Channel photo removed
انتشار: 2026/08/01 11:57 UTCدریافت: 2026/08/17 19:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 19:12 UTC
Channel photo removed
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان
🔸 نواندیشی دینی و کارکرد آن🔹 سید محمد خاتمی🔹 پژوهشکده اندیشه دینی معاصر🔹۲۴ مردادماه ۱۴۰۵@Bonyadbazargan📌 انسان موجودی است که پرسشها و نیازها وجودش را پر کرده و نیز موجودی است اجتماعی و تاریخی، و اوضاع و احوالِ دائماً در تغییر و تحول، پدیدآورنده پرسشهای تازه و نیز منشأ نیازهای جدید است. خداوند سرمایه گرانسنگی به نام اندیشه برای پاسخدادن به پرسشها و نیز برآوردن نیازها در اختیار او گذاشته است (گرچه با این حال از وحی بینیاز نیست، ولی اندیشه در زندگی او نقش مهمی دارد؛ از جمله در درک و دریافت وحی) و دین، خود از موضوعاتی است که انسان در آن اندیشه میکند.📌 با این حساب نواندیشی یعنی درک درست زمان و مسائل آن و نیز درک و دریافت نیازهای لحظه به لحظه نوشوندهٔ آدمی و جستن پاسخ به پرسشها و یافتن راهها و راهکارها برای رفع نیازهای مادی و معنوی.📌 کار اصلی دین، به نظر ما و موحدان، هدایت آدمی است؛ هدایت به راهی که مقصد و منتهایش «فلاح» است و در جهان دیگر به آن میرسیم. ولی آنکه میفهمد و تدبیر میکند، خرد آدمی و زاده آن، اندیشه است و بسته به اینکه در چه اوضاع و احوال تاریخی به سر ببریم و اندیشهمان وامدار کدام نحله و مکتب و رویکرد باشد، نتایج متفاوتی به دست میآوریم.📌 به نظر من، ریشه مشکل در «روح تمدن» جدید است، یعنی آنچه ورای فرمها و شکلها (همچون سرمایهداری و کمونیسم، لیبرالدموکراسی و سوسیالدموکراسی و حتی فاشیسم و نازیسم که خود برآمده از تمدن جدیدند) میتوان دید و با کمی تسامح میتوان آن را روح و جان تمدن جدید نامید.📌 به نظر من، این روح، که همان «تجدد» باشد، ویژگی اصلیاش عبارت است از «دنیازدگی» و غفلت از معنا، و غفلت از همان چیزی که در منطق ما مسلمانان و بسیاری از صاحبان تمدنهای جز آنچه در غرب رخ داده، «آخرت» نام دارد: «یَعْلَمُونَ ظَاهِر مِّن الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ هُم عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ». 📌 اصالتیافتن دنیا و دنیاییدیدن حقیقت (اگر به حقیقتی باور داشته باشند) و دنیاییدیدن انسان؛ این است روح تمدن جدید که البته آثار و نتایج شگرفی هم در زندگی انسان داشته است، ولی مشکلات پدیدآمده هم به تناسب بزرگی این تمدن بسیار بزرگ است.📌اینکه گفته شده است نیچه حجت موجه تمدن غرب و تجدد است، به نظر من سخن گزافی نیست و اراده معطوف به قدرت او گواه این مطلب است. این وضعیت با دینداریای که اصالت را به «آخرت» میدهد، یا برای آخرت هم اصالت قائل است، سازگار نیست.📌 تمدن غرب به لحاظ مدنی و فرهنگی جهانگیر بوده است و به لحاظ سیاسی و اقتصادی جهانخوار.📌 نواندیشی به طور کلی و نواندیشی دینی به طور خاص در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند با تأمل در فرهنگ دیرپا و بهخصوص فرهنگ دینی و مبانی معتبر آن، و وفاداری به اصول، و میزان و ترازو قراردادن محتوای اصلی، و با لحاظ دو عنصر مهم زمان و مکان، اولاً دین را در مقابل توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که شرط لازم برای ماندن و بهرهوری درست از این جهان و در این جهان است نبیند و با تکیه بر عدالت، که خود غربیها هم بیتوجهی به آن را از جمله علل مشکلات و بحرانها در غرب میدانند، تصور و تصویری از توسعه متناسب با وضع و حال ما پیش نهد؛ 📌 ثانیاً، برای رهایی از معضل و بحران موجود، در بند آرزو یا توهّم محال بازگشت به پیشاتجدد گرفتار نیاید و به نام دفاع از سنت، خود را از گردونه زمان بیرون نیفکند، بلکه به پساتجدد که در انتظار بشر است بیندیشد؛ پساتجددی که هم مزایای تجدد را داشته باشد و هم از مشکلات و منفیّات آن دور باشد. 📌 این همه، مستلزم بازنگری اساسی، بهخصوص در حوزه فقهی است؛ با توجه به جایگاهی که بهحق یا ناحق فقه در حوزه معارف دینی یافته، و بهویژه با توجه به آنچه رسماً از جایگاه فقه در نظامبخشی به جامعه پس از انقلاب ترویج و عمل میشود.📌 نواندیشی دینی را میتوان قالبشکنی برای نجات محتوا دانست؛ محتوایی که در بند خفهکننده قالبهایی گرفتار آمده که زمان و مکان آن گذشته و احیاناً بر پایه عادتهای سنگوارهایشده به نام دین، نوعی قداست یافته است.📲بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان را در فضای مجازی دنبال کنید:اینستاگرام تلگرام یوتیوب@Bonyadbazargan📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:telegra.ph/NAI-08-16-5
🔸 در سال ۱۳۵۷، با حضور همه گروههای سیاسی و در پی سالها تلاش، نخستین گام برای خروج از توسعهنیافتگی برداشته شد.🔸 پس از پیروزی انقلاب، مهندس بازرگان از سرِ ضرورت مسئولیت دولت موقت را پذیرفت؛ زیرا در آن مقطع، کمتر کسی توانایی مدیریت دوره حساس انتقال را داشت.🔸 با این حال، پس از پایان کار دولت موقت نیز از عرصه کنار نکشید و قهر نکرد، بلکه همچنان به فعالیت و ایفای نقش خود ادامه داد.@Bonyadbazargan🔹 مهندس محمد توسلی🔹 شبِ محمد توسلی و پاسداشت از یک عمر تکاپو در مسیر آزادی🔹 ۱۲ آذر ۱۴۰۴ 🔹 خانه هنرمندان ایران🔹 فصلنامه خاطرات سیاسی📲بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان را در فضای مجازی دنبال کنید:اینستاگرام تلگرام یوتیوب@Bonyadbazargan
🔸 هدف دين، آخرت و خدا🔹 مهندس مهدی بازرگان🔹 مجموعه آثار (۱۷)🔹 بعثت، دفتر دوم: آخرت و خدا🔹 چاپ اول: ۱۳۸۸🔹 ص ۳۳۹@Bonyadbazargan📌 تبدیل توحید به شرک📌 وقتی بهبود زندگی فرد و اجتماع و مديريت مطلوب دنيا، پابهپای آخرت و خدا، هدف و منظور دين قرار گرفت و مورد علاقه و عقيده شد، از آنجا كه به طوركلی اهداف و معبودهای بشری مُنَضم شده به خداوند يكتا، محسوس و مأنوس انسانها و در دسترس آنها قرار میگيرد و راحتتر و زودتر مورد توجه و تمايل واقع میگردند، اخلاص در دين و عبوديت خدا در محاق رفته، پسزده و فراموش میشود؛ و بدين وسيله توحيد، تبديل بهشرك- با همهی آثار و مظالم و مفاسد هلاكتبار آن- گرديده، ديانت و دينداری از اصالت و خاصيت میافتد.📌 در جمهوری اسلامی خودمان نيز ديديم كه شعار «دين و دنيا، به صورت ادغام دين و سياست» و «سياست تابع روحانيت» كار را بهجايی رساند كه گفتند، حكومت و بقای نظام (يا به بيان ديگر بقای قدرت و حاكميت) از اولويت و اصالت برخوردار بوده، اگر مصالح دولت و حفظ امت اقتضاء نمايد، میتوان اصول و قوانين شريعت را فدای حاكميت نمود، و تا «تعطيل توحيد» پيش رفتند! 📌 وقتی فرض بر اين باشد كه تمشيت امور دنيا و ادارهی امتها جزء برنامه بعثت است، قهراً رهبری و حكومت بايد بهدست كارشناسان شريعت قرار گيرد. به اين ترتيب، اصل: «اَمْرُهُمْ شُوری بَينَهُم» حالت فرعی پيدا میكند و همانطوركه فقهای مخالف مشروطيت استدلال میكردند، دستور: «وَشاوِرْهُمْ فِیاْلاَمْر» برای تفنن و تشويق مؤمنين بوده است و خداوند بر طبق آيه: «فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَیاللهِ»به رسول مكرم اختيار داده بوده است كه هرگونه شخصاً تشخيص داد و تصميم گرفت، عمل نمايد.@Bonyadbazargan📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:telegra.ph/NAI-08-13-5
🔸 منطق حاکم بر تفاوت سیره سیاسی معصومان🔹 محمدرضا یوسفی @Bonyadbazargan📌 سیره سیاسی معصومان در مواجهه با دشمن، متنوع و مبتنی بر عقلانیت، ارزشهای اخلاقی و محاسبه دقیق شرایط بوده است.📌 مدارای پیامبر در مکه، سکوت ۲۵ ساله امیرالمومنین، صلح حدیبیه و صلح امام حسن (ع) از یک سو، و واقعه عاشورا از سوی دیگر، همگی پاسخی عاقلانه به مقتضیات زمان خود بودهاند.📌 تفاوت کلیدی امام حسن و حسین (ع) در مسئولیت آن دو است: امام حسن به عنوان حاکم، مسئول جان و مال و امنیت عموم مردم بود و جنگ را به صلح ترجیح نداد؛ اما امام حسین به عنوان معترضی که مسئولیت حکومتی نداشت، برای نجات دین، با یارانی که خود انتخاب کرده بودند، در برابر بیعت با یزید ایستاد و حتی در شب عاشورا بیعت خویش را از همه یاران خویش برداشت.📌 بنابراین نباید با نسخههای تقلیدی از گذشته، شرایط جدید را سنجید، بلکه باید با عقل جمعی و حفظ اصول، بهترین تصمیم را گرفت. و پای دین را در توجیه تصمیمات خود وسط نیاورد. بلکه باید تلاش کرد تا اقناع عمومی صورت گیرد.@Bonyadbazargan
🔸 بازرگان و تحول در انتظار از دین🔸 تحول فکری بازرگان در سالهای پایانی عمر، منافاتی با اندیشههای پیشین او نداشت بلکه تغییر در برداشت او از قلمرو و کارکرد دین بود؛ گذار از نگاه حداکثری به دین، به نگاهی حداقلی و آخرتمحور.🔹 دکتر عبدالکریم سروش@Bonyadbazargan📌 بازرگان در سالهای پایانی عمر خود، در نگاهش به نسبت دین و دنیا تحولی مهم ایجاد کرد. او همچنان بر ضرورت جدی گرفتن دنیا و تلاش برای آبادانی آن تأکید داشت، اما به این نتیجه رسید که برای برنامهریزی و اداره امور دنیوی، نمیتوان از دین انتظار داشت که قواعد و فرمولهای مدیریت کشور، سیاست، اقتصاد و دیگر امور اجتماعی را در اختیار ما بگذارد؛ این امور به عقل و تجربه انسانها وانهاده شدهاند.📌 از نظر او، دین علیالاصول آمده است تا راه آخرت و سعادت اخروی را به انسان نشان دهد. اگر رستاخیز و حیات دیگری در انتظار انسان نبود، اساساً پیامبری و دینی نیز نمیآمد.📌 البته این به معنای بیتوجهی دین به دنیا نیست؛ چراکه دنیا مقدمه آخرت است و دین، بالتبع و بالعرض، نگاهی نیز به زندگی دنیوی انسان دارد.اینستاگرام تلگرام یوتیوب@Bonyadbazargan
🔸 بازرگان با خداپرستان سوسیالیست هماهنگ نبود🔹 مهندس محمد توسلی🔹 ماهنامه نسیم بیداری🔹 اردیبهشت ۹۷🔹 شماره ۸۲@Bonyadbazargan📌 در این فضایی که در دهه ۲۰ خورشیدی در دانشگاه به وجود آمده بود و حزب توده بطور سازمانیافته فضای دانشجویی و دانشگاهی ما را در انحصار خود گرفته بودند، برخی از فرزندان خانوادههای مسلمان آگاه که غیرت دینی داشتند در مواجهه با این برخوردها احساس نگرانی داشتند. مرحوم دکتر محمد نخشب آموزش دیده دانشکده حقوق و مرحوم مهندس جلال آشتیانی فارغ التحصیل دانشکده فنی ( فرزند میرزا مهدی آشتیانی استاد برجسته فلسفه الهیات) از همین قشر بودند و احساس مسئولیت میکردند و در تلاش بودند تا بطور مخفی با بدنه دانش آموزی کار اجتماعی را شروع کنند. در سال ۱۳۲۳ نهضت خداپرستان سوسیالیست اولین اجتماع سیاسی جوانان مسلمان بود که بطور مخفی تشکیل شد.📌 نخشب این موضوع را مطرح میکند که ما با عدالت که یک فضیلت انسانی و اصیل دینی هم هست موافق هستیم، همانطور که همه انبیاء آمده اند تا "لیقوم الناس بالقسط" عدالت توسط مردم بر پا شود. یکی از فضایلی که انبیاء به دنبالش بودند عدالت است اما پرسش اصلی این است که آیا امکان دارد کسی به خدا و آخرت باور نداشته باشد و بتواند آن راهکاری که مارکسیستها باور دارند را جامه عمل بپوشاند. به همین مناسبت این نهضت را خداپرستان سوسیالیست نامیدند. یعنی بدون خداپرستی ممکن نیست که اندیشه سوسیالیسم و عدالت و برابری در جامعه تحقق پیدا کند. 📌 نهضت خداپرستان سوسیالیست واکنشی طبیعی بود از شرایطی که حزب توده بوجود آورده بود درحالی که بازرگان، سحابی و طالقانی به صورت واکنشی عمل نکردند و به صورت راهبردی ابتدا زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی را هدف قرار دادند و در مرحله بعد بر اساس ضرورت ها وارد عرصه فعالیت سیاسی شدند. به همین مناسبت این جریان توانسته تا امروز راهش را ادامه بدهد. 📌 مهندس بازرگان ضمن این که به عدالت اجتماعی باور داشت اماهیچگاه واژه سوسیالیسم را برای بیان تفکر خود به کار نبرد. وقتی شما سوسیالیسم را مطرح می کنید خود بخود با فرهنگ مطرح مارکسیستی تداعی پیدا میکنید. حتی مرحوم طالقانی که همواره بر عدالت اجتماعی و برابری و حقوق بنیادی انسان تاکید دارد در آثارشان از جمله در «اسلام و مالکیت» از واژه سوسیالیزم استفاده نکردهاند.📲بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان را در فضای مجازی دنبال کنید:اینستاگرام تلگرام یوتیوب@Bonyadbazargan🔹 متن کامل مصاحبه را در لینک زیر مطالعه فرمایید:telegra.ph/NAI-08-11-3