▪️مجموعه چهار جلدی«یادگیری آزاد»پیتر گری در کتاب یادگیری آزاد نشان میدهد که کنجکاوی، بازی، تجربه و…
انتشار: 2026/08/11 05:47 UTCدریافت: 2026/08/15 04:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:47 UTC
▪️مجموعه چهار جلدی«یادگیری آزاد»پیتر گری در کتاب یادگیری آزاد نشان میدهد که کنجکاوی، بازی، تجربه و ارتباط با دیگران، از مهمترین پایههای یادگیری طبیعی کودکاناند.در کنار چاپ چهارم این کتاب، مجموعۀ چهارجلدی تازهای از آثار پیتر گری نیز منتشر شده است:▫️مدرسۀ مادر طبیعت▫️آسیبهای آموزش اجباری▫️یادگیری بیمدرسه▫️کودکان بدون آموزش رسمیاین چهار کتاب، موضوعات اصلی «یادگیری آزاد» را دقیقتر بررسی میکنند؛ از سازوکار طبیعی یادگیری و پیامدهای آموزش اجباری تا تجربههای واقعی آموزش خودراهبر .مجموعهای برای والدین، معلمان و مربیانی که میخواهند آموزش را از زاویهای متفاوت ببینند؛ زاویهای که در آن، کودکان بیش از کنترل دائمی، به آزادی، فرصت، بازی و اعتماد نیاز دارند.▫️قیمت مجموعه ۴جلدی: (۱.۸۵۰.۰۰۰تومان) با ۱۰٪ تخفیف به قیمت ۱،۶۶۵،۰۰۰ تومان ارائه میشود.▪️سفارش: @Monirkamyabــــــــــــــــــــــــــــــــ@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- [مطالعاتکودکوطبیعت] · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۱۸
- مدرسه طبیعت باغ · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۴:۴۷
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — مدرسه طبیعت باغ
▪️به مناسبت انتشار کتابِ «امپراتوری کودکی» جلوه هایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده▫️در عصر سه شنبههای بخارا▫️تهران | شهر کتاب نیاوران | سهشنبه ۲۰ مرداد | ساعت ۵ بعدازظهر@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
هر چه درخت در ابتدا آرامتر رشد کند تنه سالمتری داردبه نظر برای انسان هم همین گونه باشد!🌳@kodakbazitabiatKIT
در آستانه آینده؛ چگونه نوجوانان برای شکوفایی در جهان در حال تغییر آماده میشوند؟با گسترش هوش مصنوعی، جهان با تغییرات بزرگی روبهروست؛ شغلها دگرگون میشوند، افسردگی و اضطراب نوجوانان افزایش یافته، توان جسمانی کاهش پیدا کرده و بحران معنا پررنگتر شده است.اما این به معنای ناتوانی ما نیست. راهکارهایی ساده و عملی وجود دارد که بدون حذف کامل صفحهنمایشها، میتواند به رشد جسمی، شناختی و هیجانی کودکان و نوجوانان کمک کند.در این سخنرانی، دکتر هادی صمدی از جمله به این موضوعات میپردازد: • بازیهای گروهی در طبیعت برای تقویت جسم، ذهن و هیجان • نقش روایتگری، تاریخ علم، زندگینامهها و داستانها در معنا بخشیدن به زندگی • مشارکت کودکان در پروژههای علمی واقعی برای پرورش کنجکاوی و فهم جهان • اهمیت کار با دست و ساختن در یادگیری بدنمند ریاضیات و فیزیک🎥 فیلم کامل سخنرانی را در سایت چهارراه ببینید: مبانی فلسفی پشتیبان مدارس طبیعت به روایت هادی صمدیhttps://chaharrah.tv/samadi-1405-05-10/@evophilosophy
پیش از آنکه برای فرزندتان کلاس تازهای ثبتنام کنید، این گفتوگو را بخوانید اگر پدر یا مادر هستید و به فکر ثبتنام فرزند خود در کلاسهای آموزشی فوقبرنامه در تابستان هستید، اندکی برای خواندن گفتوگوی محمدرضا سرکارآرانی با عبدالحسین وهابزاده وقت بگذارید. ارزش این گفتوگو در نقد آموزش رسمی نیست، بلکه در عرضهی راهکارهاییست که بهخلاف تصور، نه هزینهای برای خانواده دارد و نه نیاز به امکانات ویژه. مهمترین پیام وهابزاده این است که «مدرسه طبیعت» پیش از آنکه یک مکان باشد، تغییری در نگاه ما به کودک است؛ نگاهی که برای همهی کودکان، در همهی شهرها و روستاهای ایران و در هر شرایط اقتصادی قابل اجراست. کافی است، به تعبیر سهراب سپهری، «چشمها را بشوییم و جور دیگر ببینیم».ایدهی «مدرسه طبیعت» در اندیشهی عبدالحسین وهابزاده، بیش از آنکه طرحی برای آموزش محیطزیست باشد، نقدی بنیادین بر مدرسهی رسمی و شیوه رایج تربیت کودک است. از منظر او، مسئلهی اصلی آموزش طبیعت نیست، بلکه بازگرداندن «کودکی» به کودکان است. از منظری تکاملی، کودک موجودی خودیادگیرنده است که انگیزهی یادگیری را از درون خود میگیرد. آنچه آموزش رسمی و کلاسهای پرهزینه انجام میدهند، اغلب جایگزینکردن انگیزهی درونی با اجبار بیرونی است، در حالی که یادگیری واقعی از تجربه، بازی، مشاهده و تعامل با محیط شکل میگیرد.وهابزاده میان «آموزش» و «یادگیری» تمایز روشنی قائل است. یادگیری فرایندی طبیعیست که کودک از طریق بازی، تقلید، تجربه شخصی و تعامل با دیگران و محیط طی میکند؛ از همین رو، او کودک را نه «آموزشپذیر»، بلکه «یادگیرنده» میداند.در مرکز این اندیشه، مفهوم بازی آزاد قرار دارد. کودک با شاخه و تنهی درخت، خاک، آب یا سنگ، جهانی از تجربه خلق میکند. این بازیها صرفاً سرگرمی نیستند؛ بلکه شخصیت، عواطف و مسیرهای بعدی یادگیری را شکل میدهند. تجربههای عاطفی دوران کودکی بعدها جهت علایق و انتخابهای فرد را تعیین میکنند و کودکی که فرصت تجربهی طبیعت را نداشته باشد، در بزرگسالی نیز رابطهای عمیق با آن برقرار نخواهد کرد.از همین منظر، «مدرسه طبیعت» برای وهابزاده ساختمان یا برنامهی درسی نیست، بلکه محیطی است که کودک بتواند آزادانه بازی کند، تجربه بیندوزد، انتخاب کند و با طبیعت ارتباط برقرار سازد. نقش بزرگسال نیز آموزش دادن نیست، بلکه فراهم کردن محیطی امن و غنی برای تجربه است. انسان میلیونها سال در چنین «مدرسهای» رشد کرده و مدرسهی رسمی نهادی بسیار جدید در تاریخ بشر است.با این حال، وهابزاده بهخلاف برداشت سادهانگارانه از روسو، انسان طبیعی را کاملاً نیکسرشت نمیداند. به باور او، بازی و طبیعت راهنمای طبیعی کودکاند، اما یادگیری قواعد زندگی جمعی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی وظیفهی جامعه است.بنابراین، مدرسهی طبیعت نفی آموزش نیست؛ بلکه تأکید بر تقدم تجربهی طبیعی در سالهای نخست زندگی است.او میگوید دغدغهاش ابتدا حفاظت از محیطزیست بود، اما به این نتیجه رسید که مسئله عمیقتر از بحران طبیعت است؛ زیرا خودِ کودکی در معرض نابودی قرار گرفته است. کودک امروز بیشتر وقت خود را میان آپارتمان، سرویس، مدرسه و کلاسهای متعدد میگذراند و فرصت تجربهی آزاد محیط، محله و طبیعت را از دست داده است. از همین رو، دغدغه او از «طبیعت برای محیطزیست» به «طبیعت برای کودک» تغییر یافت.اگر با خواندن این مطالب هنوز تردید دارید که آیا چنین شیوهای واقعاً کودک را برای آینده آماده میکند یا نه، تردیدتان کاملاً قابل درک است. حرکت در مسیری که با عرف رایج تفاوت دارد، شجاعت میخواهد و این نگرانی که «اگر اشتباه کنم، هزینه آن را فرزندم در آینده خواهد پرداخت» نگرانی نابجایی نیست.از سوی دیگر، در ذهن بسیاری از ما این پیشفرض وجود دارد که هرچه آموزش گرانتر باشد، حتماً بهتر است. اما همانطور که دربارهی تغذیه میدانیم، این قاعده همیشه درست نیست؛ گاهی نان، پنیر و سبزی ساده، سالمتر از بسیاری از فستفودهای گرانقیمتتر است. در تربیت نیز لزوماً آموزشهای پرهزینه، از یادگیری حاصل از بازیهای جمعی، تجربه و حضور در محیطهای طبیعی مانند پارکها ارزشمندتر نیستند.با این همه، اگر هنوز مردد هستید، ضرورتی ندارد آموزشهای رسمی و متعارف را کنار بگذارید. گفتوگوی وهابزاده را بخوانید و سپس خودتان در مورد راهکارهای مناسب برای فرزند خود تصمیم بگیرید. دستکم فرصت این نوع یادگیری را نیز در کنار آموزش مدرسه برای فرزندتان فراهم کنید. اهمیت این راهکار بهویژه برای کودکان زیر ۱۲ سال بیشتر است، هرچند همه کودکان از آن بهرهمند میشوند.هادی صمدی@evophilosophy
کتابهای «یادگیری آزاد» منتشر شدکودکان همه عاشق یادگیریاند ولی اکثراً از مدرسه بیزارند و فراری. مجموعهٔ کتابهای يادگيرىِ آزاد دقیقاً روی همین مسأله انگشت میگذارد. میان کودکِ کنجکاوِ تشنۀ یادگیری و نظام آموزش رسمی شکاف بزرگی هست. پيتر گرِى با استفاده از تحقيقات علمى و زيستشناسىِ تكاملى نشان مىدهد بازىِ آزادانه و بدون نظارت به يادگيرىِ خودانگیخته و اعتمادبهنفس كودكان كمک میکند. او با تکیه بر همین یافته میکوشد مسیری را ترسیم کند که کودکان در آن مجال خودآموزی مییابند. نویسنده در این کتابها از ارزش اجتماعى و جسمى و اخلاقىِ «بازى» سخن میگوید و ريشهها و پيامدهاى کمترْ بازی کردن در دهههاى اخير را نقد میکند. کتابهای مجموعهٔ يادگيرىِ آزاد را مشتاقانه خواهيد خواند و الهامبخشتان خواهند شد.یادگیری آزاد – ۱: مدرسۀ مادر طبیعتیادگیری آزاد – ۲: آسیبهای آموزش اجبارییادگیری آزاد – ۳: یادگیری بیمدرسهیادگیری آزاد – ۴: کودکان بدون آموزش رسمی@nashrenow
وقتی بزرگ شدید میخواهید چه کاره شوید؟ پزشک؟!توصیه میشود نوجوانان و والدین این متن را بخوانند.چند سالیست که از «دگرگونیهای بزرگ بازار کار» و «تغییر مشاغل به واسطه هوش مصنوعی و اتوماسیون» میشنویم. با این حال، هنوز بسیاری با آرامش پاسخ میدهند که این اتفاق تازهای نیست؛ در گذشته نیز با انقلاب صنعتی چنین ترسی مشاهده میشد و تاریخ گواه آن بود که ترسی بیمورد بوده است. (کارگران نساجی در بریتانیا، از ترس بیکاری، ماشینهای جدید نساجی را تخریب کردند. اما ترس کارگران بیمورد بود زیرا شغلها بیشتر شدند و نه کمتر.)این سخن از نظر تاریخی نادرست نیست، اما تفاوت مهمی را نادیده میگیرد. آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً جابهجایی چند شغل نیست، بلکه تغییری کیفی در ماهیت بسیاری از حرفهها و کلاً در ماهیت مفهوم «شغل» است. (استخراج رمزارزها باید نشان داده باشد که ماهیت «پول» و «شغل» درحال تغییرات اساسیست هر چند که از منظر مخالفان تغییر، هیچ چیز جدیدی در ماهیت پول نیز رخ نداده است.)حرفههایی که تا همین چند سال پیش تصور میشد به دلیل پیچیدگی، خلاقیت یا تخصص بالا از دسترس ماشینها دور هستند اکنون در حال برونسپاری به هوش مصنوعی هستند. نادیده گرفتن این تفاوت چیزی بیش از یک خطای تحلیلی ساده است و ریشهای روانشناختی نیز دارد. انسانها به طور طبیعی از ابهام گریزاناند و دوست دارند آینده را در قالب مسیری روشن و قابل پیشبینی ببینند. برای بسیاری از والدین نیز پذیرفتن اینکه شاید دیگر هیچ مسیر شغلی از پیش تضمینشدهای وجود نداشته باشد، دشوار است. از همین رو، همچنان ترجیح میدهند فرزندانشان را در جادهای به ظاهر مستقیم و امن، مانند پزشکی یا چند حرفهی سنتی دیگر، هدایت کنند؛ غافل از آنکه این نقشهی راه در حال تغییر است. تصویر رایج این است که پزشکی حرفهای است که نه با رکود اقتصادی آسیب میبیند و نه با پیشرفت فناوری جایگاهش متزلزل میشود. اما مقالهای که بهتازگی در نیچر منتشر شده، تصویری متفاوت از آینده ترسیم میکند که شاید بسیاری از باورهای سنتی دربارهی انتخاب شغل را دگرگون کند. پژوهشگران در این مطالعه سامانهای به نام «میرا» را معرفی کردهاند که یک عامل هوش مصنوعیست که میتواند مانند پزشک، از لحظه ورود بیمار تا تصمیمگیری دربارهی درمان، بسیاری از وظایف بالینی را بهصورت مستقل انجام دهد. در محیط شبیهسازیشده با هزاران پرونده واقعی بیماران، میرا از بیمار شرح حال میگیرد، بر اساس پاسخها آزمایش یا تصویربرداری درخواست میکند، نتایج را تفسیر میکند، تشخیص میدهد، درمان مناسب پیشنهاد میکند و حتی دربارهی بستری یا ترخیص بیمار تصمیم میگیرد. نکتهی مهم آن است که عملکرد این سامانه در بسیاری از موارد با پزشکان باتجربه برابری میکند و در برخی شاخصها حتی نتایج بهتری نیز نشان داده است. نویسندگان مقاله، البته با احتیاطی که شرط چاپ چنین مقالاتی است، تأکید میکنند که این فناوری هنوز جایگزین پزشکان نیست و پیش از ورود به محیط واقعی بیمارستانها باید آزمونهای فراوانی را پشت سر بگذارد،این مقاله نشان میدهد حتی یکی از تخصصیترین و کهنترین حرفههای جهان نیز از تحول ناشی از هوش مصنوعی مصون نخواهد بود. اگر سامانهای بتواند بخش قابلتوجهی از فرایند تشخیص و درمان را انجام دهد، دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر امنیت سنتی یک حرفه، آینده شغلی را تضمینشده دانست.بزرگترین درس این مقاله برای والدین این است که دنیای آینده دیگر با معیارهای گذشته قابل پیشبینی نیست. اگر هوش مصنوعی میتواند در یکی از دشوارترین رشتههای دانشگاهی چنین نقشی ایفا کند، چه کسی میتواند با اطمینان بگوید که بیست سال دیگر کدام شغل بیشترین درآمد یا امنیت را خواهد داشت؟ به همین دلیل، هدایت اجباری کودکان به سمت پزشکی صرفاً به این دلیل که «آینده خوبی دارد» دیگر استدلال محکمی نیست. آینده متعلق به کسانی خواهد بود که توانایی یادگیری مداوم، سازگاری با تغییر و خلق ارزشهای جدید را داشته باشند؛ ویژگیهایی که بیش از هر چیز از علاقه و انگیزه درونی سرچشمه میگیرند. کودک اگر فرصت پیدا کند در مسیری رشد کند که خودش میسازد، با اشتیاق بیشتری میآموزد و خلاقتر میشود و در برابر دشواریها استقامت بیشتری نشان میدهد.این به معنای آن نیست که والدین هیچ نقشی در انتخاب مسیر فرزندان ندارند. اما تفاوت بزرگیست میان «حمایت از ایجاد علاقه توسط خود نوجوانان» و «تحمیل یک علاقه به آنها».والدینی که اجازه میدهند کودک استعدادهای واقعی را خود را کشف کند، مهمترین هدیه را به او میدهند زیرا آینده از آن کسانیست که امروز لذت خودتحققبخشی را درک کردهاند. بهخلاف تصور رایج، وظیفهی والدین جهت دادن به نوجوان نیست بلکه نظارت بر ساختن و انتخاب هدف توسط خود اوست؛ که البته زحمت بیشتری دارد. هادی صمدی@evophilosophy



