مستعرفان را شراب دیگری درکار نیستجز طواف خویش دور ساغری درکار نیستسعی پروازت چو بوی گل گر از خو…
انتشار: 2026/08/17 19:30 UTCدریافت: 2026/08/17 20:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 20:03 UTC
مستعرفان را شراب دیگری درکار نیستجز طواف خویش دور ساغری درکار نیستسعی پروازت چو بوی گل گر از خود رفتن استتا شکست رنگ باشد شهپری در کار نیستسوختن چون شمع اوج پایهٔ اقبال ماستداغ مظور است اینجا اختری در کار نیستصبح را اظهار شبنم خنده دنداننماستسینهچاک شوق را چشم تری درکار نیستخفت وتمکینحجاب نشئهٔ وارستگیستبحر اگر باشی حباب و گوهری در کار نیستشانه گر مشاطهٔ زلفت نباشد گو مباشدفتر آشفتگی را مسطری در کار نیستآتش خورشید را نبود کواکب جز سپندحسنچون سرشار باشد زیوریدرکار نیستشعلهها در پرده سعی جهان خوابیده استگر نفس سوزدکسی آتشگری درکار نیستاضطراب دل ز هر مویم چکیدن میکشدچون رگ ابر بهارم نشتری در کار نیستعالم عجز است اینجا جاه کو، شوکت کدامتا توانی نالهکن کر و فری در کار نیستخشت بنیاد تو بر هم چیدن مژگان بس استدر تغافلخانه، بام و منظری درکار نیستزهد و تقوا همخوش است اما تکلف بر طرفدرد دل را بندهام دردسری در کار نیست•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•




