دوست داشتنش حس عجیبی بود.انگار که باران نم نم ببارد و حالت جا بیاید.به همین سادگی.دوست داشتنش مثل ق…
انتشار: 2026/07/23 04:07 UTC
دوست داشتنش حس عجیبی بود.انگار که باران نم نم ببارد و حالت جا بیاید.به همین سادگی.دوست داشتنش مثل قدم زدن زیر باران بود . مثل نشستن در کافه و نوشیدن قهوه با بوی خاک نم خورده ی باغچه کنارِ کافهدوست داشتنش مثل باریدن برف بود. نم نم و بی صدا. سپید و آرامبرف که می بارد ، همه جا سکوت می شود انگار. دوست داشتنش، بی صدا بود. حسی که بی صدا آمد و ماند و خودش رفت... رفت ...

