♦️ #زنگ_بدرقه | پلاک ماشینها ۱۶ نیست! 🚩من یک معلم هستم؛علم روایت در دست من است🔸 پس از چند روز از خ…
انتشار: 2026/08/15 09:14 UTCدریافت: 2026/08/17 18:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 18:25 UTC
♦️ #زنگ_بدرقه | پلاک ماشینها ۱۶ نیست! 🚩من یک معلم هستم؛علم روایت در دست من است🔸 پس از چند روز از خانه بیرون زدهام به مقصد دانشگاه. خیابانها پر از موکباند. موکبدارها تلاش میکنند دل عزادارانِ گرمازده را با آب و شربتِ خنک تسلی ببخشند.نقشه ایران را که ببینید متوجه کوچک بودن قم میشوید. دو وجب کویر! اما به لطف حضرت معصومه ‹س› و امامزادهها، بابرکت است؛ ولی هیچوقت هم مقصد سفرهای «تابستانی» نبوده. چون خیلی گرم است.🔸سرم را رو به آسمان میگیرم. خورشید دارد تمام توانش را به کار میبرد؛ اینقدر که احساس میکنم در چند میلیمتری صورتم است. شهر پر است از ماشینها. ماشینها هم پر هستند از آدمها. حتی بیشتر از ظرفیتشان. هر کدامشان از کودکی که در کالسکه مینشیند تا میانسالهایی که با صندلیهای چرخدار خود را به قم رساندهاند، پر هستند. شهر دارد اشباع میشود از آدمها.بابا میگوید: «کربلا رو توی ایام اربعین دیدی؟ کربلا مگه چقد مساحت داره؟ خدا به حرمت این دلای داغدار به شهرها وسعت میده.» راست میگوید بابا. 🔸نگاهم از گونههای آفتابسوختهی مسافران به پلاک ماشینها کشیده میشود. پلاک خیلیهایشان ۱۶ نیست. در مرورگر گوشی سرچ میکنم؛ پلاک فلان و بهمان برای کجاست؟ هر بار پاسخی متفاوت میبینم. لرستان، کرمان، یزد، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه. چه نیرویی دلها را در این گرمای سوزان به این شهر خوانده است؟ انگار داغِ نبود یک عزیز، چنان مردم را در خود غرق کرده که داغیِ نور خوشید برایشان مسخره است. با خودم فکر میکنم، شاید هم شهر و مردمِ میزبان و میهمانش دارند برای عبور از پیچی تاریخی آماده میشوند.🖋 زهرا سادات یعقوبی ┄┅═☫ @boesna_news ☫═┅┄

