رادیو پیام در عمل به آقای ایلخانیزاده تریبون داد تا این برنامه را به سکویی برای تحویل دادن کوهی از…
انتشار: 2026/07/31 22:17 UTCدریافت: 2026/08/11 12:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 12:45 UTC
رادیو پیام در عمل به آقای ایلخانیزاده تریبون داد تا این برنامه را به سکویی برای تحویل دادن کوهی از دروغ، تناقض و عوامفریبی تبدیل کند.ایلخانیزاده میگوید از جنگ دفاع نکردهاند، اما در همان مصاحبه اضافه میکند که حالا که جنگ آغاز شده، سیاستشان شکست رژیم است؛ یعنی شکست رژیم از طریق همین جنگ. این تناقض آشکار است، اما مصاحبهکننده حتی سادهترین سؤال را هم مطرح نمیکند: اگر از جنگ دفاع نکردید، آیا علیه هر دو طرف جنگ بودید؟ آیا در جبهه سوم قرار داشتید؟ آیا اطلاعیه، موضع رسمی یا سند مکتوبی منتشر کردید که مخالفتتان با جنگ را نشان دهد؟ پس مصاحبههای مهتدی در بیبیسی و فرانس۲۴ انگلیسی چه میشود؟ مگر مهتدی رهبر سیاسی همین جریان نیست؟عبدالله مهتدی در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۲۶ در برنامه «Debate» شبکه فرانس۲۴ انگلیسی میگوید: «رئیسجمهور ترامپ به مردم ایران وعده داد که به آنها در برابر این رژیم وحشی کمک کند و به وعدهاش عمل کرد. امیدوارم تا سرنگونی این رژیم به این کار ادامه دهد.»عوامفریبی بعدی از این هم روشنتر است. ایلخانیزاده میگوید اگر آمریکا و اسرائیل به آنها کمک کنند، این کمک را میپذیرند، اما استقلال سیاسی خود را حفظ خواهند کرد. هیچکس نمیپرسد اگر این استقلال سیاسی حفظ نشود، چه تفاوتی ایجاد میشود؟ جریانی میتواند مدعی حفظ استقلال سیاسی باشد که کنار جامعه بایستد، نه اینکه هر بار میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل، به تناوب و البته علیه جامعه، سیاست خود را تغییر دهد. در خیزش انقلابی و سراسری ۱۴۰۱، زمانی که سازمان زحمتکشان و دیگر ناسیونالیستهای کردستان در نروژ مشغول معامله و بدهبستان با جمهوری اسلامی بودند، دقیقاً در برابر چه چیزی استقلال سیاسی خود را حفظ میکردند؟ایلخانیزاده میخواهد ناسیونالیسم کرد را بهعنوان جریانی معرفی کند که نه ارتجاعی است، نه ضد زن است، نه مدافع استثمار، فقر، سرکوب و استبداد است، نه جنگطلب است و نه مدافع ویرانی، آوارگی و تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به مردم در نتیجه جنگ. گویی مردم کردستان باید از خوشحالی کلاهشان را به هوا بیندازند که ایشان اعلام کردهاند از آمریکا و اسرائیل کمک میگیرند، اما استقلال سیاسیشان محفوظ خواهد ماند؛ انگار اگر استقلال سیاسی گروه ایشان محفوظ نماند، باند زحمتکشان و سایر قومپرستان و فدرالیستها به خودی خود چیزی متمایز از آنچه امروز هستند خواهند شد.سازمان زحمتکشان از سال ۲۰۰۳ که تأسیس شد تاکنون آنقدر به خودشان گفتهاند «کومهله» که این توهم برای خودشان هم واقعی شده است. کومهله میتوانست از صدام کمک دریافت کند و همزمان از استقلال سیاسی سخن بگوید و بمباران خانههای مردم را محکوم کند؛ اما باند زحمتکشان حتی تاکنون حاضر نشده است کشتار، ویرانی، گرانی، فقر و آوارگی بخش بزرگی از مردم ایران را که محصول همین جنگ ارتجاعی است محکوم کند.یک جریان سیاسی ابتدا باید ثابت کند که کنار جامعه ایستاده و در برابر این جنگ ارتجاعی قرار دارد، تا بتواند مدعی استقلال سیاسی باشد؛ نه باندهای قومپرست و فدرالیست که برای لیندزی گراهام مراسم عزاداری مجازی برگزار میکنند، اما درباره کشتار مردمی که خود قربانی رژیم هستند و در این جنگ ارتجاعی جان و زندگیشان نابود شده است، حتی جرأت یک موضعگیری روشن و صریح ندارند.



