بعد از گذشت سی و اندی سال از عمرم و تجربههای سهمگینی اجتماعی و سیاسی که همهمون تو این سرزمین تجر…
انتشار: 2026/08/15 19:18 UTCدریافت: 2026/08/16 16:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 16:05 UTC
بعد از گذشت سی و اندی سال از عمرم و تجربههای سهمگینی اجتماعی و سیاسی که همهمون تو این سرزمین تجربه کردیم، احساس میکنم اثرات فاجعه دی ماه به مراتب عمیقتر از همه آنهاست. در من و اغلب اطرافیانم و یقینا در همه ما، چیزی رخ داده که تا پیش از این تجربه نکردیم. فقط کافیه چند دقیقه تو اکسپلور اینستاگرام وقت بگذرونم تا ویدئویی از لحظات زندگی کشتهشدگان آن چند روز جلوی چشمانم ظاهر شود. فکر میکنم از وقایع ۴۰۱ به اینطرف بود که انتشار ویدئو، از زندگی شخصی و لحظات خصوصی کشته شدگان رونق بیشتری یافت. مثل ترانهخوانی نیکا شاکرمی و محسنشکاری یا آشپزی مهرشاد شهیدی، رقص یلدا آقافضلی، موتورسواری حمید روحی و دهها مورد دیگه. حالا روایتهای تصویری از لحظات خصوصی کشتهشدگان دی ماه هم ادامه همان مسیر است. گویی به مدد دسترسی به ابزار جدید، روایت از فاجعهای که در قتل انسانها رخ داده، رنگو بوی خاصتری گرفته است. برای شخص خودم که از سال ۸۸ مستقیما درگیر تحولات سیاسی شدم، تنها روایاتی که از قربانیان سرکوب سیستماتیک دهه شصت به ما رسیده بود، صرفا روایتهای مکتوبی از دوستان، خانواده یا در موارد معدودی سرودهها و دست نوشتههای خودشان بود. اما حالا گویی چیزی تغییر کرده است، روایت تصویری از زندگی مقتولین، تاثیری به مراتب عمیقتر بر روح و جانمان میگذارد. گویی خود ما هستیم که آن لحظه را زندگی میکنیم ولی در چند ثانیه کوتاه مواجه شدن با این واقعیت که سوژه تصویر، با گلوله و در خیابان کشته شده است، مثل پتکی بر سر فرو میخورد. همه این تغییرات در روایت از زندگی، آرزوها، خندهها و اشکهای کشتهشدگان، واقعیت تلخ سرکوب و فاجعه را عریانتر میکند. در ما چیزی را میسازد که بی اندازه غمبار، بی اندازه مسئولیت آور و بی اندازه فراموش ناشدنی است. "روزنوشتهای یک کارگر روزنامهنگار" @kargarjournalism
