💯 #ذهن_برتر #داستان_کوتاه_شب 📚درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد . چشمش به شاه ا…
انتشار: 2026/08/10 20:12 UTCدریافت: 2026/08/11 05:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 05:47 UTC
💯 #ذهن_برتر #داستان_کوتاه_شب 📚درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشارهای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .کریم خان گفت : این اشاره های تو برای چه بود ؟درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه میخواهی ؟درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد !روزگاری سپری شد...درویش جهت تشکر نزد خان رفت .ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .✅ @best_mind✨
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- ♦️🔷ذهن برتر🔷♦️ · تطابق دقیق — ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۵
- كانال آموزشي دکتر مازیارقاسمزادهسنگرودی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۴:۳۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
