⚫️⚜️▪️✨⚜️▪️✨▪️✨✨#حسنیه#انوار_الخطب_الحسنیة◼️ خطبه های امام البقیع، حضرت مجتبی (علیه السلام)🔘 خطبه یازدهم: پاسخ به مغیرة بن شعبة (لعنة الله علیه)⚜️ امام حسن مجتبی (علیه السلام) در پاسخ به مفاخره مغیرة بن شعبه (لعنة الله علیه) ضمن خطبه ای فرمودند: ✔️ «يا أعورَ ثقيفٍ، ما أنت من قريش فأفاخرك أجهلتني يا ويحك وأنا ابن خيرة الإماء وسيّدة النساء، غذّانا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بعلم اللَّه تبارك وتعالى، فعلّمنا تأويلَ القرآنِ، ومشكلاتِ الأحكامِ، لنا العزّةُ الغلباءُ والكلمةُ العلياءُ والفخرُ والسناءُ وأنت من قوم لم يثبت لهم في الجاهليّة نسب، ولا لهم في الإسلام نصيب عبد آبق ما له والإفتخار؟ عند مصادمة الليوث ومجاحشة الأقران نحن السادة، ونحن المذاويد القادة نحمي الذمار، وننفي عن ساحتنا العار، وأنا ابن نجيبات الأبكار.ثم أشرت- زعمت- بخير وصيِّ خير الأنبياء؟ كان هو بعجزك أبصر، وبخورك أعلم، وكنت للردّ عليك منه أهلًا لوغرك في صدرك، وبدو الغدر في عينك، هيهات لم يكن ليتّخذ المضلّين عضداً، وزعمت لو أنّك كنت بصفّين بزعارة قيس وحلم ثقيف! في ماذا؟ ثكلتك أُمّك أبعجز عند المقامات؟ وفرارك عند المجاحشات؟ أمّا واللَّه لو التفت عليك من أميرالمؤمنين الأشاجع لعلمت أنّه لا يمنعه منك الموانع، ولقامت عليك المرنات الهوالع.وأمّا زعارة قيس فما أنت وقيساً؟ إنّما أنت عبد آبق فتسمّى ثقيفاً فاحتل لنفسك من غيرها فلست من رجالها، أنت بمعالجة الشرك وموالج الزرائب، أعرف منك بالحروب، فأي الحلم عند العبيد القيون.ثم تمنيت لقاء أميرالمؤمنين عليه السلام فذاك مَن قد عرفت أسد باسل وسم قاتل، لا تقاومه الأبالسة عن الطعن والمخالسة فكيف ترومه الضبعان، وتتناوله الجعلان، بمشيّتها القهقرى، وأمّا وصلتك فمنكولة وقرابتك فمجهولة وما رحمك منه إلّا كنبات المّاء من خشفان الظبا، بل أنت أبعد منه نسبا»؛ ➖ اصالت: ای مردِ یکچشم از قبیله ثقیف! تو از قریش نیستی که بخواهی با من به رقابت و افتخار بپردازی. ای وای بر تو! آیا مرا نادان پنداشتی؟ در حالی که من فرزند برگزیدهترین زنان و سرور تمام زنان هستم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ما را با دانش الهی سیراب کرد؛ او به ما تأویل قرآن و مسائل پیچیده احکام را آموخت.عزتِ چیره، کلامِ والا، افتخار و شکوه، از آنِ ماست؛ و تو از قومی هستی که در دوران جاهلیت حتی نسبی استوار و ثابت نداشتند و در دوران اسلام نیز سهمی [از بزرگی] ندارند. تو که همچون بنده فراری هستی، از چه چیزی میخواهی افتخار کنی؟ هنگامی که شیران در میدان نبرد با هم روبرو میشوند و همترازان با هم میجنگند، ما سروران و پیشوایانِ پناه دهنده هستیم؛ ما از حریم خود محافظت میکنیم و ننگ را از پهنه خود میرانیم؛ و من فرزندِ زنانِ نجیب و پاکدامن هستم.➖ ناتوانی در هر عرصه ای: سپس اشاره کردی که گویی سخنی نیکو درباره بهترین وصیِ بهترین پیامبران گفتهای؟ [باید بدانی که] او به واسطه ناتوانی تو، بینش بیشتری داشت و به واسطه بیخردی تو، داناتر بود. اگر در سینهات خشم و در چشمانت نشانه خیانت نبود، من برای پاسخ دادن به تو شایستگی بیشتری داشتم. هرگز ممکن نیست که خداوند، گمراهان را یاور و پشتیبان خود قرار دهد!تو گمان کردی که اگر در میدان جنگِ صفین بودی، با تندیِ قبیله «قیس» و بردباریِ «ثقیف» میتازیدی؟ برای چه کاری؟ مادر به عزایت بنشیند! آیا در جایگاههای حساس ناتوان بودی؟ یا هنگام درگیریها پا به فرار گذاشتی؟ به خدا سوگند، اگر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بر تو روی میآورد، میفهمیدی که هیچ مانعی نمیتواند او را از رسیدن به تو بازدارد و تندبادهای هولناک بر سرت برپا میشد.➖ حقارت و پستی: و اما درباره تندیِ قبیله قیس، تو با قیس چه مقایسهای داری؟ تو تنها بنده فراری هستی که خود را به نام «ثقیف» خواندهای؛ پس برای خود نامی غیر از این برگزین که تو از مردانِ واقعی این قبیله نیستی. تو که سرگرمِ رسیدگی به شرک و پرسه زدن در آغلها هستی، از جنگها بسیار بهتر از من دانشی؛ اما چه بردباری و خردمندیای در میان بردگانِ چوپان معنا دارد؟سپس آرزوی دیدار امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را کردی؟ بدان که او را شناختهای: او شیری است دلاور و زهری است مرگبار؛ حتی دیوان و شیاطین نیز در برابر زخم زدن و غافلگیری او تاب نمیآورند. پس چگونه کفتار و جُعَل (سوسکهای کوچک) میخواهند با آن گامهای عقبگردآمیز، او را شکار کنند؟در نهایت، اگر به او رسیدهای، از روی ترس و لرز بودهای و اگر با او پیوندی داری، پیوندی گسسته و نامعلوم است؛ و اگر از او رحم و شفقت دریافت کردهای، همچون برخورد آب با غزالهای بیابان است [بسیار ناچیز و گذرا]. بلکه تو از نظر نسب و تبار، حتی از آن هم دورتر هستی.📓 الإحتجاج، ج۱، ص۲۷۹. 🏴 @Boghatolmobarakah✨▪️✨⚜️▪️✨⚫️⚜️▪️✨