▫️📓علی شریعتی و تنیدگی راز گرداگرد یک زندگی (۲). . . . . . . در چارچوب فرآیند نامگذاری شده، شریعت…
انتشار: 2026/08/21 23:30 UTCدریافت: 2026/08/26 13:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 13:00 UTC
▫️📓علی شریعتی و تنیدگی راز گرداگرد یک زندگی (۲). . . . . . . در چارچوب فرآیند نامگذاری شده، شریعت رضوی، آگاه از همهی روندها با یادآوری پیشینهی یک «دوست و همدورۀ تحصیلی علی در فرانسه» از زبان غلامعباس توسلی نوشت: «در اینجا مطالعات اسلامشناسی بطور عموم و جامعهشناسی بالاخص نظر او را جلب کرد و حتی به صورت کلاسیک به تحصیل آن پرداخت» (صـ۶۹). شریعت رضوی، بار دیگر، هنگام یادآوری توانایی شریعتی در نوشتن پایاننامهای به گونهی دیگر، در پانوشت از «رسالۀ دکترای ادبی ... یعنی تصحیح و ترجمه و تحشیه متن ادبی تاریخی فضائل بلخ» سخن گفت (صـ۷۸). پیش از آن، محمدتقی شریعتی در گفتوگو با کیهان فرهنگی، گفته بود: علی ۵ـ۶ سال در فرانسه ماند و دو دکترا گرفت، تاریخ اسلام و جامعهشناسی اسلامی (بهمن ۱۳۶۳، صـ۱۷). تنیدگی راز به اندازهای گسترده بود که حتی پدر و استادِ شریعتی نمیدانست او در چه رشتهای دانشآموخته شده است. یان ریشار نوشت: «در فرانسه به تحصیل تاریخ و جامعهشناسی ادیان پرداخت، ... موضوع تز خود را نه در این زمینهها، بلکه در زمینۀ زبانشناسی تطبیقی فارسی نوشت» (کیهان فرهنگی، خرداد ۱۳۶۴، صـ۳۲)، گزارش ریشار نیز با یادآوری خود شریعتی و گواهی دانشگاه نمیخواند.کنشواکنش با ساواکبسیار سادهبینانه است که کنش شریعتی را در برابر ساواک، گونهای وابستگی یا سرسپردگی به آن سازمان بدانیم، هرچند همهی گزارشها و نشانهها به سود این دریافت بازآرایی شدهاند. بر پایهی گزارش ساواک میدانیم او هنگام بازگشت به ایران با خود «مقداری اعلامیه مضره» آورده بود (طرحی از..، صـ۲۷۴). شریعتی در مرز بازداشت و پس از چند ماه در شهریور ۱۳۴۳ آزاد شد. این آزادی هم میتوانست نشانهای از ساخت و پاخت با آن سازمان باشد، هم این که، یک تلهگذاری برای شناسایی دامنهی پیوندها و پیوستگیهای او. ساواک در هر دو زمینه از پیشینهی چشمگیرِ کامیابی برخوردار بود. سال ۱۳۴۴ دانشگاه مشهد، پس از کشمکشها سرانجام درخواست شریعتی را برای پیوستن به گروه تاریخ پذیرفت. از دید پوران شریعت رضوی، «نیاز مبرم به استاد»، و توانایی شریعتی در کار با جوانان گرایشیافته به کمونیسم و برگرداندن آنان به مذهب، دانشگاه را با پذیرش شریعتی همراه ساخت، اما بر پایهی روندی که در آن سالها دنبال میشد و مهرداد بهار آن را بازگو کرده است، بهای پذیرش درخواست کسانی با پیشینهی کنش سیاسی و ایستادگی در برابر سلطنت، همکاری با ساواک بود. مهرداد بهار میگوید هنگامی که کار پیوستن او به گروه زبانشناسی و زبانهای باستانی پایان یافته بود، ساواک از او خواست: «چیزی بنویسید که "هر اطلاعی راجع به فعالیتهای ضد حکومت داشته باشم برای شما خواهم نوشت"»، او این درخواست را نپذیرفت و از پیوستن به دانشکدهی ادبیات بازماند. اگر این درخواست برآمده از روش سازمانی ساواک بوده باشد، شریعتی نمیتوانست بیآن که واکنش همآهنگی نشان دهد به گروه تاریخ راه یابد. در این بخش از زندگی شریعتی با گستردهترین تنیدگی راز روبهرو میشویم. شریعتی هرگز در این باره سخنی نگفت، پوران شریعت رضوی نیز مانند همسرش دم فروبست، تا گزارشها در برابر آیینههای خرَدِ سنجشگر، ساز و ستیزهای خود را آشکار کنند.از نگاهی دیگرکنشواکنش شریعتی در برابر ساواک، یک پرونده ناگشوده است. آنچه به نام گزارشهای ساواک گردآوری و به چاپ رسیده است، تنها بخش گردآوری آگاهیهای ریز و پراکنده از تکاپوهای شریعتی را بازتاب میدهد. در ردهی دیگری از گزارشها برای نمونه، سخنان پرویز ثابتی دربارهی دیدارش با او پیش از رفتن به فرانسه، روشن نمیکند که بر سر چه چیزهایی با هم به همآهنگی رسیده بودند. این پرسش نیز افزودنی است که شریعتی با آن که میدانست نزد ساواک شناخته است، چرا هنگام بازگشت به ایران، اعلامیه و یادداشتهای سیاسی با خود آورد؟ ثابتی بیآن که روشن کند چرا کسی با پیشینهی شریعتی را پس از آن که در مرز دستگیر شده بود، آزاد کردند و پیوستن او را به دانشگاه روا دانستند، میگوید سخنان او در رویارویی با مارکسیستها و آخوندهای قشری با خواستههای ساواک همسویی داشت، اما هماین که به بازسازی اسلام مبارز و ایستاده در برابر دستگاه سلطنت رسید، نام او به سیاههی پایش ساواک افزوده شد (در دامگه حادثه، صـ۲۷۹ـ۲۸۰).👉🏼پارهی ۱ | پارهی ۳ ● در پویهی زبان فارسی گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات@OnPersianLanguage
