#ویدیو_گرافی | الذین بذلوا مُهَجَهم دون الحسین علیه السلام " مُهجة یعنی آخرین قطرهی خونی که توی قل…
انتشار: 2026/08/08 15:11 UTCدریافت: 2026/08/15 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 08:40 UTC
#ویدیو_گرافی | الذین بذلوا مُهَجَهم دون الحسین علیه السلام " مُهجة یعنی آخرین قطرهی خونی که توی قلب انسان میمونه .. مطمئنیم آخرین لحظهها سرتون رو امام حسین توی آغوشش گرفته؛ سلامِ مارو هم به ارباب برسونید آقای روضه خوان - شهید حمیدرضا رجب زاده 🇮🇷|بسیج…#صدای_حقیقت | فقطعوه بسیوفهم ارباً اربا...دیگر برای دیدنِ شمر و خولی و یزید و حرمله، لازم نیست ۱۴۰۰ سال به عقب برگردیم و لابهلای صفحات تـاریخ به دنبـالشان بگـردیم ..گاهی کافیست چشمهایمان را باز کنیم؛همین حوالی، همین روزها، همین خیابانها را ببینیم ..جایی که هنوز انسانیت را به مسلخ میبرند،آن روز خیمهها را آتش زدند، امروز هم پناهِ یک خانواده را به آتشِ رنج میسپارند و جان عزیزشان را میگیرند. آن روز گلوی کودکی را با تیر نشانه رفتند، امروز هم جگرگوشهای را از آغوش مادر میربایند؛چه بگوییم از حالِ پدر و مادری که شاید هنوز باور نکرده باشند دیگر صدای قدمهای فرزندشان را نخواهند شنید، دیگر جوانِ رعنایشان را نخواهند دید ..و چه دردناک است که گاهی بعد از ریختهشدن خون یک انسان بیگناه، نه تنها پشیمانی و شرمی دیده نمیشود، بلکه عدهای چنان بیتفاوت از کنار آن میگذرند که انگار نه انگار انسانی را ظالمانه کشته اند.اما اینبار، نامی میان این همه درد هست که نباید فراموش شود؛ حمیدرضا ..آری، حمیدرضا رسمِ نوکری را خوب بلد بود؛از علیاکبر(ع) گفته بود، از غربتِ اربابش گفته بود، از پیکرهای پارهپارهی کربلا گفته بود ..اون همانگونه رفت که جوانِ اربابش رفت؛با پیکری که زخمها بر آن نشستند و دلهایی که با دیدنش هزار تکه شدند ..آن لحظه فهمیدیم حمیدرضا فقط روضهخوانِ امام حسین(ع) نبود؛ انگار رسمِ نوکری را با جانش آموخته بود ..اما نمیدانیم در میان این همه ادعای انسانیت،چند صدا برای حمیدرضا بلند خواهد شد ..نمیدانیم چند نفر حاضرند از پشتِ دیوارِ سکوت و بیتفاوتی بیرون بیایند و بگویند:«برای حمیدرضا رجب زاده»یادمان باشد تاریخ فقط نامِ ظالمان را ثبت نمیکند؛گاهی نامِ کسانی را هم به خاطر میسپارد که دیدند، شنیدند، فهمیدند،اما ترجیح دادند سکوت کنند. امروز اگر در برابر ظلم سکوت کنیم، فردا شاید نوبتِ دیگری باشد. شاید خانهای دیگر، مادری دیگر، جوانی دیگر، و نامی دیگر ..این روزا بیشتر میفهمیم کربلا فقط یک واقعه در گذشته نیست؛ یک سؤال همیشگیست که هر نسل باید به آن پاسخ بدهد:اگر آن روز در کربلا بودیم، کدام طرف میایستادیم؟اما پاسخ این سوال همان واکنش ما به ظلمی است که امروز میبینیم؛ در اینکه آیا رنجِ انسانی دیگر برایمان اهمیت دارد؟ آیا حاضر به شنیدن صدای مظلوم هستیم؟ و آیا وقتی حقیقت برایمان روشن شد، حاضر میشویم بیتفاوت نمانیم؟ کربلا در نهایت ما را با یک انتخاب روبهرو میکند: دیدن و سکوت کردن، یا دیدن و ایستادن در کنار حقیقت.برای حمیدرضا، صدای حقیقت باشیم؛ برای اینکه هیچ انسانی بهسادگی فراموش نشود و هیچ ظلمی آنقدر عادی نشود که دیگر کسی از دیدنش قلبش به درد نیاید ..در نهایت دل میسپاریم به آیهی وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ؛منتظر اون اذان صبح مقدسیم.🇮🇷|بسیج دانشجویی دانشگاه بجنورد|🇮🇷@Basij_ub

