تو را شناختم تو را یافتم و تو را دریافتم و همه حرفهایمشعر شد سبک شدعقدههایم شعر شدهمه سنگینیها شعر شدبدی شعر شدسنگ شعر شدآسمان شعر شددشمنی شعر شدهمه شعرها خوبی شدچرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست#حسین_منزوی
ز اهل عقل جز نه در برابر بس که بشنیدمشدم دیوانه و با خویش آخر گفتگو کردم#کلیم_کاشانیامشب رو با حماقت هندی ها به پایان میبریم😊انتقام هندی ها از ترانسفورماتور به خاطر برق گرفتگی گاو
جلوی خودم را نگاه کردم ..در جمعیت تو را دیدم ...میان گندمها تو را دیدم ..زیر درختی تو را دیدم ...در انتهای همه سفرهایم ..در عمق همه عذابهایم ...در خمِ همه خندهها ..سر بر کرده از آب و از آتش ...تابستان و زمستان تو را دیدم ..در خانهام تو را دیدم ...در آغوش خود تو را دیدم ...در رؤیاهای خود تو را دیدم ...دیگر ترکت نخواهم کرد !#پل_الوار