#عکسهای تاریخی مشاهر و وقایع مهم سده اخیر👆#جهان، همچون قطاریست که بر ریل خود، بی آنکه درگیر دغدغه ه…
انتشار: 2026/07/27 05:52 UTCدریافت: 2026/08/15 00:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:18 UTC
#عکسهای تاریخی مشاهر و وقایع مهم سده اخیر👆#جهان، همچون قطاریست که بر ریل خود، بی آنکه درگیر دغدغه های روزمره مسافرانش باشد، در حال عبوری پیوسته و بی توقف است.و #مسافران آن نیز مدام در حال کم و زیاد شدنند، بی آنکه در حرکت آن قطار خللی بوجود آید.هر لحظه #عده ای با هزاران آرزوی برآورده شده و نشده، از قطار به جهانی دیگر پرتاب می شوند بی آنکه خمی به ابروی آن وارد شود و #عده ای دیگر به جای آنها وارد شده تا همچون آن گذشتگان، چند صباحی آرزو کنند و بدوند و شاید برسند و شاید هم نه و روزی نیز بی آنکه خود بخواهند به آن جهان دیگر پرتاب گردند.و این است روزمرگی دنیایی که اگر نفهمیم برای چه #امر_متفاوتی به آن آمده ایم، تفاوتی با چهارپایان نکرده و همه چیز را باخته ایم.محمد صالحیt.me/naghmehsokout/593
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- باورهای قدیم و اندیشه های نو · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۱۸
- نغمه های سكوت · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۰۴
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — باورهای قدیم و اندیشه های نو
تا کی می خواهیم ظاهر زندگی دیگران را زندگی کرده و خود را گروگان مهر تایید آنها نماییم؟زندگی مجموعه ای از کنشها و واکنشهای ماست. تا زمانی که انتخابهای ما بر اساس واکنش به کنش، تصمیم، نگاه و نظر دیگران باشد ما هر لحظه باید منتظر باشیم تا از دیگران چیزی ببینیم و یا بشنویم و آنگاه انتخاب جدید خود را انجام دهیم.و این بزرگترین عامل تشتت در افکار، تصمیمات و رفتارهای ما شده و تبعا مهمترین علت رنج ما خواهد شد که روز بروز فربه تر و کشنده تر هم می شود.شاید در جوانی، این رویکرد ما نسبت به دیگران، کمتر دارای اشکال دیده شود ولی در میانسالی به بعد که آن دیگران نیز یا نیستند و یا خود مسن شده و رویکردشان به زندگی کند و نسبت به بسیار اتفاقات بی تفاوت می شود، تراز ما را دچار اعوجاجی غیرقابل تغییر کرده و آنگاهست که متوجه می شویم از خود منزل مستقلی نداریم که در آن سکنا گزینیم، چرا که همه سالهای جوانی خود، مستاجر خانه دیگران و حتی شاید در خدمت بایدها و نبایدها و نیز ترازهای خوب و بد و زشت و زیبای آنها بوده ایم.بیاییم امروز چک کنیم چند درصد انتخابهای ما کنش خود ماست که فردا دیر است.محمد صالحیt.me/naghmehsokout
وقتی آینده جای اکنون را میگیرد▫️فردین علیخواه استاد دانشگاه ▪️چند شب پیش، در حال تماشای سریال امتیازات «Privilèges»، محصول فرانسه (۲۰۲۶)بودم که جملهای مرا از ادامه داستان جدا کرد. از آن جملههایی که ناگهان دیگر تصویر را نمیبینی؛ فقط کلمات در ذهنت شروع میکنند به راه رفتن.چند روزی بود که عیسی حال و روز عجیبی داشت. بیشتر وقتها روی مبل مینشست و ساکت بود. انگار چیزی در درونش خاموش شده بود؛ احساس میکرد آرام آرام از زندگی خودش فاصله گرفته است. او برای مسابقات فوتبال به فرانسه آمده و رؤیای پیوستن به پاریسنژرمن را دنبال میکند.▪️ادل، یکی از خدمتکاران هتل، در اطاق نگاهش به میز عسلی کنار مبل با چند بطری مشروب و قرص می افتد. به آنها اشاره میکند و با نگرانی به عیسی میگوید:«داری زندگی و آیندهات را تباه میکنی.»و عیسی جواب میدهد: «آیندهم داره زندگیم رو تباه میکنه. خانوادم رو نمیبینم، هیچکس رو نمیبینم. فقط دارم میدوم؛ نمیدونم برای چی.»چند دقیقه بعد، دیگر حواسم به سریال نبود. همان یک جمله، ذهنم را به جاهای مختلف برد:▪️اول، به سالها پیش. به عکسی از نفر اول کنکور تجربی، دختر نوجوانی که وسط اتاق نشسته و دور تا دورش را کتابهای تست گرفته بودند؛ آن عکس برای خیلیها تصویر موفقیت بود. من اما هر بار که آن را میبینم، نگاهم از چهره دختر میگذرد و روی کتابها میایستد. به این فکر میکنم که چند بهار، چند عصر تابستان، چند مهمانی خانوادگی، چند کتاب غیردرسی و چند قدم زدن بیهدف، زیر آن انبوه کتابها دفن شدهاند.▪️بعد ذهنم به سمت برخی دانشجویان پزشکی رفت؛ دانشجویانی که در سالهای اخیر با آنها گفتگوهای طولانی داشتهام و در میان بعضی از آنها، با سایهی سنگین فکر خودکشی روبهرو شدهام. آنچه در این گفتگوها برایم تکاندهنده بود، فقط ترس از شکست یا ناکامی نبود؛ تعارضی عمیقتر بود. آنها میان دو نیروی قدرتمند گرفتار شده بودند: از یک سو ترس از اینکه به اندازه کافی موفق نشوند، یا آیندهای را که سالها برایش تلاش کردهاند از دست بدهند؛ و از سوی دیگر، اندوهی خاموش از اینکه در این مسیر، بخشهایی از زندگی اکنون را از دست دادهاند. در حرفهایشان میشد غمِ ندیدن دوستان، عقب انداختن شادیهای ساده، احساس گناه هنگام استراحت و حسرت سالهایی را شنید که قرار بود روزی برای زندگی کردن برسند. انگار میان آیندهای که باید ساخته میشد و اکنونی که داشت از دست میرفت، گرفتار شده بودند.▪️بعد ذهنم به سمت برخی و شاید اندک ایرانیانی رفت که از کشورهای توسعهیافته به ایران بازگشتهاند. نه چون آیندهای نداشتند، بلکه چون احساس میکردند آینده، همه چیز را بلعیده است. در روایت بعضی از آنها، چیزی مشترک شنیدهام؛ اینکه کیفیت زندگی فقط با درآمد بیشتر، شغل بهتر یا اضافه کردن تجربهها و سوابق درخشان به صفحهی لینکدین سنجیده نمیشود. گاهی انسان دلش برای چیزهایی تنگ میشود که در هیچ نمودار موفقیتی اندازهگیری نمیشوند؛ برای بوی غذای مادر، برای لحظهای که یکی از اعضای خانواده را در آغوش میگیرد. برای دور هم نشستن کنار میز ناهارخوری، حرف زدن از چیزهای ساده، و قاهقاه خندیدن با دوستان و اقوام. برای همان لحظههایی که شاید در رزومه، صفحهی لینکدین یا فهرست دستاوردها جایی نداشته باشند، اما بخش بزرگی از معنای زندگی را میسازند.▪️اینها را کنار هم که میگذارم، احساس میکنم جمله عیسی فقط درباره فوتبال نیست. درباره زمانه ماست. زمانهای که از کودکی به ما یاد میدهد برای آینده زندگی کنیم. آینده، واژه مقدسی است که کمتر کسی جرئت میکند دربارهاش سؤال بپرسد. همه چیز به نام آینده توجیه میشود؛ فشار، اضطراب، رقابت، خستگی، فرسودگی. آنقدر این واژه را تکرار کردهایم که گاهی فراموش میکنیم آینده قرار بود به زندگی معنا بدهد، نه اینکه جای آن را بگیرد. شاید تراژدی دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ از لحظهای که آینده، به جای افق زندگی، جایگزین زندگی میشود.▪️افق، چیزی است که مسیر را نشان میدهد. هیچکس به سمت افق راه نمیرود تا روی آن زندگی کند. افق قرار نیست خانه ما باشد؛ فقط جهت را نشان میدهد. اما ما، بیآنکه متوجه شویم، آینده را از افق به خانه تبدیل کردهایم. همه اسباب زندگی را بردهایم آنجا و امروز را خالی گذاشتهایم. برای همین است که گاهی آدمهایی را میبینیم که به همه هدفهایشان رسیدهاند، اما نمیدانند با زندگیشان چه کنند. سالها دویدهاند، اما دویدن خودِ زندگی شده است. مقصد که میرسد، باز مقصد دیگری از راه میرسد.از خودم میپرسم چند سال از زندگی ما صرف آماده شدن برای زندگی شده است؟ و اگر روزی به آن آیندهای که اینهمه برایش دویدهایم برسیم، آیا هنوز چیزی از امروز برای زندگی کردن باقی مانده است؟@fardinalikhahتلخیص: محمد صالحیt.me/beshnofekrkon/1756
🌺 #علماء به کار خود مشغولند و چیزی که ندارند #درد_دین است!✍حسین جعفری❇️بخشی از دفاعیه #شیخ_اشراق!💥شمایان اگر به دنبال #مبارزه با فساد هستید، به سراغ کسانی بروید که #خون مردم را می آشامند و پلک نمی زنند. گیرم که من در انزوای خود رقصی کرده یا خدای نخواسته شرابی نوشیده ام، این کجا و آن همه #تفرعن علما و امرا کجا؟ ✅شیخ محبوس در تبادل نظر با ماردینی از مشایخ دیار بکر این چنین بی پروا بر باطل می تازد:"حکام و امرا فاجر و ستمکارند، علما به کار خود مشغولند و چیزی که ندارند درد دین است!❗این توده ستمکش..نه دنیا دارند و نه دین! گویی برای آن آفریده شده اند...تا برای مشتی پست تر از چارپایان که خود را سایه خدا و جانشین مصطفی می دانند، زندگی بهشت گونه ای فراهم سازند! می فرمایید غریب و بی کس هم هستم! اما چه پناهی بهتر از خدا؟.اینان کی اند؟🔹ماردینی:😥چه می گویی شهاب الدین؟ به هر حال دنیا در دست اینهاست...اینان مثل آب خوردن آدم می کشند، این دار زدن ها و گردن زدن های علنی بیشتر برای آن است که مردم بدانند که با که طرفند.سید یحیی یثربی/قلندر و قلعه(زندگی سهروردی)کامل این نوشتهt.me/beshnofekrkon/2988
#جهان_مدرن، میدان مسابقه برای نو شدن مدام در چیز تازه ای است که می خواهد کشف کند.گویی قرار نیست در آنچه امروز کشف و یا خلق کرده، دمی بیاساید و حظی ببرد و دوباره برخیزد و ادامه دهد.نمیدانم آیا این چیزی که امروز بدست آورده و در حال فرار برای چیز دیگر است، همان نیست که دیروز برای یافتنش #آرزو می کرد؟ماحصل این همه دویدن و جنگیدن مدام، #جهان_تکنولوژیکی است که نمی دانیم خبری که الان از آخرین کشفیات و اختراعات می شنویم، آیا همین آن کهنه نشده است؟ اما در این همه قیل و قال و شلوغی بازار کشف و خلق، تنها چیزی که فراموش شده، گویی خود انسانی است که قرار بوده اینجا #زیستن را در بستر انسانیت و #اخلاق و نوع دوستی و خدمت تجربه کند.بله بشر از دوران #غار نشینی تا امروز را یکسره در کشف و اختراع دویده و امروز با افتخار یک پای در #کیهان و دیگر پا در #نانو اتم گذاشته است، اما آنچه در این مسیر چند هزار ساله عقب مانده است، شیوه ای از زیستن است که بر اخلاق و معنویتِ رو به آرامش استوار بوده است.و آیا می شود امید داشت روزی را که او دمی #بیاساید و آن روی زندگیش را نیز به جلو آورد؟محمد صالحیt.me/naghmehsokout/1099
وضعیت کوانتومی علی شریعتیدر این آشفته بازار و وضعیت تلاش برای بقاء که در آن تنفس میکنیم دعوا بر سر علی شریعتی قطعا شکم سیری تلقی میشود. یادم آمد در گذشته که این مباحث جدیت بیشتری داشت و تعبیر به شکم سیری نمی شد و نقد و طعن و لعن شریعتی خواستگاهی جز تحجر و تنگ نظری مذهبی نداشت معممی از استاد خود که از شخصیت های برجسته حوزه تهران بود نقل می کرد که کتب علی شریعتی را در حیاط حوزه علمیه آتش می زد و هیچ به اسما متبرکه ای که ممکن بود در متن این نوشتجات باشد نیز توجهی نمی کرد. و از نقل این خاطره سعی داشت شدت ضلالت و مضلیت شریعتی فهم گردد.بعدها ویدیویی از علیرضا #پناهیان که از قضا از مریدان آن روحانی برجسته تهران که کتب شریعتی را آتش میزد و بعدها پس از وفاتش حسینیه ای به نام او احداث شد و پناهیان پای ثابت سخنرانی در آن بود دیدم که در آن نیز متکلم(پناهیان) از یکی از علما( شاید همان عالم مذکور!) نقل قول می کرد که مضمونش این بود که حتی طرفداری و گرایش مقطعی ( و بعد توبه) به علی شریعتی در عوالم برزخ و قیامت سبب تنزل درجه است. بعدها شاید یک دهه بعد باز ویدئویی از علیرضا پناهیان دیدم که در او نامبرده دوباره از شریعتی می گفت ولی اینبار نه در مقام مذمت بلکه در مقام ستایش، دوگانه ای از شریعتی و به زعم او لیبرال های دین گریز ساخته و یکی را چماق کرده بر سر دیگری می کوبد: اگر الان آقای دکتر شریعتی بودند، بهترین کتابها را درباره حماسه اربعین مینوشت. ایشون که برای برخی از مضامین ولایی حماسه سرایی هایی میکردند که الان برخی لیبرالهای دین گریز وحشت دارند از کلام ایشون و اگر زنده بود و با همان دستفرمان پیش میآمد، معلوم نبود او از شهید آوینی جلو میزد یا شهید آوینی از او.همه اینها یعنی شریعتی هم بسان بسیاری از پدیده ها و میراث ما در وضعیتی کوانتومی به سر می برد بسته به اینکه در چه وضعیت و در ستیز و تبلیغ چه باشیم شریعتی نیز می تواند مظهر اسم هادی باشد یا مظهر اسم مضل!@osolefeghhhttps://t.me/beshnofekrkon/2118
آیا #رد_پایی از اجرای #احکام_محاربه بعنوان قانون قطعی در #سیره_پیامبر دیده میشود؟آنچه از قرآن می توان فهمید، #پیام توحید و #توصیه به اخلاق در راستای #رشد_معنوی انسان است(بقره ۶۲) و اگر نشانه هایی از اندک احکام هم در آن وجود دارد برای بازدارندگی و یا کنترل جامعه مدینه بوده است که از بین همان قوانین موجود قبایل ولی با تعدیلات و تغییراتی گزینش و با توجه به ظرفیتهای روانی افراد و پذیرش جامعه، اجرا و یا مسکوت گذارده می شد.البته شاهدیم که در ابتدا و یا انتهای آیات #احکام، توصیه های #اخلاقی متعددی بیان شده است که به اصل پیام خداوند در آن امور اشاره دارد در حالیکه خود احکام را فرع بر آن پیام و متناسب با فهم و پذیرش و رشد فکری و معنوی جامعه نشان می دهد.بطور مثال #آیه_قصاص، برای کنترل خشونتهای قبیله ای بخاطر نقص و یا قتل حتی یک نفر بوده و تنها شخص خاطی یا قاتل را مجاز به مجازات می کند اما در انتهای آیه پیام اخلاقی خداوند را بیان می کند که #عفو بهتر است. بقره ۱۷۸و اما #سیره_پیامبرص:1⃣ پیامبرص در #فتح_مکه در هنگام ورود به آن وقتی شنید فرمانده نظامی اش شعار خشونت بار امروز روز انتقام است سر داده، بسرعت او را #عزل و فرمان داد که همه جا اعلام کنند امروز روز رحمت است و این در حالی بود که بسیار مکیان از فرماندهان و سربازان لشگر قریش علیه پیامبر بوده که چه قتلها و .. انجام نداده بودند.2⃣ پیامبر پس از #فتح_کعبه، همه مکیان را جمع کرد و با آنکه مکیان هر ظلمی را بر مسلمانان روا داشته بودند، از #شکنجه آنها در مکه گرفته تا #اخراجشان و #غارت اموال و #اسارت بازماندگانشان و نیز سالها #کشتن مسلمانان در جنگها، فریاد برآورد: بروید که همگی آزادید.در بین مکیان، #هند همسر ابوسفیان که دستور کشتن و مثله کردن حمزه سیدالشهدا فرمانده ارشد لشگر اسلام را صادر و #غلام او اجرا کرده بود، وجود داشت ولی هیچ حکمی علیه او اجرا نشد و ضمنا خانه اش محل امان فراریان اعلام گشت.(طبری ج6 ص 104)3⃣ پس از آن، کسی که دخترش #زینب را در مسیر فرار به مدینه شلاق زده و از اسب پرتاب کرده بود و باعث سقط فرزندش شده بود را #عفو نمود در حالیکه هم حکم راهزن را داشت و هم قاتل.( اسدالغابه 5341 ذیل هبار ابن اسود)4⃣ و سپس عبداله ابی سرح را که اولین #مرتد از اسلام بود و هر تبلیغ سوء که توانسته بود علیه پیامبر کرده و در تهییج قریشیان برای جنگ با پیامبر کوشیده بود، بخشید در حالیکه از عوامل تحریف و تبلیغ علیه اسلام، #تشویش اذهان و تحریک مکیان علیه پیامبر و نتیجتا شریک بسیار خونهای مسلمانان بود.(صالحی دمشقی، سبلالهدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۸۷)با این اجمال، آیا #نظر_خداوند در برخورد با افرادی که قربانی انواع فسادهای سازمان یافته و نهادینه شده در جامعه بوده و حکومت باید آنها را تحت حمایت قرار می داده و شرایط یک زندگی حداقلی در شان یک انسان را برایشان فراهم می کرده تا طاقتشان تمام نشده و به خشونت روی نیاورند، #حذف فیزیکی و ساقط کردن آنها از زندگی بوده است؟مگر نه اینست که خداوند صریحا به پیامبر می گوید که : تو اگر با #مخالفان شدید و #غلیظ برخورد کرده بودی، جمعیت حاضر را نیز از دست داده بودی، پس از آنها #درگذر و به رای و نظر آنها ارج بنه و به خواست آنها توجه کن و ... ( ۱۵۹ آل عمران)💥آنچه بر #حاکم فرض و وظیفه است، ایجاد امنیت های روانی، مالی، جانی و شغلی برای رشد افراد و ارتقا جامعه است بگونه ایکه کسی نیاز به خشونت نیابد و یا امکان تحریک توسط مخالفان را پیدا نکند.( مضمون نامه امام علی به مالک اشتر)😍با این نکات، آیا حکومت نمی تواند از اعدام خشونت ورزانی که ناامیدانه سالهای جوانی خود را بدنبال یک زندگی ساده می گشتند و کمتر یافتند، درگذشته و تلنگری بر خود بزند که پس اوامر آیه ۱۵۹ آل عمران و توصیه های امام علی در نامه به مالک اشتر چه شد؟(مسئله جاسوسان جداست)محمد صالحی - ۸/۵/۱۴۰۵t.me/beshnofekrkon/2987
