وقوع سیل در پاکستان... خانههای مسکونی ای که در مسیر رودخانه بنا شده بودند، کاملا تخریب شدند. این ه…
انتشار: 2026/08/04 19:23 UTCدریافت: 2026/08/11 12:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 12:45 UTC
وقوع سیل در پاکستان... خانههای مسکونی ای که در مسیر رودخانه بنا شده بودند، کاملا تخریب شدند. این همان فرمولی است که در بسیاری از مناطق ایران با آن ساخت و ساز کرده اند. مخاطرات یش روی شهروندانی که دست به ساخت و ساز در مسیل رودخانه میزنند. حالا این سیل در منطقه چترال در ولایت خیبر پختونخوا در پاکستان را رخ داده است، در ایران تحت حاکمیت رژیم غارتگر اسلامی سالهاست با منطق سود پرستی، به حریم رودخانه ها دست درازی کرده و در آنجا ها ساخت و ساز کرده و به فروش رسانده اند. جاهاییی حتی هتل نیز ساخته اند. به تبع وقوع سیل هم خانه ها را تخریب میکند و هم جانها را میگیرد و این منطق نظام غارتگر سرمایه داری خصوصا در جمهوری های اسلامی ایران و پاکستان است
پستهای تلگرام — برابری
جمهوری اسلامی سوم؛بنبست جنگ، بنبست راست و سیاست سازشعلی جوادیجنگ قرار بود نقطه پایان باشد. برای راست جنگطلب، قرار بود حمله نظامی همان کاری را انجام دهد که جامعه، بنا بر ادعای آنان، از انجامش ناتوان بود: شکستن ماشین سرکوب، درهم شکستن جمهوری اسلامی و گشودن راه انتقال قدرت از بالا. برای حکومت نیز جنگ فرصتی بود تا بار دیگر جامعه را زیر پرچم وطن، امنیت ملی و مقابله با دشمن خارجی بسیج کند، وقت بخرد، شکافهای درونی خود را بپوشاند و مهم تر از همه هر اعتراض اجتماعی را به حاشیه براند. اما جنگ، با همه کشتار، ویرانی و تباهیای که بر زندگی مردم تحمیل کرد، نه رژیم را سرنگون کرد و نه توانست نظم سیاسی تازهای را جایگزین آن کند.این به معنای پایان جنگ نیست. حملات محدود، تهدیدهای نظامی، محاصره، فشار و عملیات مقطعی میتوانند ادامه پیدا کنند. راهحل نظامی ممکن است بارها بازگردد. اما تکرار جنگ با داشتن یک استراتژی برای پیروزی یکی نیست. مسئله اصلی این است که هیچیک از قدرتهای درگیر، و مشخصا آمریکا، تاکنون نشان ندادهاند که برای پیشبرد جنگ تا نقطه سرنگونی جمهوری اسلامی، ادامه مطلب جمهوری اسلامی سوم
✍️جهت اطلاع!اول اینکه زیرساخت های شبکه اجتماعی تلگرام در امارات متحده عربی مستقر است، نه در ایران. دوم اینکه ادمین های کانال اتحادیه آزاد کارگران اگر یکی اش آقای فواد کیخسروی باشند، ایشان مدتهاست که به خارج ایران (؟) مهاجرت کرده اند. سوم: چرا برخی از پرسش گری می هراسند و مدعی هستند که رژیم از این وضعیت سوء استفاده میکند.عجیب نیست؟پروکارتورها براحتی جولان میدهند، کانال های تلگرام و... را در اختیار دستگاه های امنیتی- اطلاعاتی رژیم ترور و وحشت سرمایه داران اسلامی قرار میگیرد و (؟؟؟؟...) از فعالین کارگری و کمونیست زندانی و شکنجه میشوند، آنگاه برخی میگویند«««هیس»»! وقتش نیست،، بعداًاین گوشه ای توجه کنید اتهام نیست،، «« بی مبالاتی»» مجدداً تاکید میکنیم اتهام نیست گوشه ای از «بی مبالاتی» فعالین کارگری و در رابطه با حکاکا اعضاء چپ«« کمونیست نیستند»» استبزودی اسناد مرتبط منتشر می شود.
✍️این بخشی از گزارش هایی است که در سایت های رژیم تروریست-غارتگر اسلامی سرمایه داران به آن پرداخته می شود. کار به جایی رسیده که خود دستمزد بگیران سایت های حکومتی در مقام مقایسه دستمزدهای خود با چندین سال گذشته برآمده اند. اما نکته ای که هیچ کدام از این قلم به دست ها به آن نمی پردازند، دلایل این (بخوایند غارتگری ) است. به این موضوع نمی پردازند که افت عظیم قدرت خرید کارگران و زحمتکشان جامعه ایران چرا و تحت حاکمیت کدام نظام اقتصادی و حکومت میتنی بر آن نظام اقتصادی رخ داده است؟ این غارت سفره های کارگران و میلیونها توده کارکن به گفته خودشان طی (بیست و یک سال) یک سوی معادله غارتگری است، اما سوی دیگر این معادله، خود غارتگران هستند که در رژیم تروریست-غارتگر اسلامی سرمایه داران با عناوین (فرمانده سپاه، آخوند و مکلی، بسیج و پاسدار،دیپلمات و .. اوباش اسلامی) اقدام به انواع اختلاس و دزدی و این اواخر ( پدیده ای به نام تراستی ها) کرده اند. رژیم تروریست اسلامی هم شهرام جزایری و هم بابک زنجانی را تولید و باز تولید میکند. در عین حال هر روز از میان همان غارت شدگان، هر معترض به وضع موجود را دستگیر و شکنجه و اعدام میکند
✍️جهت اطلاع/ فریبرز کلانتری ژورنالیست منتقد رژیم غارتگر اسلامی سرمایه داران در خصوص میزان بدهی شرکت نفت( تشدید بحران های اقتصادی- سیاسی- اجتماعی رژیم اسلامی) نوشت:رقم بدهی شرکت ملی نفت به بانک صنعت و معدن که معوق شده ۳۰۰ همت است؛ یعنی ۳۰۰ هزار میلیارد تومان. با نرخ آزاد امروز دلار، این مبلغ حدود یک میلیارد و ۵۶۰ میلیون دلار ارزش دارد.با پایه حداقل مزد مصوب سال ۱۴۰۵، همین رقم معادل پایه مزد یکساله بیش از یک میلیون و پانصد هزار کارگر است.در مقیاس آموزشی نیز، بر اساس برآوردهای منتشرشده از هزینه ساخت هر کلاس، این پول میتوانست هزینه احداث حدود ۱۲۰ تا ۲۰۰ هزار کلاس درس را تأمین کند؛ البته بدون آنکه هزینه زمین، تجهیزات و فضاهای جانبی مدارس را در نظر بگیریم.اگر آن را با سکه تمام بهار آزادی امروز بسنجیم، به حدود یک میلیون و ۶۶۰ هزار سکه میرسیم.اینجا دیگر با یک عدد عادی در ترازنامه بانک روبهرو نیستیم.دریافتکنندگان نهایی این منابع چه کسانی بودند، پول کجا مصرف شد و چرا در سررسید به بانک برنگشت
💢💢رضا پهلوی: یک جایی تسخیر شود، حتی اگر تهران نباشد میام آنجا مستقر می شوم.💢برای کسانی که کتاب کِنت تیمرمن با عنوان شمارش معکوس تا بحران را خوانده باشد، این جمله رضا پهلوی آشنا است. جایی که ریگان و ویلیام کیسی به رضا پهلوی پیشنهاد میکنند که یکی از جزایر جنوبی در خلیج فارس را تسخیر کنند و رضا پهلوی در آنجا مستقر شود، اما رضا پهلوی از ویلیام کیسی راه فرار را سراغ می گیرد. 💢💢تیمرمن مینویسد: بعد از دیدار «رضا پهلوی» با « ویلیام جوزف کیسی » (رئیس سازمان سیا) در دوره ریاست جمهوری « رونالد ریگان » و رئیس دفتر ریگان در سال 1984 ، قرار بر این می شود که ماهیانه 150 هزار دلار به رضا پهلوی پرداخت شود. البته انتظار رضا پهلوی مبلغ بیشتری بود. همچنین تیمر من در همین کتاب به مبلغ بیش از سیصد میلیارد دلار ارثیه «« مبلغی که شاه از فروش نفت غارت کرده بود»» اشاره میکند که در وصیت نامه محمدرضا پهلوی قید گردیده است، و در صورتی به این مبلغ به رضا پهلوی و خانواده میرسد که در ایران را تبدیل به رژیم سلطنتی کند و قدرت را به دست آورد.
💢💢💢شادمانی «رضا پهلوی» دلقک سیاسی از نزدیک شدن به وعده ترامپ برای تبدیل ایران به ویرانه 💢💢 طی یک ماه گذشته هر بار که ترامپ و تیم فاشیست او تاکتیک مذاکره با رژیم اسلامی را مطرح کرده، رضا پهلوی و اوباش سلطنت پرست اططراف او، بدو بدو کنفرانس و میتینگ برگزار کردند، که ای وای چرا مذاکره می کنید؟ بمباران کنید، حتی یکی از بازجو -خبرنگاران بی شرف اینترنشنال پا را فرا تر گذاشته و بمباران هسته ای ایران زمین را به عنوان راه حل استراتژیک مطرح کرد. «« علی حسیبن قاضی زاده» عَصرِ حَجَر" زبان بربریت مدرن و سیاست لاشخورهای سلطنت پرست عَصرِ حَجَر" زبان بربریت مدرن و سیاست لاشخورهای سلطنت پرست است.💢💢💢به دُرستی که رفیق علی جوادی نوشت: 💢«اِنِزجار» به مَثابِۀ نقطه آغازدر برابر این وضعیت، انزجار نه تنها قابل فهم، بلکه ضروری است. «اِنِزجار» از نظمی که نابودی را عقلانیت مینامد. انزجار از سیاستی که مرگ را ابزار میکند. انزجار از لاشخورهایی که بر جنازهها رویا میبافند. اما این انزجار باید به موضع بدل شود: رد قاطع جنگ، رد هر سیاستی که جامعه را نابود میکند، و ایستادن در برابر کل این منطق.



