بنگرید ای اهل عالم: با اذان دیگری،بر فراز «دار» میرقصد جوانِ دیگری!شهر ارواح است و من برگشتهام از دفن خویشمیدوم بیوقفه در تشییعِ جانِ دیگری!نعرهی حیرانِ من در حلق، ماتش برده استدر گلویم گیر کرده استخوانِ دیگری!دفترِ عمر مرا سوزاند، داغِ صدجوانسوخت دفترخانه را چنگیزخان دیگری!شعلهای را گاه، میخواهم بخوابانم به اشکدامنم را میکشد آتشفشان دیگری!کاشکی افتاده بودم بر زمینی غیر ازینکاشکی من زاده بودم در زمان دیگری!جای فریاد است ای مردم، نمیباید گریستنیست ما را احتیاجِ روضهخوان دیگری!آخر ای نفرین من، بنگاهِ ظالم را بسوز!من دعایی کردم اما با زبان دیگری!#مرتضی_لطفی / کانال تلگرامخاکستر ققنوس