🙏🆘✍ دگردیسی در اقتصاد بیمه :✅ رضا نیازمند از روش انکوباتورینگ در نوسازی کارخانه اطلس بافت می گوید…
انتشار: 2026/08/08 03:39 UTCدریافت: 2026/08/08 12:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 12:25 UTC
🙏🆘✍ دگردیسی در اقتصاد بیمه :✅ رضا نیازمند از روش انکوباتورینگ در نوسازی کارخانه اطلس بافت می گوید :مصاحبه گر : نوسازی کدام کارخانه ها را شروع کردید ؟پاسخ : نخستین کارخانه ایی که برای نوسازی به من سپرده شد کارخانه پارچه بافی اطلس بافت در جاده شهرری بود .این کارخانه با وام ۱۸ میلیون تومانی بانک ملی ساخته شده بود و مالک کارخانه که یک تاجر بازار باتفاق همسرش و فرزندانش بود نتوانسته اند بدهی به بانک را بپردازند و بانک رای دادگاه برای تملک کارخانه را گرفته بود .دکتر علیخانی وزیر اقتصاد که از سابقه کار من در کارخانجات نساجی ایران خبر داشت ،ماموریت احیا این کارخانه را به من سپرد .در بازدید از کارخانه متوجه شدم مخروبه ایی بیش نیست ! انبارها خالی ، کارگران و کارمندان بیکار ،سرمایه در گردش نابود ،ماشین آلات شکسته ،موتورهای محرکه دستگاهها را کارگران فروخته بودند و بجای حقوق بین خود تقسیم کرده بودند . ساختمانها خراب شده و در حال فرو ریختن بودند .اینجا محل آزمایش مدیریت برای من بود .تنها چیزی این کارخانه داشت ، مقداری پارچه آماده برای فروش در انبار بود که سیاوشی آنها را در بازار فروخت .۶۰۰ میلیون تومان هم از سازمان برنامه وام گرفتیم و با این سرمایه ناچیز نوسازی را شروع کردیم .✅ سه سال و نیم بعد ، با همت و پشتکار ،سیاوشی توانست کل بدهی به بانک ملی و سازمان برنامه را بپردازد و بدهی ها را کاملا تسویه کند . ماشین آلات را تعمیرات کلی کرد و چند ماشین آلات جدید بخرد و انبارهای کارخانه مملو از جنس آماده برای فروش به بازار شده بود .در این وقت از مالک کارخانه،پور قدیری و همسرش دعوت کردیم به دفتر وزیر اقتصاد دکتر عالیخانی آمدند و کلید کارخانه را به آنان پس دادیم .[ هرگز اشک های شوق آنان در عین ناباوری از پس گرفتن مالکیت کارخانه اشان پس از گذر از دوره ورشکستگی از پیش چشمانم دور نمیشود .] آنجا یک دوره عملی مدیریتی برایم شد . پور قدیری فردای آنروز یک شورلت سفید رنگ را بعنوان هدیه خرید و سوئیچ آنرا به دکتر عالیخانی داد که به من برای قدردانی بدهد.قبول نکردم و گفتم من فقط انجام وظیفه کردم و لایق این هدیه فقط سیاوشی هست ! به آقای پور قدیری توصیه کردم تا چند ماه سیاوشی را مدیر کارخانه نگه بدارد.قبول کرد و حقوقی بسیار بیشتر از من که مدیر عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع بودم به وی پرداخت میکرد .✅ مصاحبه گر : سرنوشت سیاوشی چه شد ؟پاسخ : متاسفانه سیاوشی در همان سالهای جوانی فوت کرد .اما نقل دو خاطره از سیاوشی در اینجا بی مناسبت نیست !اول : سیاوشی موقع قبول مدیریت اطلس بافت پرسید حدود اختیارات من چقدر است ؟ گفتم : حدود اختیارات تو وسیع، فقط پاک دستی و امانت داری تو برایم مهم هست . اگر عملکرد خوب داشتی که پاداش هم میگیری و اگر نه ،برکنارت میکنم .دوم : در زمان مدیر عاملی ام در کارخانجات نساجی ایران ، سیاوشی را مدیر فروش گذاردم . در آنموقع هنوز اصطلاحات مدیریتی بزبان انگلیسی به فارسی معادل سازی نشده بود .سیاوشی کلمه بازاریابی را برای Marketing پیشنهاد کرد که در ایران از آن پس همین اصطلاح رایج شد که یادگاری از مرحوم سیاوشی هست.✅ توضیحات نگارنده : در باره اخلاق و خصوصیات شخصیتی و عملکرد سازمانی شادروان رضا نیازمند لازمست در یک قسمت بطور اختصاصی مبسوط تر نوشته شود.لیکن در پایان این قسمت نوشتن شعری از فروغی بسطامی در توصیف شخصیت وی مناسب دیدم :مردان خدا پرده پندار دریدند .یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند.هر دست که دادند همان دست گرفتند.هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند .یک طایفه را بهر مکافات سرشتند .یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند .آیا تقدیر رضا نیازمند در عالم کائنات برای خدمتگذاری به هموطنانش سرشته شده بود ؟قسمت نود و دوم - این یادداشت در صبحگاه روز ۱۷ / ۵ / ۱۴۰۵ نوشته شد .📕✏️ حمید رضا حاجی اشرفی


