#تشرفات (قسمت اول)جمعی از افراد متدين و مورد وثوق از اهل علم نقل کردهاند که: مردی در کاظمين به نام…
انتشار: 2026/08/15 13:09 UTCدریافت: 2026/08/16 07:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 07:41 UTC
#تشرفات (قسمت اول)جمعی از افراد متدين و مورد وثوق از اهل علم نقل کردهاند که: مردی در کاظمين به نام آقای امين سلمانی بود که تا حدودی جراحیهای سطحی را انجام میداد و مورد اطمينان افراد متديّن بود. او نقل کرد که روزی زائری نزد من آمد و گفت: «در دست و پا و زبانم قرحه هايی بيرون آمده که فوق العاده مرا اذيت میکند، اگر میتوانی آنها را عمل کن و جراحی نما».✨💫✨من وقتی او را معاينه کردم ديدم معالجه او از دست من بر نمیآيد و از طرف ديگر دلم به حال او سوخت، بنابراین مغازه را تعطيل کردم و او را به بغداد نزد طبيب متخصصی که مسيحی بود بردم، او هم بعد از معاينه و دقت کامل گفت: «اين مرض مهلک و خطرناک است و علاج آن فقط با عمل جراحی انجام میگردد و احتمال هم دارد که در زير عمل از دنيا برود و اگر خوب شود او هم گنگ و هم لنگ خواهد شد.» بيمار هرچه تضرع و زاری کرد که راه علاج آسان تری به او ارائه دهد، فایده نداشت و طبيب گفت: «چارهای جز رفتن به بيمارستان و عمل جراحی نيست.✨💫✨بالأخره من و مريض مأيوس شديم و به چند طبيب ديگر هم مراجعه کرديم، همه همان جواب را دادند و راه علاج ما را منحصر به عمل جراحی با احتمال تمام خطرات دانستند. من و مريض به کاظمين برگشتيم اما اين دفعه مريض ناراحتیاش بيشتر از قبل بود زيرا علاوه بر دردی که داشت مأيوس از معالجه هم شده بود؛ او به حال اضطراب عجيبی افتاده بود و لحظه به لحظه بر اضطرابش افزوده میگشت. من قدری به او دلداری دادم و از او خداحافظی کردم و به مغازهام رفتم اما من تمام شب را در غصه و ناراحتی به سر بردم....ادامه دارد...@bidary1


