وقتی «اعتمادبهنفسِ ساختگی» جای «شایستگیِ واقعی» را میگیرد 🎭📉در اواخر دههی ۱۹۸۰، جنبشی تحت عنوان…
انتشار: 2026/08/15 08:40 UTCدریافت: 2026/08/17 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 00:05 UTC
وقتی «اعتمادبهنفسِ ساختگی» جای «شایستگیِ واقعی» را میگیرد 🎭📉در اواخر دههی ۱۹۸۰، جنبشی تحت عنوان «جنبشِ اعتمادبهنفس» در آمریکا شکل گرفت که نقطهی عطف آن، تشکیل «کارگروهِ ویژهی اعتمادبهنفس» در ایالت کالیفرنیا در سال ۱۹۸۶ توسط جان واسکونسلوس بود. هدف این بود که با افزایشِ اعتمادبهنفسِ کودکان، جامعهای سالمتر و مسئولتر بسازند .با این حال، بررسیهای علمی نشان داد که این فرضیه کاملاً اشتباه است. روی بامایستر (Roy Baumeister)**، روانشناس برجسته، در مرور جامعی بر ادبیاتِ پژوهشی به این نتیجه رسید که اعتمادبهنفسِ بالا، عاملِ اصلیِ موفقیت یا خوبی نیست. او و همکارانش دریافتند که «اعتمادبهنفس، نتیجهی خوب عملکردن است، نه علتِ آن» . بهعبارتی، تشویق و پاداشِ بیدلیل، اعتمادبهنفسِ واقعی نمیسازد، بلکه میتواند منجر به خودشیفتگی و بزرگبینیِ بیپایه شود .**تحقیقاتِ کارول دویک (Carol Dweck) در دانشگاه استنفورد نیز نشان داد که نوعِ پاداش و تشویق، تأثیراتی کاملاً متفاوت بر انگیزه و تابآوریِ کودکان دارد .در آزمایشی معروف، از کودکان خواسته شد تا یک سری مسائلِ نسبتاً ساده را حل کنند. سپس به یک گروه گفتند: «تو در این کار خیلی باهوشی!» (تحسینِ هوش) و به گروه دیگر گفتند: «تو برای این کار خیلی زحمت کشیدی!» (تحسینِ تلاش). نتایج نشان داد:- کودکانی که بهخاطرِ هوش تحسین شدند، در مرحلهی بعدی، کارهایِ آسانتر را انتخاب کردند تا برچسبِ «باهوش» را حفظ کنند و از چالشهایِ جدید و آموزنده فرار کردند.- در مقابل، کودکانی که بهخاطرِ تلاش تحسین شدند، کارهایِ چالشبرانگیز را ترجیح دادند و در مواجهه با شکست، تابآوری و انگیزهی بیشتری نشان دادند .نکتهی کلیدی: تحسینِ بیدلیل برای «نتیجه» (مثل «تو باهوشی»)، کودک را به سمتِ «ذهنیتِ ثابت» (Fixed Mindset) سوق میدهد که در آن، هوش و استعداد را ذاتی و غیرقابلِ تغییر میداند. در مقابل، تحسینِ «فرایند» و تلاش، «ذهنیتِ رشد» (Growth Mindset) را شکل میدهد که در آن، تواناییها قابلِ توسعه از طریقِ کوشش و پشتکار هستند .جامعهای که با «جایزه برای حضور» و «کارتهای صدآفرینِ بیمورد» بار میآید، در حال پرورشِ نسلی است که «شکست را برنمیتابد، برای تلاش طاقت ندارد و خود را مرکزِ جهان میداند»**؛ درست همان چیزی که بامایستر آن را «خودشیفتگیِ ناشی از اعتمادبهنفسِ کاذب» مینامد .**#تربیت_دوپامینی@bacheh_shia
