#تاریخچه_اعتیاد_در_ایران#مواد_مخدر📌 تاریخچهای کوتاه از اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در ایرانوقتی درباره اعتیاد و مواد مخدر در ایران صحبت میکنیم، باید یک واقعیت تاریخی را بپذیریم:اعتیاد در ایران نه با جمهوری اسلامی آغاز شد و نه حتی با حکومت پهلوی.مصرف تریاک در ایران سابقهای چندصدساله دارد. در دوره صفویه مصرف تریاک شناختهشده بود و در دوره قاجار، با گسترش کشت خشخاش و تجارت تریاک، این ماده به بخشی جدی از اقتصاد و در عین حال یک معضل اجتماعی تبدیل شد.در آغاز قرن بیستم نیز اعتیاد چنان جدی شده بود که دولتهای ایران پیش از پهلوی برای محدودکردن آن اقداماتی انجام دادند.اما در دوران محمدرضاشاه، حکومت با جامعهای روبهرو بود که از نسلهای قبل جمعیت بزرگی از مصرفکنندگان تریاک را در خود داشت.در سال ۱۳۳۴ / ۱۹۵۵ حکومت پهلوی تصمیم بسیار بزرگی گرفت:کشت خشخاش ممنوع شد و مبارزه گستردهای با تولید و مصرف تریاک آغاز گردید.هدف روشن بود: کاهش اعتیاد و نجات جامعه از وابستگی گسترده به تریاک.اما یک مشکل اساسی وجود داشت.با ممنوع شدن تولید داخلی، تقاضا از بین نرفت.صدها هزار نفر همچنان وابسته به تریاک بودند و ایران نیز در همسایگی افغانستان و در نزدیکی دیگر مسیرهای مهم تولید و انتقال مواد مخدر قرار داشت.نتیجه چه شد؟وقتی عرضه قانونی حذف شد اما تقاضا باقی ماند، قاچاق سودآورتر شد.تریاک از مرزها وارد ایران شد، شبکههای زیرزمینی گسترش پیدا کردند و مواد خطرناکتری مانند مرفین و هروئین نیز وارد چرخه شدند.مرزهای بسیار طولانی، کوهستانها و بیابانهای ایران نیز کنترل کامل قاچاق را تقریباً ناممکن میکردند.تغییر سیاست شاه در سال ۱۹۶۹محمدرضاشاه سرانجام پذیرفت که ممنوعیت مطلق بهتنهایی پاسخ مناسبی نیست.در سال ۱۳۴۸ / ۱۹۶۹ کشت محدود و تحت کنترل خشخاش دوباره اجازه داده شد و دولت برای برخی مصرفکنندگان وابسته، سیستم ثبت و تأمین کنترلشده تریاک ایجاد کرد.منطق این سیاست جالب بود:اگر فرد وابسته در هر صورت به دنبال مواد خواهد رفت، چرا او را کاملاً در اختیار قاچاقچی قرار دهیم؟دولت تلاش کرد عرضه را کنترل کند، مصرفکنندگان را شناسایی کند و همزمان شبکههای قاچاق را هدف قرار دهد.این تفکر از برخی جهات به رویکردهای امروزی کاهش آسیب (Harm Reduction) نزدیک است؛ امروزه نیز بسیاری از متخصصان اعتیاد معتقدند صرفاً مجازات و ممنوعیت نمیتواند اعتیاد را از بین ببرد و در بعضی نظامهای درمانی، مواد یا داروهای جایگزین تحت نظارت پزشکی برای افراد وابسته فراهم میشود.البته این به معنی «آزاد گذاشتن مواد مخدر» نیست؛ بلکه به معنی کنترل پزشکی، درمان، کاهش آسیب و خارج کردن مصرفکننده از بازار جنایی است.حکومت پهلوی در همان زمان برخورد بسیار سنگینی نیز با قاچاقچیان داشت و در جریان مبارزهای که از سال ۱۹۶۹ آغاز شد، بیش از ۹۰ قاچاقچی اعدام شدند.بنابراین نمیتوان منصفانه ادعا کرد که حکومت وقت نسبت به قاچاق مواد مخدر بیتفاوت بود.اما داستان یک روی تاریک هم داشت:فسادفساد در ایران با جمهوری اسلامی متولد نشد.در دوران پهلوی نیز فساد، نفوذ سیاسی و مصونیت برخی افراد قدرتمند وجود داشت.در اسناد محرمانه و گزارشهای دولت آمریکا در همان دوران، اتهاماتی درباره ارتباط برخی خانوادههای ثروتمند و افراد نزدیک به قدرت با شبکههای قاچاق مواد مخدر مطرح شده است.حتی درباره اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمدرضاشاه، اتهامات بسیار جدی مطرح شده بود و اسناد دیپلماتیک آمریکا نشان میدهند که مقامهای آمریکایی از این اتهامات اطلاع داشتند و درباره آنها بحث میکردند.اما در اینجا باید تاریخ را بدون تعصب روایت کرد:وجود این گزارشها ثابت میکند که اتهامات جدی بودهاند؛ اما تمام داستانهای مشهور درباره قاچاق مواد توسط اشرف پهلوی بهطور قضایی و قطعی اثبات نشدهاند.نباید برای مخالفت یا حمایت از یک حکومت، «اتهام» را به «حقیقت اثباتشده» تبدیل کرد.پس واقعیت چه بود؟محمدرضاشاه و دولتهای او برای کاهش اعتیاد و مبارزه با قاچاق اقدامات جدی انجام دادند و حتی زمانی که سیاست ممنوعیت مطلق شکست خورد، سیاست را تغییر دادند.اما حکومت پهلوی نیز بینقص نبود.فساد وجود داشت.نفوذ صاحبان قدرت وجود داشت.مصونیت سیاسی وجود داشت.قاچاقچیان قدرتمند وجود داشتند.و درباره برخی افراد نزدیک به خاندان سلطنت نیز اتهامات جدی مطرح بود.اگر فردی نزدیک به قدرت میتوانست از قانون فرار کند، این خود یکی از ضعفهای ساختار سیاسی آن دوران بود؛ حتی اگر شخص شاه خواهان مبارزه با مواد مخدر بوده باشد.از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که ایران در حال مبارزه با مشکلی بود که قرنها پیش از محمدرضاشاه شکل گرفته بود.