معنای این وضعیت، بیپناه شدن کار و سرمایه ایرانی در برابر هجوم کالاهای روسی و انگلیسی بود؛ زیرا ۱۳…
انتشار: 2026/08/13 08:04 UTCدریافت: 2026/08/13 15:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 15:51 UTC
معنای این وضعیت، بیپناه شدن کار و سرمایه ایرانی در برابر هجوم کالاهای روسی و انگلیسی بود؛ زیرا ۱۳ سال بعد از ترکمنچای، انگلیسیها نیز شبیه همین امتیاز کاپیتولاسیون اقتصادی را از ایران گرفتند. در اثر این وضعیت، بهتدریج تولید داخلی در ایران ورشکسته شد و ایران به کشوری واردکننده کالاهای مصرفی و صادرکننده مواد خام تبدیل شد. ممکن است سؤال شود که چرا این وضعیت به ایران تحمیل شد؟ دلایل متعددی در این زمینه وجود دارد که سرمنشأ همه آنها به همان ضعف توان دفاعی و شکست نظامی در برابر روسها در ۱۲۰۶ شمسی(معادل ۱۸۲۸ میلادی) برمیگردد؛ زیرا ایران بهعنوان طرف بازنده در جنگ باید به طرف پیروز امتیاز میداد.بنابراین، تا اینجا مشخص شد که اگر ایران در دوره قاجار توان دفاعی بازدارنده داشت، به سرنوشتی که مختصر شرح داده شد، مبتلا نمیشد. به بیان دقیقتر، ضعف در دفاع و شکست در جنگ فقط محدود به حوزه نظامی نماند، بلکه اقتصاد ایران را نابود کرد و آن را به وضعیتی درآورد که هنوز هم تبعات آن برای ایران ادامه دارد.سؤال دیگری که در این زمینه مطرح میشود آن است که چرا تبعات شکست در جنگ بهصورت نابودی تولید در ایران و وابستهسازی آن به واردات کالاهای مصرفی و صادرات مواد خام ظاهر شد؟ ریشه این موضوع نیز به تصمیماتی برمیگردد که قدرتهای استعماری در کنگره ۱۸۱۵ وین اتخاذ کردند. در کنگره مذکور آنها تصمیم گرفتند که بهجای تجارت برده، از نیروی کار آنها در کشورشان بهره ببرند. بنابراین، تلاش کردند تا تولید یک یا چند محصول را در مستعمرات رونق بدهند. از این طریق، نظام تکمحصولی به مستعمرات تحمیل شد و جهان به دو قطب صنعتی(که استعمارگر بود) و تولیدکننده مواد خام(که مستعمره بود) تبدیل شد و از این طریق، تقسیم کاری بر اقتصاد بینالملل حاکم شد. بدشانسی ایران آن بود که بعد از کنگره وین در برابر روسها شکست خورد و بنابراین، تلاش آنها و انگلیسها بر نابودی تولید در ایران متمرکز شد. جالب آنکه در معاهده گلستان که متعاقب جنگ اول ایران و روس منعقد شد، خبری از کاپیتولاسیون اقتصادی نبود(چون قبل از کنگره وین بود) و در جنگ اول تریاک هم که انگلیس بر چین غلبه پیدا کرد و منجر به انعقاد پیمان «نانجینگ» در ۱۸۴۲ میلادی شد، آنچه انگلیس بر چین تحمیل کرد، نسخهای کاملاً کپی شده از ترکمنچای بود که روسها بر ایران تحمیل کرده بودند. هدف از ذکر این موارد تاریخی چیست؟ هدف آن بود که نشان دهیم تقسیم کار حاکم بر اقتصاد بینالملل با زور اسلحه شکل گرفته و تثبیت شده است و در شرایطی که اکنون با انقلاب جدیدی در حوزه تکنولوژی مواجه هستیم که سبب روییدن جوانههای تقسیم کار جدیدی در اقتصاد بینالملل شده است، باز قدرتهای استعماری با زور اسلحه و جنایت درصدد هستند تا ترتیباتی را بر ایران تحمیل کنند که حداقل برای ۲۰۰ سال آتی امکان پویایی را از اقتصاد ایران سلب کند؛ غافل از اینکه ایران با گذر از آستانه وابستگی، اکنون به یک اقتدار دفاعی رسیده که با اتکا به آن دیگر اجازه تحمیل ترتیبات استعماری به خود را نمیدهد. با توجه به آنچه گفته شد، منازعه آمریکا با ایران، یک زمینه قویِ معطوف به اقتصاد دارد و شرط آنکه ایران بتواند مانع از تحمیل ترتیبات استعماری نوین به خود شود، داشتن اقتدار دفاعی است. بنابراین، شرط ابتدایی تأمین منافع ایران در حال و آینده، داشتن توان دفاعی است. از اینرو، شلیک موشک، نهتنها تعارضی با منافع مردم ندارد، بلکه تأمینکننده منافع آنها محسوب میشود.🅱t.me/baloutestan





