از سخنرانی در جمع استرس دارم@bookfc@Alihallajzadeh
Disgrace someoneتلفظ: /dɪsˈɡreɪs/معنی: آبروی کسی را بردن، بیآبرو کردن📌 مثالها:😔 He disgraced his family by lying.او با دروغ گفتن آبروی خانوادهاش را برد.😔 The player disgraced his team by cheating.آن بازیکن با تقلب، آبروی تیمش را برد.😔 Don’t disgrace yourself in front of everyone.جلوی همه خودت را بیآبرو نکن.😔 His actions disgraced the whole company.رفتارش آبروی کل شرکت را برد.😔 She felt he had disgraced her in public.او احساس کرد که او جلوی مردم آبرویش را بر@bookfc@Alihallajzadehاستاد حلاج زاده
کدامیک از بچهها خوشتیپ/خوشهیکل است؟»،اگر «فورم» را به معنی خوشاندام یا خوشهیکل میگویی، میتوانی بگویی:Which one of the kids is in good shape? = کدامیک از بچهها خوشاندام است؟
فعل see در بعضی ساختارها به صورت seeing میآید و در بعضی نه.1. بعد از حروف اضافه (Prepositions) ✅Thank you for seeing me.I’m interested in seeing the movie.2. در زمان آینده قطعی (وقتی معنی «ملاقات کردن» بدهد) ✅I’m seeing my doctor tomorrow. (قرار ملاقات دارم.)She is seeing a lawyer.اما اگر see به معنی «دیدن با چشم» باشد، معمولاً استمراری نمیشود:❌✅ I see a bird.3. بعد از بعضی افعالI enjoy seeing my friends.I love seeing you smile.I don’t mind seeing him again.4. در ابتدای جملهSeeing that everyone was tired, we went home.چون همه خسته بودند، به خانه رفتیم.نکته مهماگر منظورت «میبینم» (با چشم) باشد:I see. ✅)📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
It’s up to you. (its UP tə yoo)همهچی به تو بستگی داره.It depends on you. (it di-PENDZ on yoo)همهچی به تو بستگی داره.The choice is yours. (thuh CHOYS iz yorz)انتخاب با توست.📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
A heart of gold = خوشقلب، بسیار مهربان و دلسوزMy teacher has a heart of gold. He always helps everyone. معلمم خیلی خوشقلب است. او همیشه به همه کمک میکند.My mother has a heart of gold. She never lets anyone leave hungry. مادرم خیلی خوشقلب است. او هیچوقت نمیگذارد کسی گرسنه از خانه برود.Even when he’s tired, he helps other people. He has a heart of gold. حتی وقتی خسته است، به دیگران کمک میکند. او بسیار خوشقلب است.Mr. Hallajzadeh has a heart of gold. He always encourages his students. استاد حلاجزاده بسیار خوشقلب است. او همیشه زبانآموزانش را تشویق میکند.People love her because she has a heart of gold. مردم او را دوست دارند، چون بسیار خوشقلب و مهربان است.📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
Turn left at the next intersection.در تقاطع بعدی به چپ بپیچ.🚗There is a traffic light at the intersection.در تقاطع چراغ راهنمایی وجود دارد.🚗Be careful when you enter the intersection.وقتی وارد تقاطع میشوی، مراقب باش.🚗The accident happened at a busy intersection.تصادف در یک تقاطع شلوغ اتفاق افتاد.چه چیزهایی در intersection وجود دارد؟Traffic lights (چراغ راهنمایی)Stop signs (تابلوی ایست)Crosswalks (خط عابر پیاده)Cars from different directions@bookfc
تفاوت اصلیIntersectionCrossroadsهر نوع تقاطعبیشتر چهارراهکاربرد روزمره و رانندگیهم چهارراه، هم معنی استعاری «دوراهی زندگی»در آمریکا بسیار رایجدر بریتانیا کمی رایجتر برای معنی واقع✅ Intersection طبیعیتر است.برای صحبت درباره تصمیمهای مهم زندگی:✅ Crossroads بهترین انتخاب است.مثال مقایسهای:Turn right at the next intersection. ✔️ (طبیعی)Turn right at the next crossroads. ✔️ (در بریتانیایی ممکن است، ولی کمتر رایج در آمریکایتفاوت در انگلیسی آمریکایی و بریتانیاییAmerican Englishبیشتر از intersection استفاده میکنند.British Englishcrossroads برای چهارراه واقعی کمی رایجتر است.اما intersection را هم میفهمند.📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
آرایشگر زنانه به انگلیسی چند ترجمه دارد:Hairdresser ✅ (رایجترین، بهویژه در بریتانیایی)آرایشگر (مو)My sister is a hairdresser.خواهرم آرایشگر است.Hairstylist ✅ (بسیار رایج، بهویژه در آمریکایی)آرایشگر و استایلیست موShe’s a professional hairstylist.او یک آرایشگر حرفهای است.Beauticianمتخصص خدمات زیبایی (پوست، آرایش، اپیلاسیون و…)She works as a beautician.او به عنوان متخصص زیبایی کار میکند.Makeup artistمیکاپآرتیست (فقط آرایش صورت)She’s a makeup artist.او آرایشگر صورت است📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
Something is stuck in my throat. I can’t swallow my saliva. یک چیزی توی گلوم گیر کرده. نمیتوانم آب دهانم را قورت بدهم.یا:I feel like something is stuck in my throat. I can’t swallow. احساس میکنم یک چیزی توی گلوم گیر کرده. نمیتوانم قورت بدهم📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
برای گفتن «این لباس به من نمیاد.» چند عبارت طبیعی وجود دارد:This outfit doesn’t suit me. ✅ (رایج و طبیعی)این لباس به من نمیآید.This dress doesn’t suit me. (اگر لباس زنانه باشد)این لباس به من نمیآید.These clothes don’t suit me.این لباسها به من نمیآیند.I don’t look good in this outfit. ✅من با این لباس خوب به نظر نمیرسم.This outfit doesn’t look good on me. ✅این لباس روی من خوب به نظر نمیرسد.مثالها:Do you think this outfit suits me? فکر میکنی این لباس به من میآید؟No, I don’t think it suits you. نه، فکر نمیکنم بهت بیاید.That color suits you much better. آن رنگ خیلی بیشتر به تو میآید.📘 تلگرام: @BOOKFChttps://t.me/BOOKFC💬 واتساپ: کانال مکالمهwhatsapp.com/channel/0029Vb4RUNy4SpkN29Fk… بله: کانال مکالمهble.ir/join/BZVLoUce7Q%F0%9F%93%B8 اینستاگرام: @book_free_conversationhttps://www.instagram.com/book_free_conversation
برای گفتن «من هر روز موهایم را مرتب میکنم.» چند عبارت طبیعی وجود دارد:I fix my hair every day. ✅ من هر روز موهایم را مرتب میکنم. (بسیار رایج)I do my hair every day. ✅ من هر روز موهایم را درست/مرتب میکنم. (رایج، مخصوصاً برای حالت دادن به مو)I style my hair every day. ✅ من هر روز به موهایم حالت میدهم. (اگر از سشوار، ژل، واکس و… استفاده میکنید)I comb my hair every day. ✅ من هر روز موهایم را شانه میکنم. (فقط شانه کردنکانال جامع مکالمه زبان انگلیسی t.me/BOOKFC
1. in court ✅ (رایجترین)یعنی در دادگاه (در جریان رسیدگی قضایی یا محاکمه).Examples:He appeared in court yesterday. او دیروز در دادگاه حاضر شد.She testified in court. او در دادگاه شهادت داد.The case will be heard in court. این پرونده در دادگاه رسیدگی خواهد شد.⸻2. at the court ⚠️یعنی در محل ساختمان دادگاه یا نزد دادگاه.این عبارت وقتی درباره مکان فیزیکی صحبت میکنیم، ممکن است به کار برود، اما کمتر از at the courthouse استفاده میشود.Examples:I’ll meet you at the court. (کمتر رایج) جلوی دادگاه / در محل دادگاه میبینمت.طبیعیتر:I’ll meet you at the courthouse. جلوی ساختمان دادگاه میبینمت.⸻قانون سادهin court = در جلسه دادگاه / در حال محاکمه ✅at the courthouse = در ساختمان دادگاه یا جلوی آن ✅@bookfc
long hair = موی بلندshort hair = موی کوتاهcurly hair = موی فرstraight hair = موی صافwavy hair = موی موجدارthick hair = موی پرپشتthin hair = موی کمپشتترکیبهای رایج✅ She has long curly black hair.او موهای بلند، فر و مشکی دارد.✅ He has short straight gray hair.او موهای کوتاه، صاف و خاکستری دارد.✅ She has medium-length light brown hair.او موهای قهوهای روشن با قد متوسط دارد.✅ He has thick short black hair.او موهای مشکی، کوتاه و پرپشت دارد.@bookfc
مکالمه زبان بدون کتاب @bookfc
t.me/BOOKFCNever Give Up (سخنرانی انگیزشی) — Coach Pain & MotiversityRemember the timeبه یاد بیاور آن روزهایی را که…When you wanted moreوقتی آرزوهای بزرگتری داشتی.Remember the timeبه یاد بیاور آن روزها را…When there were people in your life that did not believe in youوقتی افرادی در زندگیات بودند که به تو ایمان نداشتند.Remember the time when youبه یاد بیاور زمانی را که…Honestly gave up on the possibilitiesصادقانه از تمام احتمالهای موفقیت دست کشیدی.Of the uniqueness that you had insideاز استعداد و توانایی منحصربهفردی که در وجودت بود.Remember there was a time that you complained so muchبه یاد بیاور زمانی را که خیلی شکایت میکردی.But yet did so littleاما در عمل، کار بسیار کمی انجام میدادی.There comes to a point in your lifeروزی در زندگیات فرا میرسد…That you must recognize that there is a little bit moreکه باید بفهمی همیشه یک قدم بیشتر لازم است.That has to be doneو باید بیشتر از قبل تلاش کنی.Than just complaining about itنه اینکه فقط از شرایط شکایت کنی.You have to realizeباید درک کنی…That you don’t have any other opportunities waiting for youکه فرصتهای دیگری منتظر تو نخواهند ماند.If you’re not willing to work for the first opportunityاگر حاضر نباشی برای اولین فرصتی که داری تلاش کنی.That’s been given to youهمان فرصتی که به تو داده شده است.You don’t have a lot of time leftزمان زیادی برای از دست دادن نداری.So there’s no reason to complainپس دیگر دلیلی برای شکایت وجود ندارد.You’re not even in the position to complainاصلاً در موقعیتی نیستی که فقط شکایت کنی.You have to figure out that there has to be another idea about youباید تصویر تازهای از خودت بسازی.And you have to understand that there has to be somethingو باید بدانی که…Even greater and more challenging waiting for youچیزهای بزرگتر و چالشهای ارزشمندتری در انتظار تو هستند.And if you’re not willing to step outside of your comfort zoneاگر حاضر نباشی از منطقه امن خود خارج شوی…If you’re not willing to understandاگر حاضر نباشی درک کنی…The principles and the possibilities that you have within yourselfاصول و تواناییهایی را که در درونت نهفته است…Then everything that you are thriving forآنوقت تمام چیزهایی که برایشان تلاش میکنی…Everything that you are hungry forتمام آرزوهایی که مشتاق رسیدن به آنها هستی…Will soon come to an endبهزودی از بین خواهند رفتاگه دوستداری مابقی متن را داشه باشی ❤️یادت نره ودر نهایت برای پنج نفر بفرست