🔸 مصدق، بازرگان و مشروطه خواهی🔹 دکتر ابراهیم یزدی🔹 ویژهنامه شرق 🔹 ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۳🔹 مجموعه آثار -…
انتشار: 2026/08/05 06:01 UTCدریافت: 2026/08/17 19:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 19:12 UTC
🔸 مصدق، بازرگان و مشروطه خواهی🔹 دکتر ابراهیم یزدی🔹 ویژهنامه شرق 🔹 ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۳🔹 مجموعه آثار - جلد هفتم@Bonyadbazargan📌 يک معنای مشروطه خواهی «هوادار مشروطه سلطنتی» بودن و يک معنای ديگر آن «قانون گرايی» است. 📌 واژه مشروطه در عصر انقلاب مشروطيت معادل واژه كنستيتوسيون Constitution فرانسه وارد ادبيات سياسی ايران گرديده است.📌 اما اين واژه در فرانسه و انگليسی به معنای «قانون اساسی» است. 📌 واژه مشروطه معنای قانون اساسی را افاده نمیکند، بلکه نقش يا کارکرد آن را، که مقيد و مشروط بودن قدرت حاکم، رئيسجمهور، پادشاه، رهبر و ... را نشان ميدهد.📌 اما قانون اساسی نقش کارکردی به مراتب فراتر از اين دارد. در ادبيات سياسي جديد كنستيتوسيوناليست Constitutionalist کسی است که به مشروط بودن قدرت چه در نظام پادشاهی و چه در نظام جمهوری، در چارچوب يک قانون اساسی مدون، به عنوان يک قرارداد يا ميثاق اجتماعی، اعتقاد دارد.📌 اصطلاح دموکراسي مشروطه (Constitutional Democracy) با همين معنا به کار ميرود. 📌 دموکراسی بدون يک ميثاق اجتماعی ملی، يعنی قانون اساسی، نه معنا و مفهوم دارد و نه شکل ميگيرد.📌 واژه «مشروطه» با اين معنا، در برابر نظامهای استبدادی كه فاقد محتوا و ساختارهای قانونمند میباشند به كار ميرود. 📌 در بسياری از کشورهای جهان هم حکومتهای پادشاهی استبدادی وجود دارند و هم جمهوریهای استبدادی (نظير مصر، سوريه، پاکستان و يا جمهوریهای تازه مستقل در آسيای مرکزي). 📌 هيچ يک از شخصيتهای ملی فعال سياسی نگفته است که شاه بايد مظهر حاکميت ملی باشد و يا «حکومت در دست نخست وزير باشد»، حاکميت در دست شاه. خواست اصلی مليون اين بود که به موجب قانون اساسی شاه بايد سلطنت کند نه حکومت. 📌 شاه در قانون اساسی مشروطه مقامی غيرمسئول بود و هيچ حقی نه به عنوان حکومت و نه به عنوان حاکميت برای وی پيشبينی نشده بود.📌 مصدق نماد برجسته اصلاحطلبی بود.📌 مشروطه خواهی به معنای التزام به قانون اساسی و مقيد بودن به حركت در چارچوب قانون اساسی محور اصلی تفكر سياسی مصدق بود.📌 برخي كه خود را هم مصدقی میدانند از وی به عنوان يك انسان والای تاريخی ياد ميكنند و تجليل مینمايند.📌 درحالی كه به نظر ما مصدق و بازرگان يك شخصيت يا منش هستند. منش سياسي مصدق، قانونگرايی-اصلاحطلبی، منش زندهای است كه امروز هم كاركرد دارد. 📌 با اين نگاه به مصدق اين سئوال مطرح میگردد كه اگر امروز مصدق حضور داشت در برابر وضعيت بحرانی كشورمان چه راهكارهايی را به ملت پيشنهاد ميداد؟ 📌 آيا مصدق نگاه به بيرون و چشم دوختن به قدرتهای خارجی برای تغييرات در ساختار حقوقی نظام را مطرح ميكرد، يا اينكه با استفاده خردورزانه از شرايط بيرونی به طرح سياستهای اصلاحطلبانه خود میپرداخت. 📌 به اين معنا مسئله مصدق و مسئله بازرگان مسئله امروز همه میباشد.@Bonyadbazargan📎 متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:telegra.ph/NAI-08-03-3