⛽️♨️⛽️♨️⛽️♨️#صفحه_اولاندر حکایت بنزین چندنرخی*بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان را اگر فقط یک آزمون اقت…
انتشار: 2026/08/13 02:21 UTCدریافت: 2026/08/13 16:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 16:35 UTC
⛽️♨️⛽️♨️⛽️♨️#صفحه_اولاندر حکایت بنزین چندنرخی*بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان را اگر فقط یک آزمون اقتصادی ببینیم، بخش مهمی از ماجرا را ندیده ایم. پشت این عدد، میتوان سناریوی بزرگتری را تصور کرد؛ سناریویی که در آن دولت اصلاح طلب و جریان نفوذ، اقتصاد را به ابزار فشار برای تغییر محاسبه سیاسی جامعه و در نهایت تغییر مسیر سیاست خارجی تبدیل کردهاند.ماجرا از جایی شروع میشود که دولت ناگهان قیمت واقعی بنزین را به رخ جامعه میکشد. پیام ظاهرا ساده است *بنزین ارزان نیست؛ این یارانه است که آن را ارزان نگه داشته است*. اما پیام پنهان میتواند بسیار خطرناکتر باشد یعنی *آنچه امروز بهعنوان حداقل معیشت میشناسید، یک امتیاز موقت است که هر لحظه امکان بازپسگیری آن وجود دارد.* به این ترتیب، دولت ابتدا پرده یارانه پنهان را کنار میزند، سپس جامعه را با فاصله میان قیمت واقعی و قیمت پرداختی مواجه میکند و بعد، *ترس از آینده* را وارد محاسبات روزمره مردم میکند.این دیگه قطعا شفافسازی اقتصادی نیست، اگر این فرض را بپذیریم، نوعی شوک روانی کنترلشده است. اول عدد بزرگ را نشان میدهند، بعد درباره ضرورت اصلاح قیمت حرف میزنند، سپس از کسری بودجه، تحریم، جنگ، هزینه انرژی و ناگزیر بودن تصمیمات سخت میگویند. جامعه هم بتدریج به جایی میرسد که گرانی آینده را نه یک احتمال، بلکه یک سرنوشت محتوم میبیند.و اینجاست که بخش سیاسی سناریو آغاز میشود.دولت پزشکیان میتواند در این بازی، همزمان دو نقش را بازی کند *از یک طرف مجری سیاستهای اقتصادی باشد و از طرف دیگر خودش را قربانی شرایطی معرفی کند که گویا خارج از اختیار اوست*. هر بار قیمت بالا میرود، دولت میتواند انگشت اتهام را به سمت تحریم، جنگ، سیاست خارجی و تصمیمات ساختار امنیتی بگیرد و هر بار جامعه تحت فشار قرار میگیرد، این فشار به سندی تازه برای *اثبات ضرورت تغییر* تبدیل شود.به بیان صریحتر، اگر این سناریو عامدانه در حال پیشبردن باشد، دولت میتواند با یک بازی سیاسی حسابشده، هزینه سیاستهای اقتصادی خودش را به حساب سیاست خارجی نظام و مقاومت بگذارد.این همان نقطه ایست که هسته نفوذ وارد معادله میشود، جریانی که الزاماً یک اتاق فرمان واحد و رسمی نیست، بلکه شبکهای از مدیران، سیاستگذاران، رسانهها و نیروهای سیاسی همسو است که میتوانند در یک جهت مشترک حرکت کنند، ساختن این گزاره که مشکل اصلی اقتصاد، مقاومت است و راه نجات اقتصاد، تغییر سیاست خارجی.در چنین وضعیتی، دیگر لازم نیست کسی رسماً بگوید برای تغییر سیاست خارجی، قیمت بنزین را بالا ببرید. کافی است مجموعهای از تصمیمات بهگونهای کنار هم قرار بگیرند که نتیجه نهایی دقیقاً همین باشد، فشار معیشتی افزایش پیدا کند، افکار عمومی عصبی شود، هزینهها به تحریم و تنش خارجی و جنگ نسبت داده شود و سپس همان نارضایتی اجتماعی بهعنوان دلیل ضرورت مذاکره به رأس نظام ارائه شود.[شاید هیچکس یک فرمان مکتوب برای چنین پروژهای صادر نکرده باشد، اما ممکن است بازیگران مختلف اصلاح طلب ،اصولگرا،حزب اللهی ،من و شما ، با منافع مشترک، آگاهانه یا نیمه آگاهانه در حال هل دادن جامعه به یک نقطه واحد باشیم.]*پیشتر درباره عقبنشینی اصلاحات در شعام گفته بودم که این عقبنشینی را نباید سادهلوحانه و بدون برنامه تصور کرد*. در این چارچوب، عقبنشینیهای ظاهری میتواند بخشی از یک بازآرایی بزرگتر باشد، بازآرایی ای که در آن، جریان اصلاحطلب بهجای تصاحب مستقیم قدرت، ابتدا مسئولیت حل بحران را بر عهده میگیرد و سپس بحران را به اهرم فشار علیه بخشهای دیگر حاکمیت تبدیل میکند.اینجاست که مفهوم شهروند مصرفکننده اهمیت پیدا میکند.جامعه ای که زمانی مشروعیت سیاسی را با آرمان، استقلال، مقاومت و هویت انقلابی میسنجید، بهتدریج با معیار دیگری نظام را ارزیابی میکند مثل قیمت بنزین، قیمت گوشت، اجاره خانه، نرخ ارز و قدرت خرید.این تغییر شاید بزرگترین دستاورد چنین پروژهای باشد.زیرا وقتی شهروند دیگر خود را صاحب یک مأموریت تاریخی نبیند وخودش را پیش از هرچیز مصرفکننده ای ببیند که هر روز باید هزینه زندگی را تأمین کند، سیاست خارجی نیز برای او معنای دیگری پیدا میکند. دیگر سؤال اصلی این نیست که مقاومت چه دستاوردی دارد؟سؤال این است که هزینه مقاومت از جیب چه کسی پرداخت میشود؟وپاسخ به این سؤال میتواند شکاف خطرناکی میان جامعه و گفتمان مقاومت ایجاد کند.دراین نقطه، بنزین دیگر فقط بنزین نیست، تبدیل به یک ابزار سیاسی میشود.قیمت سوخت میتواند به مردم یادآوری کند که تحریم وجنگ هزینه دارد. هزینه تحریم و جنگ میتواند به سیاست خارجی نسبت داده شود. سیاست خارجی میتواند به نیروهای نظامی وامنیتی پیوند بخورد. و درنهایت، جامعه میتواند به این نتیجه برسد که برای نجات معیشت خود باید سیاست خارجی تغییر کند.🇮🇷🕊☫ @bazgashtaznimehrah#ادامه_صفحه۲👇👇
