سحر نگاہ شما بوسہ اے بہ محفل داد هواے تازہ بہ چشم خمار و غافل داد چو عطر ناب گلابے ڪہ در هوا پیچید شمیم دلڪش گیسویتان بہ منزل داد دمیدہ از ڪج ابرویتان سحر خورشید بہ آن ڪمانہ ڪشیدن ترانہ حاصل داد بہ شوق دیدن رویت منور است امروز شفق نظارہ ڪشید و شبانہ…
لحظه دیگر تو را در ذهن خود جا داده ام قصه این عشق شیرین را به لیلا داده اممثل مجنونی که جز لیلا نمیبند کسی غیر تو هر دیده ای را از سرم وا داده ام در نماز صبح ؛؛ چشمانت بهنگام قنوت جای رب یار گفتن ؛؛ دل به آنها داده امزورقی هستم شناور غرق آن چشمان توجای افتادن به ساحل دل به دریا داده املحظه هایم پر شده از تو پرم از بودنت عطر دیدار تو را با عشق ماوا داده اممثل رویایی برایم ؛؛ سرخوشم با یاد تو لحظه های با تو را اینگونه معنا داده ام#شاهـــرخ_صفـــرنژادhttps://t.me/Badahe_shahrokh@shahrokh_safarnezhad
به من باز گرد تا حریر نازک تنهاییم را بشکنی وبا بوسه ای مرا رام آغوش خودکنیمرا بچشان و غرقم کن میان پیچ و تاب اندامت ،، مرا نفس بکش و مهمانم کن به بوسه های داغ شبانه...جدال زیباییست ،،طلاقی عشق و حادثهمصاف بوسه های گرم و تن گرگرفتهداغی جنونی بی کم و کاست در شرجی ترین شب آشنایی..#شاهـــــرخ_صفـــرنژادhttps://t.me/Badahe_shahrokh